منابع پایان نامه ارشد درباره طلاق، اعراب مسلمان، صدق و کذب

نفوذ اسرائيليات در منابع اسلامي کدامند؟
فرضيههاي تحقيق
اسرائيليات از طريق اهل کتاب و مسلمان نماها و نيز کتابهايي همچون السنـة و التوحيد وارد منابع اسلامي شدند و بر وهابيت تأثير گذاشتند.
وهابيت در مباني اعتقادي خويش پيرو آن دسته از يهودياني که به نظريهي تجسيم در برخورد با صفات خبري خداوند معتقد هستند، ميباشند، خدشهدار کردن سيماي اسلام و مسلمانان و انحراف مسلمانان در عقايد خويش از آثار و پيامدهاي اسرائيليات هستند، تشويق خلفا در عصر بني اميه مخصوصاً در زمان خلافت خليفه دوم و ممنوعيت از نقل و نگارش حديث از عوامل عمده نفوذ اسرائيليات در منابع اسلامي به شمار ميروند.
کاربرد تحقيق
سندي براي نشان دادن ميزان اعتبار أحاديث و روايات از سوي اشخاص مختلف خواهد بود و از خطرهاي احتمالي اسرائيليات در هنگام استفاده از احاديث و روايات جعلي اهل کتاب در تفاسير پرده بر ميدارد.
روش تحقيق
جمع آوري و تدوين اطلاعات به صورت کتابخانهاي و نيز استفاده از سايتها و وبلاگهاي اينترنتي نيز در دستور کار نگارنده بوده است.
فصل اول:کليات و مفاهيم اسرائيليات
واژه اسرائيليات در لغت
اسرائيليات جمع اسرائيليه است و در اينکه ريشه آن عربي يا از واژگان وارداتي زبان عربي است، اختلاف نظر است؟ بعضي آن را واژهاي عبري دانستهاند که به معناي “پيروزي بر خدا” است.
اين کلمه مرکب از دو جزء است؛ واژه “اسرأ” به معناي پيروزي و چيره شدن و واژه “ئيل” به معناي قدرت تام و تمام بنابراين، “اسرائيل” يعني چيره شده و پيروز آمده بر قدرت کامل يعني خداوند تعالي. بنا بر عقيده يهوديان، پس از پيروزي حضرت يعقوب در پيکار با خداوند به وي لقب “اسرائيل” داده شد1. نظر ديگر اين است که: “اسرائيل” از نظر لغوي به معناي بنده و برگزيده خدا2 و هم معناي عبدالله است3. بعضي هم احتمال دادهاند کلمه اسرائيل عبري نبوده بلکه عربي و برگرفته از عبارت “سبحان الذي اسري بعده” باشد4.
واژه اسرائيليات در اصطلاح
اسرائيليات در اصطلاح به روايتهاي برگرفته شده از يهود و نصاري گفته ميشود که در ميان امتهاي گذشته جاري بوده است5 به جهت غلبه جانب يهودي اين روايات بر جانب نصراني آنها، اسم اسرائيليات بر آن نهادهاند. غالب اين داستانها خرافي و بياساساند6.
تعاريف مختلف از اسرائيليات:
“فان فلوتن” در تعريف اسرائيليات ميگويد:
علماي اسلام واژه اسرائيليات را بر تمامي عقايد غير اسلامي خصوصاً آن دسته از عقايد و افسانهها و خرافاتي که يهود و نصاري از قرن اول هجري در دين اسلام وارد کردهاند، اطلاق مينمايند.7
دکتر آل جعفر نيز ميگويد:
در اصطلاح مفسران و محدثان، اسرائيليات، شامل داستانهاي خرافي و اساطيري ميشود که وارد احاديث و تفاسير اسلام گرديدهاند، گرچه منشا آنها يهودي يا مسيحي نباشد.8
يکي ديگر از محققان مينويسد:
اسرائيليات، اصطلاحي است که انديشمندان مسلمان آن را بر مجموعه اخبار و قصههاي يهودي و نصراني اطلاق مينمايند که بعد از ورود جمعي از يهوديان و مسيحيان به دين اسلام و يا تظاهر آنها به مسلماني وارد جامعه اسلامي گرديده است.9
دکتر محمد حسين ذهبي در معناي اسرائيليات تعريف جامعي ارائه کرده و ميگويد:
واژه اسرائيليات گرچه ظاهراً نشانگر نفوذ يهود در تفاسير ميباشد ليکن مقصود ما از اسرائيليات مفهومي گستردهتر و فراگيرتر از اين است و آن عبارتست از تأثيرپذيري تفاسير از فرهنگ يهودي و مسيحي و غلبه رنگ اين دو فرهنگ و مانند آنها بر تفاسير اما از آنجا که از صدر اسلام تا زمان عالمگير شدن آن همواره يهوديان بيش از سايران با مسلمانان معاشرت داشته و از نظر تعداد هم بيش از همقطاران خود بودند، بدين جهت در مقايسه با مسيحيت و ساير فرقه ها بيشترين تأثير را در تفاسير (و ساير منابع اسلامي) برجاي ميگذارند.10
اقسام اسرائيليات
اسرائيليات به لحاظ محتوا، درستي و کيفيت نقل به انواع متعددي تقسيم شده است که هر يک حکمي خاص دارد. ابن تيميه، اين روايات را بر اساس صدق و کذب به سه دسته تقسيم ميکند:
رواياتي که درستي آنها معلوم است و شاهدي بر صدق آنها وجود دارد.
رواياتي که نادرستي آنها معلوم است و شاهدي بر کذب آنها وجود دارد.
رواياتي که بر درستي و نادرستي آنها دليل وجود ندارد و اسلام درباره آنها سکوت کرده است.وي قسم اول ميپذيرد و قسم دوم را مردود شمرده، درباره قسم سوم ميگويد: اين روايات را نه ميپذيرم و نه رد مي کنم؛ ولي نقل آنها براي استشهاد جايز است.11
ذهبي در تقسيمي اين روايات را به صحيح، ضعيف و موضوع تقسيم مي کند و در تقسيمي ديگر ميگويد: اسرائيليات موافق با اسلام يا مخالف با آن است، يا اسلام درباره آن سکوت کرده است. وي در تقسيم سوم آورده است: اين روايات يا به عقايد يا به احکام مربوط ميشود يا از قبيل موعظه و حوادث تاريخي است.12
سپس درباره اين اقسام مينويسد: آنچه با شريعت اسلام موافقت دارد، پذيرفتني و نقل آن جايز است و آنچه با شريعت اسلام مخالفت دارد، مردود و نقل آن حرام است و آنچه اسلام درباره آن سکوت کرده، نه قابل تصديق و نه شايسته تکذيب است اما نقل آن اشکالي ندارد زيرا غالب روايات اين قسم به قصص و اخبار تاريخي مربوط ميشود و با عقايد و احکام ارتباطي ندارد تا نقل آن جايز نباشد.13
تقسيم بهتري که ميتوان در اين باره مورد توجه قرار داد اين است که روايات اسرائيلي، يا به طور شفاهي نقل شده چنان که بيشتر منقولات کعب الأحبار، ابن منبه، ابن سلام و امثال آنان چنين است يا شفاهي نبوده بلکه در کتابهاي عهدين وجود دارد چنان که بيشتر آنچه از اهل بيت (ع) در مقام احتجاج اهل کتاب به آن استناد شده، از اين قبيل است.
بيشتر منقولات شفاهي- اگر نگوييم همه آنها- مطالبي ساختگي است که هيچ اصل و اساسي ندارد و منشاء آن، شايعات عوام و ساختگي است. بدين جهت نميتوان آنها را پذيرفت؛ اما قسم دوم به سه دسته تقسيم ميشود: يا در اصول و فروع با شريعت اسلام موافق است که اين قسم را ميپذيرم؛ مانند آنچه در مزامير آمده است: متوکلان و اميدواران به پروردگار، وارث زمين خواهند شد14 و قرآن اين مطلب را تصديق کرده است: ” وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ “.15 يا با شريعت اسلام مخالف است که آن را ترک ميکنيم؛ مانند آنچه در سفر خروج آمده که ميگويد: هارون، خود گوسالهاي را براي پرستش بني اسرائيل ساخت نه سامري.16
اين مطلب با هدف خداوند از ارسال رسولان و آيات قرآن در تضاد است17 که ميگويد: “فَکَذالِکَ اَلقَي السَامِريَ فَاَخرَج لَهُم عِجلاً جَسَدًا لَهُ خوارّ فَقالوا هذا الهُکُم و اِلهَ موسي…”18 اما آنچه را اسلام درباهاش سکوت کرده، نه ميپذيريم و نه رد ميکنيم و شايد سخن پيامبر که فرمود: اهل کتاب را نه تصديق کنيد و نه تکذيب19 به همين قسم ناظر باشد زيرا آنان حق و باطل را به هم آميختهاند که اگر آنان را در اين امور تصديق کنيم، ممکن است باطل باشد و اگر تکذيب کنيم ممکن است حق باشد بنابراين در اين گونه موارد احتياط و طبق قواعد نقل حديث عمل ميکنيم.20
پيدايش اسرائيليات
در علت اين که چرا روايات يهودي بيشتر از اديان ديگر وارد اسلام شده بحث مجزايي بوده که در اين مختصر، مجالي براي آن نيست؛ اما به صورت مختصر ميتوان گفت مسيحيان جز برخي مفاهيم اساسي ديني، تنها در موضوعاتي چون داستان حضرت مريم (س) و حضرت عيسي (ع) و نيز داستان اصحاب کهف، مطالبي جذاب براي مسلمانان داشتهاند و طبيعي است که محافل و تعاليم آنان در بسياري از مسائل، براي پرسشگران مسلمان کششي نداشته است. از آنجا که يهوديان بر پايه کتب عهد عتيق و ديگر منابع ديني خود، درباره بسياري از قصههاي مطرح شده در قرآن کريم و حديث نبوي، سابقه ذهني و آشنايي تفصيلي داشتهاند و افزون بر آن، ارتباط جمعيتهاي يهودي ساکن در شبه جزيره با اعراب مسلمان شده، ارتباطي نزديک بوده است، اين تأثيرپذيري، درباره يهود بيشتر مصداق داشته است. اديان وگروههاي ديگر نيز قدرت ومجال چنداني در ورود به بحثهاي تفسيري و روايي نداشتند و تنها در عواملي؛ چون فلسفه، طب و… ميان مسلمانان جايي پيدا کردهاند که ارتباطي بين آنها و بحث ما وجود ندارد.
آغاز روايات اسرائيلي را ميتوان از همان سالهاي نخستين دانست البته گسترش آن در دوران تابعان بوده است. در اين دوران بسياري از اسرائيليات وارد تفسير شده؛ زيرا در آن زمان تعداد زيادي از اهل کتاب اسلام آوردهاند، ولي ذهن آنان همچنان از داستانها و افسانههاي پيشينيان درباره پيدايش خلقت، اسرار آفرينش، آغاز حيات موجودات، أخبار امتهاي گذشته، سرگذشت پيامبران و قصهها و افسانههاي بسياري که در تورات و ديگر کتابها آمده است، انباشته بود. عامه مردم اشتياق داشتند تا جزئيات آنچه رادر قرآن به گونه سربسته مطرح شده است بشنوند؛ خصوصاً اموري که به سرگذشت يهود و نصاري مربوط ميشد و در کتب عهدين از آن ياد شده بود؛ از اين رو، مسلمانان به داستانهاي اينان گوش فرا ميدادند؛ در نتيجه تعداد زيادي از اين اسرائيليات را بدون پروا و بي هيچ بررسي، تفاسير گنجاندند.21
کتابهاي تفسيري و اسرائيليات
متأسفانه کتابهاي تفسيري آکنده از اين نوع روايات است و بسياري از مفسران در مقام تفسير برخي از آيات مربوط به چگونگي آفرينش يا تاريخ گذشتگان و يا پديدههاي غيبي که از نظرها پنهان است، اين روايات را نقل کردهاند و آن را به عنوان تفصيلي بر اجمال قران يا حتي به عنوان اطلاع رساني آوردهاند. اين آفت، هم دامنگير مفسران اهل سنت شده هم مفسران شيعه، البته مفسران اهل سنت سهم بسيار زيادي در آن دارند و در تفاسير معتبر شيعه به ندرت ديده ميشود.22
علاوه بر تفاسير منسوب به برخي صحابه و تابعين، مانند ابن عباس، مجاهد، مقاتل بن سليمان، ضحاک، سُدّي و ديگران که منبع اسرائيليات هستند، برخي از تفاسيري که در قرنهاي بعدي نوشته شده و از نظم و ترتيب بهتري برخوردارند، نيز آکنده از روايتهاي اسرائيلي است و ميتوان از تفسير جامع البيان طبري و الدرالمنثور سيوطي به عنوان نمونه ياد کرد که به طور گسترده به نقل اين روايات پرداختهاند. جايشگفت است که اين مفسران چگونه چنين رواياتي را به عنوان تفسير آيات قرآني ارائه کردهاند که مشتمل بر خرافات و مطالب غيرمنطقي و گاهي مخالف با خود قرآن ضرورتهاي اسلامي است؟
يکي از مواردي که روايات اسرائيلي در آن حضوري گسترده دارند، موضوع آفرينش انسان و جهان است و مفسران در تفسير آيات مربوط به آن حجم بالايي از اين روايات را که برگرفته از تورات و متون ديگر اهل کتاب است، نقل کردهاند. اين مفسران در توضيح و تفسير آيات نوراني قرآن، به خود اجازه دادهاند که مطالب بسيار سخيف و خلاف عقل و منطق را نقل کنند که به راستي وهن بر قرآن و حتي گاهي مخالف صريح آيات قرآني است.
يک نمونه آن، روايتي از ابوهريره است که دلالت دارد که خداوند، جهان را در هفت روز آفريده و اين بر خلاف نص صريح قرآن است که جهان در شش روز آفريده شده است. جالب است که راويان آن، آن را به شخص پيامبر خدا (ص) نسبت ميدهند! متن اين روايت طبق نقل طبري چنين است: ابوهريره ميگويد: پيامبر خدا صلي الله عليه و آله دست مرا گرفت و گفت: خداوند خاک را روز شنبه و کوهها را روز يکشنبه و درختان را روز دوشنبه و بدي را روز سهشنبه و نور را روز چهارشنبه و حيوانات را روز پنجشنبه و آدم را در ساعت آخر روز جمعه آفريد.23
اين روايت علاوه بر اين که مخالف قرآن است مشتمل بر مطالب سستي است که نيازي به گفتن ندارد و لذا برخي از محدثان اهل سنت گفتهاند که ابوهريره آن را از کعب الأحبا

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...

Add a Comment