منابع پایان نامه ارشد درباره دانشگاه ها

با چنين پيشرفت مواجه مي شد؟ و نظير آنچه در نجد نصيب آنها شد پيدا ميکرد؟ به نظر ميرسد جواب منفي باشد زيرا برخي از دعوت کنندگان وهابي به شرحي که در اخر کتاب وهابيان ذکر خواهد شد ، دعوت وهابي گري را در چند نا حيه غير از نجد ، آغاز کردند و افراد مبرزي به نشر ان تفکر وانديشه ، همت گماشتند و و در برخي منطق مانند پنجاب هند ، ناشران دعوت ، با همان متد و روشي که شيخ محمد و تباعش در نجد معمول مي داشتند دست به فعاليت زدند ، اما هيچ يک از اين کوشش ها به نتيج? مطلوب نرسيد.150
آيت الله مكارم شيرازي در مقايسة بين موفقيت محمد ابن عبدالوهاب در سر زمين نجد و عدم موفقيت ابن تيميه در سرزمين شام ، مي نگارد : يكي از دليل عمدة آن اين بود كه دمشق وشام يكي از مراكز علوم اسلامي در آن زمان بود ، وعلماي بر جسته وحوزه هاي علميّه فراواني داشت ؛ آنها بصورت وسيع در برابر اشتباهات ابن تيميه به مقاومت بر خاستند ، وبا اين كه طرفداران قابل ملاحظة پيدا كرده بود ، نفوذ او را با دلائل منطقي در هم شكستند ، در حالي كه سر زمين نجد ازاين نظر در آن زمان بسيار فقير بود ، وشبهات سر سلسلة اين گروه با مقاومت چنداني رو برو نشد ودر ميان عوام گسترش يافت . در طول تاريخ هر منطقة زير پوشش علما ودانشمندان آگاه بوده است ، از اين آفات مصون مانده است.151علي اصغر رضواني در اين مورد مقايسه فوق مي نگارد: “از آنجايي که افکار باطل ابن تيميه در منطق? شامات که مهد علم و دانش بود، با انتقادات واعتراضات علماء و دانشمندن مذاهب مختلف مواجه گرديد و باعث انزواي ابن تيميه گشته، افکار و عقايد وي در بوته فراموشي سپرده شد. ولي در قرن 12ه.ق. اين افکار در منطق? نجد که عاري از تمدن و فاقد فرهنگ بود ، مجدداً منتشر شد و پس از آن توسط قدرت سعودي و با پشتيباني قدرت هاي استعماري به ترويج آنها پرداخته شد”.152
آيت الله جعفر سبحاني مي نگارد:
“دو چيز به انتشار دعوت محمد بن عبدالوهاب در ميان اعراب باديه نشين نجد کمک کرد: 1- حمايت سياسي نظامي آل سعود 2- دوري مردم نجد از تمدن و معارف و حقايق اسلامي “.153 عوامل مؤثردر جذب ونفوذ وهابيت.
الف- فقر و تبعيض
از عواملي که براي پيشرفت تبليغ وهابيت کمک کرد مي توان عامل فقر و رفتار تبعيض آميز را قلمداد کرد زيرا تجربه نشان داده است که فقر و مشکلات مالي در برخي مناطق سني نشين و حتي شيعه نشين کشور، وهابي پولدار را با توفيقاتي روبرو ساخته و از طرفي برخي کج سليقگي هاي فردي اِعمال شده و رفتار تبعيض آميز ميان سني و شيعه به نا رضايتي ها دامن زده است و زمينه گرايش به وهابي ها را (نه از باب علاقه که از باب اعتراض به وضع موجود ) فراهم کرده است.
ب- ضعف ايمان نسل جديد
بشر که غالبا سرو کاري با عالم فيزيک و ماده دارد باور داشتن به امور غيب و متافيزيکي را مي توان با اعتقاد راسخ آموزه هاي متين ديني هضم کرد به طوري که اگر اين باور با نيروي ايمان ساپورت نشود در معرض آسيب خواهد بود ، لذا وهابيت از همين اهرم استفاده کرده و سراغ افراد ضعيف الايمان و مدرنيزه شده غرب رفته و در دام خويش گرفتار مي نمايد زيرا آموزه هاي وهابيت از نظر غيب زدايي و نفي عوامل متا فيزيکي، همگرايي جدي اي با فرهنگ الحادي غرب دارد و از همين منظر تاثير پذيرفتگان از فرهنگ مدرنيته ورسانههاي غربي ( بويژه در نسل جوان) بخصوص از طريق اينترنت و دانشگاه ها را در همين راستا بتوان توضيح داد .
ج- نا آگاهي دين داران
يکي از روشها و ابزارهايي که وهابيت براي دست يافتن به اهدافشان استفاده مي کنند منحرف کردن دين داران نا آگاه و ساده لوح است البته ناداني و نا آگاهي ، همواره بزرگترين دستاويز انحرافات در همه جريان هاي مذهبي بوده و توانسته است در ميان دين باوران نا آگاهي که با بدنه علماء و نخبگان دين کمتر ارتباط داشتند اند . اثر بگذارد و با شستشوي مغزي و تحريک احساسات مذهبي آنها ، طرفداران و هواداران جان بر کفي براي خودشان تربيت کنند . افراطي هاي پاکستان و گروه ريگي و القاعده که جواناني خام وسطحي با دغدغه ديني اند ، نمونه خوبي براي اين مساله به شمار مي آيد .
د- رفتار هاي تفرقه آميز
وهابيت براي رسيدن به اهداف شان از وسيله تفرقه ميان تشيع و اهل سنت به خوبي استفاده مي کنند و برخي از گروه هاي اهل سنت که در طول سالهاي متمادي با شيعيان زندگي مسالمت اميز داشته اند تلاش مي کنند در مرحله اول بين شان تفرقه ايجاد کنند و بعد به سوي خود شان جذب نمايند.برهمين اساس برخي از کساني که حرکت هاي افراطي و وحدت شکن دارند و دست به اعمال تفرقه آميز مي زنند در واقع گامي براي پيشرفت فرقه وهابيت بر داشته اند.154
3- همکاري آل سعود
همکاري حاکمان وقت و تشنگان قدرت يکي ديگر از عوامل موفقيت وپيشرفت وهابيت بود که براي تداوم حکومت خوشان دست پيمان همکاري متقابل بسوي محمد ابن عبدالوهاب دراز کردند و همواره بر مفاد اين پيمان و معاهده تلاش مي کردند. حاکمان آل سعود از ابتداي دعوت دعوت محمد ابن عبدالوهاب تا هنوز پيوسته با وهابيت همکاري و در خدمت آنان قرار گرفته اند در کتاب “وهابيان را بهتر بشناسيم” آمده است : [….] با پدرش به شهر “حريمله” هجرت کرد و تا وفات پدر در آنجا ماند؛ در حالي که پدر ش از او راضي نبود. از آنجا که محمد بن عبدالوهاب ، عقايد خرافي خود را که بر خلاف عامه مسلمانان بود و در حقيقت همان عقايد ابن تيميه بود منتشر مي ساخت ، بعد از فوت پدرش خواستند او را بکشند که به شهر “عيينه” فرار کرد .قرار شد امير شهر ، عثمان بن معمر ، اورا ياري کند تا بتواند افکار و عقايدش را در جزير? العرب منتشر سازد. و براي تأکيد اين ميثاق ، امير عيينه خواهرش جوهره را به نکاح محمد بن عبدالوهاب در آورد . لکن اين ميثاق و ازدواج دوام نياورد .به همين دليل از ترس اين که امير او را ترور کند به “درعيه” شهر مسيلم? کذاب ، فرار کرد. از همان موقع که در “عيينه” بود به کمک امير شهر در صدد اجراي عقايد وافکار خود برامد و مقر زيد بن خطاب را خراب کرد و اين منجر به فتنه و آشوب شد . در “درعيه” نيز با محمد بن سعود-جدآل سعود- که امير آن شهر بود، ملاقات کرد. قرار شد محمد بن سعود هم او را ياري کند ودر عوض، او نيز حکومتش را تأييد نمايد. محمد بن سعود به جهت تأييد اين ميثاق ، يکي از دختران خود را به نکاح او در آورد . اولين کار او اين بود که حکم به کفر و شرک و ترور امير”عيينه” داد و سپس آل سعود را براي حمله به “عيينه” تشويق کرد . در اثر آن حمله تعدادي زيادي کشته ، خانه هايشان غارت و ويران شد و به نواميس شان هم تجاوز نمودند.155 در جاي ديگر آمده است که وقتي محمد بن عبدالوهاب به درعيه امد و با محمد بن سعود در ارتباط شد همان پيماني را که با امير عيينه بسته بود با محمد بن سعود نيز بست ولي همکاري محمد بن سعود با او به دو شرط منوط بود که براي شيخ محمد طرح کرد ؛ يکي اين که در قبال اين که ما ترا ياري کرديم و به کشور ها دست يافتيم ما را ترک نکني و در جاي ديگر سکنا نگزيني! و دوم اين که ما در شهر درعيه قانون ماليات گيري از ميوه هاي مردم در فصل رسيدن، داريم تو بايد متعهد شوي که اين قانون و درآمد اقتصادي ما را لغو نکرده و فرمان تحريم ماليات گيري را صادر ننمايي! و شيخ محمد نيز اين دو شرط را قبول نموده واظهار نمود که من ترا با ديگري به هيچ عنوان عوض نخواهم کرد و خدا در فتوحاتي که نصيب ماخواهد کرد ، غنايمي قرار خواهد داد که تو را از اين ماليات نا چيز بي نياز سازد .اين پيمان همکاري بين هر دو محمد بسته شد و ابن سعود از اين پيمان ومعاهده خوشحال بود. اين پيمان تاکنون در شعاع گسترده اي محفوظ مانده است. محمد بن عبدالوهاب بعد از اين معاهده به فعاليت خويش شروع کرد و به تمام رؤساي قبائل و مردم نجد نامه نوشت و آنها را به سوي پذيرش دعوت مذهب خود فرا خواند . برخي پيروي کردند وبرخي ديگر بي اعتنايي کردند و شيخ محمد با عنوان جهاد عليه کفر و شرک و بدعت گذاران، با همکاري ابن سعود ، لشکري تشکيل داد و عليه مسلمانان قيام کردند و به شهرها و روستاهاي مسلمان نشين يورش بردند و مردم را بخاک و خون کشيدند و تمام اموال ودارايي آنها را به عنوان غنايم جنگي به غارت بردند156.
4- سردادن شعار هاي مذهبي
از عوامل ديگر موفقيت وهابيان ، استفاده وهابيان از شعار هاي مذهبي بود که در جنگ با مخالفان به ويژه شيعه به کار مي گرفتند. آنها با شعارهاي همچون بدعت زدايي وجهاد با كافران ومشركان ، روحيه جهادي در بين مردم القا مي كردند وعوام الناس را پيرامون رهبران شان گرد مي آوردند وبا اين روش مرموزانه وخوارج گونه به تمام جنايات شان رنگ مذهبي مي دادند وآن را فريضه ديني پنداشته و به قصد قربت انجام مي دادند چنانکه طالبان وقتي سرهاي مخالفين شان را از بدن جدا مي کردند لااله الا الله مي گفتند .علي اصغر فقهي مي گويد: “شيخ محمد ، جنگ با مخالفان خود را که نام جهاد بر آن مي نهاد جزو اصول کارخويش قرار مي داد تا اتباع او به قبائل ونواحي ديگر حمله برند و پس از غلبه بر دشمنان، اموال ايشان را تصاحب کنند و سرزمين شان را متصرف شوند. باديه نشينان که به اين امور عادت داشتند، بدان روي آوردند ، بويژه که اغلب آنان با يکديگر دشمن بودند و هر قبيله براي حمله به قبل? ديگر آمادگي داشت “.157 در کتاب چالش هاي فکري و سياسي وهابيت آمده است : شعار جهاد با کافران و مشرکان ، يکي از عوامل موفقيت آميز وهابيت بود محمد بن عبدالوهاب از اين حربه خوب به نفع خويش استفاده کرد زيرا اين حربه هميشه مورد توجه مسلمين قرار داشت و امتياز هاي زيادي را براي آنها داشت. در اين راستا تمامي اختلافات و در گيري ها رنگ مذهبي و اعتقادي به خود مي گيرد و در نتيجه مسلمين و پيروان فرقه هاي مختلف اسلامي ، با قصد قربت و فريضه ديني در اين در گيري ها و صحنه هاي نبرد حضور مي يابند و بر اين اساس ، با احساس رضايت از رفتار خود، غريزه اي معنوي خود را هم ارضامي نمايند.158 در حقيقت مي توان گفت وهابيت عقايد مردم را به بازي گرفت و از اين راه منافع خود شان را تامين کرد. در واقع شعار هاي جذاب و از جمله تکفير ديگران يک وسيله اي بود براي وهابيت که با آن مال و زندگي مردم به راحتي مورد تجاوز و تصاحب قرار مي گرفت، سرزمين شان اشغال و تصاحب مي شد چنان که فؤاد ابراهيم در کتاب “شيعيان عربستان” مي نگارد: ميتوان گفت حکومت آل سعود بر اساس تکفير جوامع همسايه با هدف مشروعيت بخشيدن به تجاوز و تعرض به سرزمين شان، اشغال مناطق آنان و مصادره اموال شان بنيان نهاده شده است، گرايش به توسعه طلبي که از ارکان تفکيک نا پذير و ذاتي ايدئولوژي وهابي به شمار ميآيد و در نهايت يکي از ويژگي هاي رژيم سعودي را تشکيل مي دهد .تعبير متداول از سنت اسلامي حاکي از اين است که جنگ عليه مشرکان يک تکليف شرعي بوده است که بايد توسط مؤمنان و با اهداف اجراي شريعت خداوند و بنيان نهاده امت اسلامي به اجرا درآيد. اين اصل چنانچه در قالب ايدئولوژي وهابي به اجرا درآيد بر افروختن جنگ عليه تمام مسلماناني که ايمان شان نا خالص است را مجاز مي شمارد.159علي الوردي جامعه شناس عراقي مي گويد: حکم تکفيرديگران از عوامل پيشرفت وهابيت بود و با اين دستاويز مشروعيت جنگ با مخالفان خود را به دست مي آورد و با اين اميد که به اموال وغنايم دست يابند. وي معتقد است که اگر اين دستاويز مهم نبود ترغيب و کشاندن قبائل اعراب باديه نشين به پذيرش دعوت وهابي گري امکان پذير نبود بلکه قبول دعوت، راه وهابيون را براي حمله و تجاوز به مناطق ديگران را گشود و مطابق با تعاليم ديني ، امکان انباشتن و تصرف در اموال وغنايم فراوان در روي زمين ، علاوه بر آنچه که در بهشت به

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...

Add a Comment