منابع پایان نامه ارشد درباره امر به معروف

وهابيت کنند. در ايران پس از شهريور 1320 كه قواي اشغالگر انگليس وارد ايران شدند تني چند از روشنفكرنماهاي به‌اصطلاح اصلاح‌طلب دست به رواج افكار وهابي زدند كه از جمله شخصي به نام حكمي‌زاده بود. او جزوه‌اي به نام اسرار هزارساله نوشت و در آن گزيده افكار وهابي‌ها را به عنوان انديشه‌هاي خود و ايراد و اعتراض به عقايد هزارساله شيعيان منتشر ساخت كه امام خميني(ره) در همان ايام كتاب كشف‌الاسرار را در رد آن نوشت و منتشر ساخت و ديگري احمد كسروي بود كه در كتاب‌هاي خود از جمله كتاب شيعي‌گري به انتشار افكار وهابي‌ها پرداخت و مرحوم حاج سراج انصاري كتاب “شيعه چه مي‌گويد” را در رد آن نوشت.نقش استکبار در پرورش جريان وهابيت بسيار مهم و حياتي به حساب مي آيد زيرا چنانکه اشاره رفت بريتانيا هم دراحداث و توليد تفکر وهابيت فعاليت داشته و اشخاص کار آزموده را بکار مي گرفته است و هم در بقا و استمرار آن از هيچ کمکي فرو گذار نکرده است. در کتاب جنبش هاي اسلامي معاصر مي نويسد: بعد از جنگ جهاني اول در حالي که شريف حسين حدود هشت سال حکومت متزلزل و نا پايدار حجاز را اداره مي کرد ابن سعود امير نجد در کمين او نشسته بود و منتظر فرصت بود و در همين حال که روابط حسنه اي با انگليسي ها داشت از طريق يک انگليسي متظاهر به اسلام از آنها مستمري دريافت مي کرد. بعد از آن که ابن سعود با کار گرداني اصلي صحنه يعني انگلستان، درصدد بر اندازي حکومت شريف حسين بر آمد و به حجاز طائف و سپس مکه و مدينه حمله ور شد و تحت تصرف خود درآورد ، دولت انگليس پادشاهي ابن سعود را بر حجاز و سلطنت سعودي ها را بر نجد و حجاز طي پيمان جده در سال 1937/م اعلام به رسميت شناخت و در سال 1932/ م کشور عربستان سعودي به وجود آمد و منابع عظيم نفت شبه جزيره به شرکت هاي انگليسي و آمريکايي آمد.171
انگلستان در تثبيت حکومت سعودي ها و مذهب وهابي نقش به سزايي داشته است و ميتوان گفت که بريتانياي آن زمان چنان در بين سعودي ها نفوذ داشته است که هر کجاي منطقه را که بريتانياييها ميخواستند سعوديها داشته باشند تسليم مي کردند و هر کجا را که نمي خواستند به آنجا تسلط نداشتند.
9- تحميل و اصرار عقيده
بسياري از مذاهب دنيا پيروان خود را از مطالعه و بررسي ديگران منع نموده و راه تحقيق وتفحص را مي بندد ولي اسلام عزيز است که در اين قسمت دروازه ها را باز گذاشته و از گفتگو و تحقيق استقبال مي نمايد تا اگر کسي حرف براي گفتن داشته باشد بيايد مطرح نمايد و سخن با منطق و معقول برگزيده شود و در مقابل از تعصب و لجاجت و نشنيدن حرف و منطق ديگران به شدت مذمت نموده است چنانکه در قرآن مجيد مي فرمايد :” و اني کلمادعوتهم لتغفر لهم جعلوا اصابعهم في آذانهم و استغشوا ثيابهم و اصروا و استکبروا استکبارا”172 خداوندا ! هر زمان آنان را دعوت کردم که آنها را ببخشي انگشتهارا در گوش قرار دادند ، و لباس بر خويشتن پيچيدند ، در گمراهي خود اصرار ورزيدند ، و شديداً استکبار کردند.و کساني را که اهل گفتمان و آزاد انديش و انتخاب گرند و به سخنان ديگران بدون تعصب و لجاجت گوش مي دهند و با خرد و بينش پذيراي سخن حق و منطقي اند را بشارت داده است . چنانچه قرآن کريم مي فرمايد : “و الذين اجتنبوا الطاغوت ان يعبدوها و انا بوا الي الله لهم البشري فبشر عباد الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه اولئک الذين هدهم الله و اولئک هم اولوالالباب”.173
” کساني که از عبادت طاغوت اجتناب کردند و به سوي خداوند باز گشتند بشارت از آن آنها است ، بنا بر اين بندگان مرا بشارت ده ”
کساني که سخنان را مي شنوند و از نيکوترين آنها پيروي مي کنند ، آنها کساني هستند که خدا هدايتشان کرده ، و آنها خردمندانند ”
آيت الله مکارم شيرازي در تفسير نمونه آورده است :در اين آيات ، قرآن از روش مقايسه بهره گيري کرده ، و در مقابل مشرکان معتصب و لجوجي که سر نوشتي جز آتش دوزخ ندارند سخن از بندگان خاص و حقيقت جوي پروردگار به ميان آورده، ميگويد: ” بشارت باد بر کساني که از عبادت “طاغوت” اجتناب کردند و به سوي خدا باز گشتند . “سپس براي معرفي اين بندگان ويژه مي گويد : ” بندگان خاص مرا بشارت ده ” .” آنها که سخنان را مي شنوند ، و از نيکوترين آنها پيروي مي کنند ” .” آنها کساني هستندکه خدا هدايتشان کرده و آنها خردمندان و صاحبان مغز و عقلند” .اين دو آيه که به صورت يک شعار اسلامي در آمده ، آزاد انديشي مسلمانان ، و انتخاب گري آنها را در مسائل مختلف بخوبي نشان مي دهد .نخست مي گويد : ” بندگان مرا بشارت ده ” و بعد اين بندگان ويژه را به اين صورت معرفي مي کند که ” آنها به سخنان اين و آن بدون در نظر گرفتن گوينده بر مي گزينند ” هيچگونه تعصب و لجاجتي در کار آنها نيست ، و هيچگونه محدوديتي در فکر و انديش? آنها وجود ندارد ، آنها جوياي حقند وتشن? حقيقت، هر جا آن را بيابند با تمام وجود از آن استقبال مي کنند، و از چشم? زلال آن بي دريغ مي نوشند و سيراب مي شوند .آنها نه تنها طالب حقند و تشن? گفتار نيک بلکه در ميان ” خوب ” و ” خوبتر ” و ” نيکو ” و ” نيکوتر ” دومي را برمي گزينند، خلاصه آنها خواهان بهترين و برترينند.آري اين است نشان? يک مسلمان راستين و مؤمن و حق طلب.174وهابي هاي متعصب (سلفيها ) به طور کامل در نقطه مخالفت اين منطق عاقلانه و عادلانه اسلامي قرار دارند . آنها معتقدند بايد برداشت خود را در مسئله شرک و توحيد بر ديگران تحميل کرد ، اگر چه از طريق تهديد به قتل و خونريزي و غارت اموال باشد که اسنادش در کتابهاي بنيانگذار اين مذهب موجود است .آيت الله مكارم مي افزايد :وقتي به عالمان آنها مي گوييم اگر شما عالم هستيد ما هم عالم هستيم و بيش از شما درس خواندايم و کتاب نوشته ايم اگر شما مجتهد هستيد ما هم مجتهد هستيم علماي الازهر و حوزه هاي ديني دمشق و اردن و ساير بلاد اسلامي نيز مجتهدان بسياري دارد چه دليلي دارد که ديگران مجبور باشند عقيده شما را در باب شرک و توحيد بپذيرند . مي گويند حرف همين است که ما مي گوييم و اسلام همين است که ما به آن رسيده ايم فراموش نمي کنيم در سال هاي نخستين که زيارت خانه خدا مشرف شده بودم در مدينه منظره عجيبي ديدم که مرا سخت در فکر فرو برد . گروهي بنام آمرين به معروف (از متعصبين وهابي) با ريشهاي بلند اطراف مرقد پيامبر اکرم را گرفته بودند و هرکدام شلاقي در دست داشتند و هرکس به قصد بوسيدن مرقد پيامبر نزديک مي شد بر سرش مي کوفتند و مي گفتند هذا حديد هذا خشب و هذا شرک اين ضريح يک قطعه آهن و چوب بيش نيست و اين کار شما شرک است، و فراموش نمي کنم که در زيارت خانه خدا رفته بودم جمعي را ديدم که منبر پيغمبر را ببوسند و شرطه ها را کلافه کرده بودند. يک نفر که ظاهراً از مامورين امر به معروف بود برخاست و اين جمله را گفت : و الله يجوز قتال هولاء بالسيف.تحميل فکر از سوي يک گروه اندک که از نظر علمي رتبه پايين تر را دارند بر اکثريت مسلمين به هيچ منطقي سازگار نيست ولي سلفي ها معتصب از بد ترين روشها براي تحميل عقيده خود استفاده مي کنند و اين جاي تأسف است.175وهابيت حتي درکتب که برضدبعضي ازفرق ومذاهب اسلامي نوشته اند الفاظ و کلمات ركيك وزننده وعبارات شديداللحني رابه کاربرده اندکه حاکي ازتحميل افکارواصرارعقيده وتك روي اين گروه است.آيت الله مکارم درجاي ديگرآورده است:متعصبان وهابي اخيراً کتابهاي در ردّ بعضي از مذاهب اسلامي نوشته و آنها را در ميان حجاج پخش ميکنند در حالي که با ادبيات زشت و الفاظ رکيک و مشتمل بر انواع دروغها و تهمتها و نسبت دادن شرک و کفر به ديگران است ، آنها در کتابها به مخالفين خود از القاب زشت و زننده استفاده مي کنند.
10- انتشارات ضد شيعه
يكي ديگر از راه هاي تبليغي وهابيون انتشار و پخش كتب حاوي اعتقادات و تفكرات وهابيت وضد شيعي است كه مبالغ هنگفتي از ذخاير نفتي را دراين مسير به مصرف مي رسانند و كتب مذكور را كه به زبان هاي مختلف دنيا چاپ شده است پخش نموده واز موسم حج ، استفاده براي رسيدن به اهداف شان از اين طريق استفاد? قابل توجهي را ميبرند.جعفر مرادي يكي از كار شناسان بحث فرقهها ونحله هاي اسلام چنين مي گويد: از زمينه هاي عمد? تبليغي وهابيت، استفاده از موسم حج است. آنها افراد مناظره کنند? فراواني را تربيت نمودهاند تا شبهات وهابيت را به زبا نهاي مختلف وچهره به چهره براي حاجيان کشورها توضيح دهند وکتب وجزوات فراواني به شکل هديه به مردم ميدهند و آرام آرام حاجيان را در ساي? انحرافات خود شان در مي آورند ، که برخي آمار در اين زمينه تکان دهنده است ، مثلا در حج سال 1381 ده ميليون و ششصدو هشتادو پنج هزار جلد کتاب (که اغلب ضدشيعي هستند) به 20 زبان دنيا در بين حاجيان رايگان توزيع شده است.176 بر خي کتب که وهابيون عليه شيعه مي نويسند با تيراژ بسيار بالاي چاپ ، ودر کشور ها ي ديگر پخش مي نمايد ، چنانکه علي اصغر رضواني اورده است : يکي از روحانيون سر شناس شيعه در منطقه قطيف کشور سعودي در شب 12 رجب سال 1382 در مکه معظمه اظهار داشته است که اخيرا کتابي عليه شيعه نوشتند به نام “لله ثمّ تاريخ” و آن را در تيراژ بالايي چاپ وپخش کردند به طوري که با کاميون هاي بزرگ در منطقه قطيف و احساء در ميان شيعيان به رايگان توزيع کردند و همين کتاب در سال 1380 در يک صد هزار تيراژ چاپ و آن را در کشور کويت توزيع کردند که يکي از معتمدين آن جا نامه اي به پادشاه کويت نوشت وگفت :اگر اين کتابها توزيع شود کويت به لبنان ديگري مبدل خواهد شد.177 همانطوري كه ذكر شد کتاب ديگري به نام “جاء دورالمجوس” (زمانه مجوسيان آمد) را شخصي به نام عبد الله محمد قريب مصري نوشته است که در اين کتاب منظور از مجوس ايرانيان هستند ودر اين کتاب آمده است که انقلاب امام خميني مجوسي وغير اسلامي است . آنها عربي بودن را مساوي با اسلام ميدانند و بعد ادامه ميدهد :” اين انقلاب کسروي است ومحمدي نيست”.آنها شيعيان را پيروان کسروي ميدانند (کسروي يک ديگر انديش منحرف با عقايد موهوم بود که خودش با عقا ئدش به درک واصل شد).178 وهمين طور کتاب هاي تهاجمي ديگري نوشته شده وبلا فاصله به فارسي ترجمه وبه حاجيان فارسي زبان هديه مي شود. در ماهنامه خبري شيعيان جهان به نقل از آيت الله نوري همداني آمده است : “وهابيت به منظور براندازي شيعيان وتضعيف عقايد آنان پنج هزار کتاب در نقد شيعه منتشر کر ده است ودر مو سم حج سال 1381 بيش از يک ميليون نسخه کتاب بر ضد شيعه ميان حجاج توزيع کرده است”.179
11- در انحصار قرار دادن مراکز انتشاراتي و کتابخانهاي
هر کشوري که متشکل از مذاهب مختلف و قوميت هاي گونا گون باشد بايد تمام آنها جهت پيشرفت و شکوفايي وکشف حقائق ،از حقوق اسلامي و شهروندي خويش بر خوردار بوده تا بتوانند ازادانه ابراز نظرو تبادل افكار نمايند زيرا قبضه کردن گروهي خاصي ومحروم کردن ديگران، دور از عدالت اجتماعي ودستورات اسلامي و حقوق بين المللي است.در کشور عربستان فعلي متأسفانه اين امر رعايت نشده وتمام مراکز انتشاراتي ورسانهاي منحصرا دراختيار گروه حاکم (وهابيون) قرار دارند وديگران در ازنزوا ومحروميت قرار گرفته اند بطوريکه حتي حق هرگونه تحقيق وپژوهش که به نفع جريان حاکم نباشد ممنوع و حتي مجرم شناخته مي شود واز اين طريق عقايد و انديشه هاي ديگران را تضعيف وعقايد وهابيت را تبليغ مي نمايند. عباس جعفري ميگويد:” حکّام وهابي آل سعود تمام امکاناتي را که از استخراج بي حد وحساب نفت به دست مي آيد در راه تبليغ حکومت استبدادي سعودي وآئين منحرف وهابيت بهره مي گيرند. مهمترين مراکز فرهنگي ورسانه اي (راديو، تلويزيون و مطبوعات) تلاش در معرفي نظام حکومتي آل سعود و آيين وهابيت به عنوان بهترين تشکيلات

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...

Add a Comment