منابع پایان نامه ارشد درباره امام صادق

ر شنيده و اشتباهاً به پيامبر خدا (ص) نسبت داده است.24 و اين در حالي است که در آغاز روايت، ابوهريره گفته است که پيامبر(ص) دست مرا گرفت و چنين گفت. به هر حال، از اين نوع روايات در تفسير آيات مربوط به خلقت، فراوان است.
مورد ديگري که شاهد نقل انبوه روايات اسرائيلي در آن هستيم، تاريخ پيامبران و امتهاي گذشته است. برخي مفسران قصههاي بسيار سخيف و دور از منطق و پر از خرافات را به عنوان شرح و توضيح آيات قرآني نقل کردهاند و بهانة آنها اين است که قرآن کريم مطلب را به اجمال بيان کرده و اين روايات، آن را به تفصيل بيان ميکنند.
ميدانيم که قرآن کريم کتاب تاريخي نيست، بلکه گاهي به سبب هدفهاي تربيتي که دارد، بخشهايي از تاريخ پيامبران و امتهاي پيشين را بيان کرده است. روشن است که تاريخ در قرآن جنبة ابزاري دارد و هدف نيست. اما متأسفانه برخي مفسران ذيل آيات مربوط به سرگذشت پيامبران هر چه توانستهاند قصههاي خرافي و سخيف و دروغين را نقل کردهاند که توسط گروهي از يهوديان و مسيحيان که اظهار اسلام ميکردند، وارد فرهنگ اسلامي شده است. حقيقت اين است که آنان با اين پيرايهها، شأن و منزلت قرآن را پايين آورده و قداست آن را خدشه دار کردهاند.
برخي از قصة داود و سليمان و قصة بني اسرائيل و قصه يأجوج و مأجوج که به اختصار در قرآن بيان شده، دست مايهاي براي ذکر افسانهها و خرافات بسياري شده که متأسفانه به سبب اشتمال آنها بر مطالب ضد و نقيض و خلاف عقل و وجدان و به سبب پريشانگويي بيش از حد، باعث طعن و ريش خند مخالفان اسلام شده است.
کتابهاي تاريخي و اسرائيليات
به موازات کتابهاي تفسيري، بسياري از کتبهاي تاريخي نيز در کمند روايات اسرائيلي افتادهاند. در اين کتابها نيز در بيان آغاز خلقت و شرح حال پيامبران و امتهاي گذشته، روايات اسرائيلي به صورت انبوهي وارد شده است.
نوع کتابهاي تاريخي که امروز به عنوان منابع اصيل و معتبر شناخته ميشود رواياتي را که ريشه اسرائيلي دارد و شامل خرافات بسياري است، در خود جاي داده است و وجود اين مطالب سست و پريشان در اين کتابها، اصالت و اعتبار روايتهاي ديگر آنها را هم مورد ترديد قرار ميدهد و نشان ميدهد که نويسندگان اين کتابها، نه مورخ که نوعي نقّال هستند که درست و نادرست و غثّ و ثمين را در هم آميختهاند.
محمد بن اسحاق بن يسار (متوفاي سال 150 يا 151 ق) که پدر سيره نويسي است و سيرة ابن هشام برگرفته از سيرة اوست، خود يکي از رواج دهندگان روايات اسرائيلي است. ذهبي ميگويد: محمدبن اسحاق از اهل کتاب نقل ميکند.25 طيالسي نقل ميکند که ابن اسحاق ميگفت: شخص موثقي به من خبر داد. به او گفته ميشد که او کيست؟ ميگفت: يعقوب يهودي و روايت شده که او گفتههاي مردي از اهل کتاب را مينوشت.26 البته بعضي از علماي رجال اهل سنت، محمد بن اسحاق را توثيق کرده و بعضي هم او را ضعيف دانستهاند27 و علماي رجال شيعه هم با اين که او را از اصحاب امام صادق (ع) معرفي کردهاند، گفتهاند که او از عامه بود، هر چند که محبت و ميل شديد به اهل بيت (ع) داشت.28
به طور مسلم ابن اسحاق از ناقلان روايات اسرائيلي است و به گفتة محققان سيرة ابن هشام، ابن اسحاق در بخش تاريخ مکه، کتاب خود را از اساطير و اسرائيليات سيراب کرده است. هم چنين روايات متعددي از محمد بن اسحاق در تاريخ طبري نقل شده که او از بعضي از اهل علم اهل کتاب روايت کرده است.29
اين قتيبة دينوري (متوفاي سال 276 ق) از جمله کساني است که در کتاب المعارف خود اسرائيليات را فراوان نقل کرده و بسياري از مطالب کتاب خود، به خصوص در بخش تاريخ پيامبران را با حذف سند و مستقيماً از وهب بن منبه نقل کرده است. به گفتة برخي صاحبنظران، اين قتيبه بسياري از مطالب المعارف را از کتاب المحبر و المنمق ابن حبيب برداشته30 و اين نشان ميدهد که بخش روايات اسرائيلي در کتابهاي تاريخي امري رايج و شايع بوده است.
ابو حنيفه احمد بن داود دينوري (متوفاي سال 282 ق) در الأخبار الطوال دربارة تاريخ پيامبران و امتهاي پيشين، اسرائيليات نقل شده از کعب الأحبار و وهب بن منبه و مانند آنها را با ولع شديدي نقل ميکند، ولي به کلي سندها را مياندازد و در آغاز هر مطلبي ميگويد: “و گفتهاند”.
محمدبن جرير طبري (متوفاي سال 310 ق) يکي ديگر از مورخان معروف است تاريخ او از منابع مهم تاريخ اسلام به شمار ميآيد، ولي تاريخ او نيز مانند تفسيرش آکنده از اسرائيليات است و دربارة آغاز آفرينش و تاريخ پيامبران و اقوام پيشين، عمدهترين منبع او روايات اسرائيلي است که از کعب الأحبار و وهب ين منبه رسيده است.
“در کتابهاي تاريخي بعدي ملاحظه ميکنيم که به تدريج به ضعف روايات اسرائيلي توجه شده است هر چند که آنها را ذکر کردهاند”.
مسعودي (متوفاي سال 421ق) در مروج الذهب پس از ذکر حديث نسناس و عنقاء و آفرينش چارپايان اظهار ميدارد که اين روايات از رواياتي نيست که شنوندة آن بايد آن را بپذيرد… و آنها داخل در اسرائيليات است.31
ابو علي ابن مسکويه (متوفاي سال 421ق) از مورخاني است که کمتر به دام روايتهاي اسرائيلي گرفتار شده است. او با توجه کامل به اين که بخشهاي مهمي از تاريخ پيشينيان، مشتمل بر خرافات و تخيلات است، تلاش کرده که در کتاب خود به نام تجارب الامم از آن دوري کند و تا حد زيادي هم موفق شده و به تخيل حوادث پرداخته است. او در مقدمه کتاب خود ميگويد:
چنين يافتم که خبرهاي موجود، آميخته با خبرهايي است که به منزلة قصهپردازي و خرافات است. اينها هيچ فايدهاي ندارد جز اين که در قصهگويي شبانه باعث خواب رفتن شنونده باشد.32
تجارب الامم از ذکر دو بخش از تاريخ که نوع کتابهاي تاريخي آن زا دارند و خاستگاه آنها روايات اسرائيلي است، خودداري کرده است. آن دو بخش عبارتاند از: آغاز آفرينش (بدء الخلق) و تاريخ پيامبران. ابن مسکويه گفته است که هدف او بيان وقايعي است که ميتوان از آن تجربهاي آموخت که به درد زندگي ميخورد.33
در عين حال، يکي از منابع مهم ابن مسکويه تاريخ طبري است که منبع اسرائيليات است. هرچند که او در نقلهاي خود از طبري گزينشي عمل کرده و با نقد و نظر همراه کرده است، ولي گاه و بي گاه برخي روايات اسرائيلي از طريق تاريخ طبري در تجارب الامم راه يافته است. او مانند نوع مورخاني که پس از طبري آمدهاند به شدت از تاريخ طبري متأثر است و تاريخ طبري براي او آن چنان مهم بوده که درس آن را خوانده است. ذيل حوادث سال 350ق از درگذشت ابوبکر احمدبن کامل خبر ميدهد و ميگويد: من کتاب تاريخ ابوجعفر طبري را از وي شنيدهام.34
مطهر بن طاهر مقدسي (متوفاي سال 507ق) نويسنده کتاب البدء و التاريخ روايات اسرائيلي درباة آفرينش را با قيد احتياط نقل ميکند و در موارد بسياري ميگويد: “اگر اين روايات صحيح باشد دلالت بر فلان مطلب ميکند” و بدين گونه صحت آنها را مورد ترديد قرار ميدهد. و در فصل مربوط به نخستين موجودي که خداوند آفريده، برخي روايات اسرائيلي را به نقل از وهب بن منبه و عبدالله بن سلام نقل ميکند و پس از نقد آنها از نظر عقلي ميگويد:
جايز نيست به آنچه از اهل کتاب در اين باره نقل شده، يقين پيدا کرد مگر اينکه قرآن و سخن پيامبر(ص) ما آن را تصديق کند، زيرا در کتابهاي آنها تحريف و تبديل رخ داده و حتي اين روايات، مخالف با چيزي است که در اول تورات آمده است.35
مقدسي عقايد يهود را مستقيماً از برخي از کتابهاي آنها نقل و نقد ميکند. مثلاً در باب آغاز آفرينش، تحت عنوان: “ذکر مقالات اهل الکتاب في هذا الباب” نظر آنها را از کتابي به نام شرايع اليهود نقل ميکند و بخشي را هم از تورات ميآورد و جالب اين که عبارت تورات را به زبان عبري و با حروف عربي نقل ميکند و سپس آن را به عربي ترجمه ميکند36
ابوالفرج عبدالرحمان بن جوزي (متوفاي سال 597ق) در مقدمة تاريخ مفصل خود به نام المنتظم في اخبار الملوک و الامم ميگويد:
از مورخان پيشين بعضيها کتابهاي خود را آکنده از مطالبي کردهاند که ذکر آنها مورد رغبت نيست. و در آنها مطالبي ذکر شده که مربوط به آغاز آفرينش است و صحت آنها بعيد به نظر ميرسد و ذکر آنها نزد صاحبان خِرد زشت است، مانند اخباري که از وهب بن منبه و ديگران نقل شده که از خرافات است.37
در عين حال، ابن جوزي بسياري از آن روايات را در همين کتاب نقل کرده و حتي روايات وهب بن منبه را درباة آغاز آفرينش به طور گسترده آورده است.38
ابن کثير دمشقي (متوفاي سال 74ق) نيز از کساني است که در کتاب خود البدايه و النهايه بر ضعف روايات اسرائيلي تأکيد کرده است. او در مقدمة کتاب خود ميگويد:
ما اسرائيليات را ذکر نميکنيم مگر آن مقدار که مخالف کتاب و سنت نباشد و آن بخشي از رواياتي است که نا قابل تصديق است و نه قابل تکذيب.39
او دربارة آغاز تاريخ و حالات پيامبران و امتهاي گذشته، برخي از روايات معروف را ميآورد و در جاي جاي آن ميگويد: اين از اسرائيليات است. براي همين است که حاجي خليفه در معرفي کتاب البدايه و النهايه ميگويد: ابن کثير در اين کتاب بر نص کتاب و سنت تکيه کرده و روايات صحيح و سقيم و نيز اخبار اسرائيلي را مشخص نموده است.40
عبدالرحمان بن خلدون (متوفاي سال 808ق) در تاريخ خود برخي روايات را نقل ميکند و تذکر ميدهد که اين از اسرائيليات است. او از کتابي به نام الأسرائيليات نام ميبرد و گاهي از آن نقل ميکند.41
اينها نمونههايي بود از کتابهاي تاريخي که بسياري از آنها، به خصوص در قرنهاي اوليه اسلامي، آکنده از روايتهاي اسرائيلي بوده است که بيشتر به خرافات و افسانههاي تخيلي شباهت دارد تا حوادث و وقايع تاريخي البته همان گونه که گفتيم از قرن چهارم به بعد، تاريخ نويسان مسلمان به ضعف اين روايتها توجه نشان داده و کوشيدهاند از آنها دوري کنند، هر چند در تنقيح و تهذيب و پاکسازي تاريخ از اين روايات، توفيقي نيافتهاند.
نکتهاي که بايد در اين جا يادآور شد اين است که با وجود اين که محققان و مورخان معاصر از وجود اسرائيليات در کتابهاي تفسيري و تاريخي انتقاد کرده و ضرورت پاکسازي تاريخ را از اين روايات تذکر دادهاند و در اين باره کتابهاي متعددي نوشتهاند، در عين حال برخي نويسندگان معاصر، اساطير و اسرائيليات را با پردازش جديد به طور گسترده وارد تاريخ اسلام کردهاند. از جملة آنها طه حسين است که کتاب علي هامش السيره را بر همين اساس نوشته است و در مقدمة آن تصريح کرده که من در اين کتاب به خود آزادي دادهام که در سيره از اساطير استفاده کنم.42
طه حسين که به خوبي ميدانست اين کار او با مخالفت علماي اسلام روبهرو خواهد شد، پس از تبيين روش خود ميگويد:
ميدانم که گروهي دربارة اين کتاب سختگيري خواهند کرد، آنها عقلگراياني هستند که جز عقل به چيزي اطمينان ندارند و لذا دربارة بسياري از رواياتي که عقل، آنها را نميپذيرد سخت ميگيرند.43
نبايد تصور کرد که طه حسين مانند يک فرد متدين معتقد است که بايد در برابر معجزات پيامبران تسليم شد هرچند که عقل بدان جا راه نبرد، بلکه منظور او از اين سخن، توجيه روش خود و شايد هم نوعي فريبکاري است. کاري که او کرد وارد کردن افسانههاي قديمي و روايتهاي اسرائيلي در سيرة نبوي با شيوهاي تازه بود.
همان گونه که خود وي پيش بيني کرده بود، کتاب علي هامش السيره پس از انتشار، با مخالفتهاي شديدي روبهرو شد و نخستين کسي که به آن اعتراض کرد دوست قديمي و هم فکر او محمد حسين هيکل بود که معتقد بود که دست مايه قرار دادن سيرة نبوي در ادبيات اساطيري، کاري نارواست و به همين سبب طه حسين را سرزنش کرد.
طه حسين در حالي اسرائيليات را به طور گسترده وارد کتاب خود کرد که محققان

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...

Add a Comment