مقاله در مورد ، دين، سياست، گرايش، حداکثري، اسلامي، حداقلّي، قلمرو

مردم و بسياري ديگر از مسائل سياسي است که در قرآن و نهج البلاغه و احاديث و روايات و سنّت به آنها پرداخته شده است. همين متون و اسناد روايي و تاريخي به خوبي نشان ميدهد دين در حوزه سياست داراي نگاهي حداکثري بوده، به گونه اي که شايد در کمتر حوزه اي باشد که دين اينقدر ورود پيدا کرده و به تبيين و تشريح کلّيات و جزئيات پرداختهباشد.« آنقدر آيه و روايت که در سياست وارد شده است، در عبادت وارد نشده است. شما از پنجاه و چند کتاب فقه را ملاحظه مي کنيد، هفت، هشت تايش کتابي است که مربوط به عبادات است، باقيش مربوط به سياسات و اجتماعيات و معاشرات و اينطور چيزهاست.» (صحيفه نور، جلد5 : ص20-21)
اينگونه به نظر مي رسد که ديدگاه حداکثري نسبت به دو ديدگاه حداقلّي و منطقه الفراغي در مورد قلمرو دين در سياست به حقيقت و واقعيت نزديکترباشد. اگر ديدگاه حداقليها را بپذيريم، مانند ديدگاه دنيا گرايانه در بحث انتظار از دين ديگر اصولاً بين دين و سياست ارتباطي نمي ماند که حال بخواهيم در مورد کيفيت آن بحثکنيم. در گرايش منطقه افراغيها نيز سياست در نظر و عمل بيش از آنکه مبتني بر نصوص دين باشد مبتني بر اجتهاد عامه مسلمينخواهد بود. که اين خود زمينه نفوذ نظريات غربي در داخل تفکّر اسلامي را فراهم ميکند. به نظر مي رسد در چارچوب گرايش حداکثري است که ميتوان به واقع از نظريههاي اسلامي در علوماجتماعي وانساني، مخصوصاً سياست صحبت کرد و اين گرايش که به واقعيت نيز نزديکتر است شکل دهندهي سياست اسلامي ميباشد.
در يک نگاه اجمالي ميتوان نسبت دين و سياست در گرايشات فوق الذّکر در بحث قلمرو دين را اينگونه نشان داد:
گرايش حداقلّي گرايش حداکثري گرايش منطقه الفراغي

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...