مقاله درباره سیاسی، ، فیس‌بوک، اجتماعی، مشارکت، اتنوگرافی

ی در این شبکه‌ها پیامد قصدنشدۀ تعامل بین افراد است. بود از این بحث‌ها نتیجه می‌گیرد که از طرفی شبکه‌های بین‌فردی، سرمایۀ اجتماعی مرتبط با سیاست را یعنی آن نوع از سرمایۀ اجتماعی که مشارکت سیاسی را هموار می‌کند، تولید می‌کند و از طرف دیگر افزایش سطح سرمایۀ اجتماعی، منجر به افزایش تمایل شهروندان به مشارکت در سیاست می‌شود. اما همان‌گونه که بود می‌گوید منظور از شبکه‌های بین‌فردی در این بحث‌ها، شبکه‌های رودررو است و مسئله همچنان درمورد شبکه‌های مجازی ازجمله فیس‌بوک حل‌نشده است. بود در ادامه با استفاده از مطالعات دیگران سه دلیل را در تأیید تأثیر مثبت فیس‌بوک بر رفتار سیاسی مطرح می‌کند: اول. فیس‌بوک بین کاربران خود نوعی احساس اجتماع ایجاد می‌کند، چراکه به افراد با فرهنگ‌ها و وابستگی‌های یکسان اجازه می‌دهد به یکدیگر نزدیک شوند. دوم. فیس‌بوک می‌تواند مسائل سیاسی را به خانه‌های افراد بیاورد، چراکه افراد می‌توانند در فیس‌بوک درمورد مسائل مهم روز به‌گونه‌ای بحث کنند که متناسب با زندگی روزمره باشد. سوم. فیس‌بوک هزینۀ دسترسی به اطلاعات را کاهش می‌دهد. صمیمیت موجب افزایش اعتماد می‌شود و اعتماد جزئی ضروری جهت باورپذیرکردن اطلاعات برای فرد است. فیس‌بوک از هر دو عنصر صمیمت/ اعتماد و اطلاعات برای کاهش هزینۀ کسب اطلاعات درخوراعتماد برخوردار است. به‌علاوه خبرخوان فیس‌بوک اطلاعات به‌اشتراک‌گذاشته‌شده توسط دوستان را در اختیار افراد می‌گذارد و به‌طور مضاعف هزینۀ کسب اطلاعات را کاهش می‌دهد (بود، 2008).
کورنوی (2012) عضویت در گروه‌های فیس‌بوکی را مکانیسمی برای مشارکت سیاسی معرفی کرده است. عضویت در گروه‌ها فرصتی را برای اعضا فراهم می‌کند که درمورد مسائل سیاسی بحث کنند. بحث‌کردن هم احساس تأثیرگذاری را میان شهروندان افزایش می‌دهد که به افزایش مشارکت سیاسی می‌انجامد. به‌علاوه بحث بین اعضای گروه، افراد را ناگزیر از ابراز عقاید می‌کند و آن‌ها مجبورند هنگام ابراز عقایدشان دلایل خوبی در دفاع از آن بیان کنند و این فرایند افراد را به تفکر بیشتر مجبور می‌کند (کورنوی، 2012).
کارلیس (2013) در پژوهش خود با استفاده از نظریۀ پاتنام می‌گوید که سرمایۀ اجتماعی پیامد زندگی اجتماعی است که مشارکت‌کنندگان را قادر به کنش مؤثرتر با یکدیگر برای دنبال‌کردن اهداف جمعی می‌کند. کارلیس نتیجه می‌گیرد که سرمایۀ اجتماعی تولیدشده در شبکه‌های اجتماعی آفلاین و آنلاین باید تأثیر مثبتی بر مشارکت سیاسی داشته باشد. به عقیدۀ کارلیس تکنولوژی رسانه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک به‌طور اساسی فضایی را که در آن کاربران مشارکت می‌کنند، تغییر داده است و ابزارهایی را برای ساده‌کردن مشارکت فراهم کرده است. اولاً این تکنولوژی‌ها به افراد اجازه می‌دهد شبکه‌های ارتباطی ایجاد کنند، بر این شبکه‌ها تأثیر بگذارند و از آن‌ها تأثیر بپذیرند. ثانیاً رسانه‌های اجتماعی هزینه‌ها و موانع تولید محتوا درون محیط شبکه‌ای را برای کنشگران آنلاین حذف می‌کنند. در این میان فیس‌بوک به‌علت ویژگی‌های منحصربه‌فردش مانند وال و خبرخوان، به‌عنوان مکانیسمی برای رساندن صدای افراد در بعد وسیع در حوزۀ عمومی آنلاین جایگاه ویژه‌ای دارد (کارلیس، 2013).
ویسرز (2014) در مطالعۀ خود به کمک مدل بردی ، وربا و اسکلزمن (1995) توضیح داده است که چگونه فعالیت سیاسی در فیس‌بوک منابع لازم برای مشارکت سیاسی را فراهم می‌کند. اولاً افراد از طریق فعالیت سیاسی در فیس‌بوک می‌توانند روی مهارت‌های مدنی خود تمرین کنند. مهارت‌هایی مثل شکل‌دادن به نظرات خود و دفاع از آن، آموختن چگونگی مواجهه با نظرات مخالف و نیز گسترش دانش سیاسی که برای مشارکت سیاسی مؤثرتر لازم است. ثانیاً افراد از نظر روانی به مشارکت تحریک می‌شوند. فعالیت‌هایی همچون مطالعه یا پست نظرات سیاسی بر علاقه و دانش افراد درمورد مسائل خاص سیاسی و اجتماعی تأثیر می‌گذارد که می‌تواند به مشارکت در دیگر فعالیت‌های آنلاین و آفلاین منجر شود. ثالثاً افراد می‌توانند شبکه‌های عضوگیری خود را گسترش دهند. مثلاً افراد با پیوستن به گروه‌های سیاسی یا اجتماعی فیس‌بوکی پیوندهای اجتماعی فیس‌بوکی جدیدی می‌سازند و امکان دریافت اطلاعات بسیج و درخواست برای مشارکت در فعالیت‌های سیاسی برای آن‌ها افزایش می‌یابد. البته این سؤال همچنان بی‌پاسخ مانده است که آیا فعالیت فیس‌بوکی به همین رسانه محدود می‌شود و به سکون‌گرایی یا کلیک‌گرایی محدود می‌شود، یا اینکه پتانسیل بسیج انواع دیگر مشارکت را دارد (ویسرز، 2014).
3.2. جمع‌بندی
در مرور این پژوهش‌ها چند مسئله آشکار شد که به آن می‌پردازیم. یکی اینکه در این مطالعات به‌طور کلی دیدگاه بدبینانه کمتر به محک تجربه گذاشته شده است و کفۀ ترازوی پژوهش‌های تأییدکنندۀ دیدگاه خوش‌بینانه سنگین‌تر است. همچنین در سال‌های اخیر بیشترِ پژوهش‌ها بر دیدگاه سوم میانه که قائل به تأثیر دوجانبۀ اینترنت است، صحه گذاشته‌اند، دیدگاهی که مورد نظر پژوهش حاضر نیز هست.
دیگر اینکه فرضیه‌های مطرح‌شده و پژوهش‌های انجام‌شده عموماً درمورد کشورهایی با سابقۀ طولانی دموکراسی و نظام‌های ثابت سیاسی است. جوامعی با فضای سیاسی باز، جامعۀ مدنی فعال، رسانه‌های آزاد و انتخابات آزاد در جَو رقابتی سالم. پیش‌فرض نانوشتۀ این مطالعات این است که رسانه‌ها و ازجمله سایت‌های شبکۀ اجتماعی بدون محدودیت در دسترس همۀ شهروندان قرار دارد. شهروندان آزادانه و بدون ترس محتواهای سیاسی دلخواه خود را در این سایت‌ها پیگیری و تبلیغ می‌کنند و نظر سیاسی واقعی خود با دیگران به‌اشتراک می‌گذارند. همچنین احزاب، نهادها و سیاستمداران خود در این شبکه‌ها حضور رسمی دارند، با طرفداران خود در ارتباط‌اند و آن‌ها را بسیج می‌کنند. اما وضعیت در بسیاری از کشورهای دیگر، ازجمله ایران بسیار متفاوت است. در ایران فضای سیاسی عموماً بسته است، رقابت حزبی چندان معنادار نیست و گروه‌های منتقد امکان فعالیت رسمی و لذا معرفی کاندیدا در انتخابات‌ها را ندارند. افزون بر این، تلویزیون مستقل وجود ندارد و رسانه‌های دیگر هم تحت نظارت حکومت هستند. بسیاری از سایت‌های خبری، اجتماعی و سیاسی و بیشتر سایت‌های شبکۀ اجتماعی ازجمله فیس‌بوک، توییتر، گوگل‌پلاس، یوتوب و… فیلتر است؛ به‌طوری‌که از نظر آزادی اینترنت، ایران در سال 2014 رتبۀ آخر را در جهان داشته است (FreedomHouse, 2014). با وجود فیلترینگ سایت‌های شبکۀ اجتماعی، عضویت افراد در آن‌ها طبق قانون ایران جرم نیست، ولی دسترسی به آن‌ها نیازمند استفادۀ افراد از فیلترشکن است که این مسئله نوعی دورزدن قانون است و جرم محسوب می‌شود. این موضوع به‌اضافه دستگیری و صدور احکام سنگین برای تعدادی از فعالان سیاسی حوزۀ اینترنت طی سال‌های گذشته، افراد را در اظهارنظر سیاسی در فضای وب محتاط کرده است. موارد ذکرشده ازجمله مسائلی است که بدون درنظرگرفتن آن‌ها تحلیل رابطۀ اینترنت و سیاست در ایران دقیق نخواهد بود.
نکتۀ دیگر اینکه در همۀ این تحلیل‌ها به‌نظر می‌رسد آنچه مغفول مانده است، اطلاعاتی است که افراد را به عدم مشارکت تشویق می‌کنند. مسئله‌ای که درمورد کاربران ایرانی باتوجه به شکاف موجود بین مشارکت‌کنندگان و غیرمشارکت‌کنندگان جدی به‌نظر می‌رسد. بخش بزرگی از اطلاعات و بسیج قبل از انتخابات‌ها در ایران، افراد را به مشارکت‌نکردن فرامی‌خوانند و بسیاری از بحث‌های موجود به‌طور جدی درمورد مشارکت‌ یا عدم مشارکت است.
باتوجه به دو نکته اخیر و همچنین وقتی مقصود از مشارکت سیاسی فقط رأی‌دادن است، نمی‌توان گفت چون فیس‌بوک دسترسی به اطلاعات را ساده می‌کند، امکان بحث بین شهروندان را فراهم می‌کند و… مشارکت را لزوماً افزایش یا کاهش می‌دهد؛ لذا بیش از پیش نمایان می‌شود که دیدگاه‌های خوش‌بینانه و بدبینانه با نگاهی یک‌جانبه، فقط مسئله را ساده‌سازی می‌کنند. از همین رو است که در این پژوهش تفکیک مدل‌های مکانیسمی خوش‌بینانه و بدبینانه را مناسب نمی‌دانیم و فهم چگونگی تأثیرگذاری را به بخش تجربی پژوهش و از لابه‌لای گفته‌های خود افراد واگذار می‌کنیم.
مورد آخر هم این است که در مکانیسم‌های موجود تأثیر در سطوح خرد و کلان از هم مجزا نشده است. این درحالی است که به‌نظر می‌رسد با تمایز تأثیر اینترنت در سطح فردی از سطح جمعی که اولی به تغییر رفتار رأی‌دهی و دومی به تغییر میزان مشارکت می‌انجامد، بهتر بتوان بحث‌ها را سامان داد.

فصل سوم: روش‌شناسی پژوهش

1.3. روش‌شناسی
روشی که برای انجام این پژوهش انتخاب کرده‌ایم، روش کیفی است. روش کیفی اصطلاحی است کلی و فراگیر برای رویکردهای مختلفی که پیش‌فرض همۀ آن‌ها این است که واقعیت، چندگانه و برساختۀ آدمیان است. بنابراین پژوهش کیفی درپی کشف معنای پدیدۀ اجتماعی است از منظر افراد یا آن‌گونه که افراد آن پدیده را تجربه می‌کنند. در این روش فهم پدیدۀ اجتماعی از نزدیک و در بافت طبیعی خود انجام می‌شود، از تکنیک‌ها و ابزارهای کمی استفاده نمی‌شود، یافته‌ها به‌صورت توصیفی است و هدف، اثبات و تعمیم و پیش‌بینی نیست. روش کیفی درحالت کلی در مقابل روش کمی قرار می‌گیرد. تفاوت این دو روش به‌سبب نشئت‌گرفتن آن‌ها از دو پایگاه نظری متفاوتِ پدیدارشناسی و پوزیتیوسم با هستی‌شناسی‌ها و معرفت‌شناسی‌های متفاوت است (پاتون ، 2002؛ هوفل ، 1997؛ استراوس و کوربین ، 1998؛ لینکلن ، 1995؛ مک و دیگران، 2005؛ مایکوت و مورهاوس ، 1994؛ لینکلن، 1995؛ مریام ، 1998؛ مروستی ، 2004؛ فلیک ، کاردورف و استینک ، 2004).
در این پژوهش هدف، درک چگونگی تأثیر حیات فیس‌بوکی افراد در روزهای انتخابات بر رفتار انتخاباتی آن‌ها است، اما می‌خواهیم این موضوع را از منظر خود افراد بررسی کنیم. به‌همین جهت روشی که استفاده می‌کنیم، روش کیفی است. درواقع بخشی از جمعیت کشور در فیس‌بوک حضور دارند و در تب‌وتاب انتخابات فضای این شبکۀ اجتماعی بیش از هر زمان دیگر سیاسی می‌شود. افرادی هستند که اخبار را در صفحه‌های فیس‌بوکی دنبال می‌کنند و با دیگر شهروندان مخالف یا موافقشان درمورد نظرشان دربارۀ انتخابات بحث می‌کنند. قصد ما از این پژوهش کشف این است که آن‌ها این محیط را چگونه درک می‌کنند و فکر می‌کنند تجربۀ حضورشان در فیس‌بوک چه تأثیری بر آن‌ها و گرایش انتخاباتی‌شان می‌گذارد. در اینجا فرضیه‌ای برآمده از نظریۀ خاصی نداریم که بخواهیم آن را بیازماییم و همچنین مفاهیمی پیشینی که بخواهیم از خارج بر پژوهش تحمیل کنیم. آنچه هست یافته‌هایی است برآمده از روایت‌های خود افراد.
2.3. روش گردآوری داده‌ها
در این پژوهش درنظر داریم برای گردآوری داده‌ها از نتنوگرافی یا اتنوگرافی مجازی استفاده کنیم. اتنوگرافی را هنر توصیف یک فرهنگ می‌خوانند که نه اتفاقات غیرمعمول، بلکه زندگی روزمره و روتین مردم را مطالعه می‌کند. در بحث جمع‌آوری داده‌ها، اتنوگرافی معمولاً به‌معنی مشارکت پژوهشگر به‌طور آشکار یا پنهان و برای مدتی طولانی در زندگی روزانۀ گروهی از مردم، مشاهدۀ روابط و تعاملات، مصاحبه با افراد و جمع‌آوری هر دادۀ مرتبط با مسئلۀ پژوهش است. بنابراین مشاهدۀ مشارکتی، مصاحبۀ عمیق و مطالعۀ اسناد، تکنیک‌هایی هستند که معمولاً برای جمع‌آوری داده‌ها در اتنوگرافی استفاده می‌شوند. (مروستی، 2004؛ فلیک، کاردورف و استینک، 2004؛ همرسلی ، 2007)
با ورود اینترنت گونه‌ای از اتنوگرافی با عنوان اتنوگرافی مجازی یا سایبر یا آنلاین پدید آمد و اتنوگرافی غیرمجازی، اتنوگرافی سنتی خوانده شد. در سال‌های اولیۀ پیدایش اینترنت، جهان آفلاین و آنلاین مجزا از هم و لذا اتنوگرافی مجازی و سنتی متفاوت از هم دانسته می‌شد، اما پژوهشگران اخیراً دیگر به این دوگانگی قائل نیستند. اکنون اینترنت در زندگی اجتماعی درونی شده است و فضای آنلاین و آفلاین به‌طور درهم‌پیوسته‌ای، جهان اجتماعی واحدی را می‌سازند، بنابراین برای فهم پیچیدگی‌های زندگی اجتماعی، اتنوگرافی سنتی لازم بود با گسترش تکنیک‌های خود، زندگی آنلاین را در میدان مطالعۀ خود درنظر گیرد. ورود اینترنت به اتنوگرافی برمبنای این واقعیت است که اینترنت محصولی فرهنگی است، تعاملاتی در آن صورت می‌گیرد و لذا می‌توان میدان‌هایی را روی آن انتخاب و با روش اتنوگرافی مطالعه کرد. برای انجام اتنوگرافی روی اینترنت معمولاً دو استراتژی روش‌شناختی با دو عنوان «اتنوگرافی مشاهده‌ای» و «اتنوگرافی اطلاع‌دهنده» به‌کار می‌رود. در استراتژی اول پژوهشگر از افراد فاصله می‌گیرد و نوشته‌های آن‌ها را مشاهده و تحلیل می‌کند و تم‌های اصلی‌شان را درمی‌آورد. این استراتژی در فروم‌های اینترنتی یا جاهایی مثل صفحه‌ها یا گروه‌های فیس‌بوکی به‌کار گرفته می‌شود. در استراتژی دوم پژوهشگر با افراد تعامل دارد و از تم‌های برآمده از روش اول برای شروع مصاحبه و بحث‌های متمرکز استفاده می‌کند. در اینجا افرادی برای مصاحبه انتخاب می‌شوند که بیشترین تعداد پست یا کامنت را داشته‌اند (ویلیامز و کوپس ، 2005؛ هین ، 2000؛ تورس و دیگران، 2010؛ وبستر و مارکوس دا سیلوا ، 2013؛ بیکر ، 2013؛ بنیتو- مونتاگوت ، 2011؛ اسکروتن ، 2012؛ جانسون و هامفری ، 2011؛ بیولیو ، 2007؛ هالت و باربر ، 2014، اوانس ، 2010).
در این پژوهش از هر دوی این استراتژی‌ها استفاده می‌کنیم. در ابتدا بحث‌های انتخاباتی افراد را در پروفایل‌ها یا صفحه‌های فیس‌بوکی انتخاب‌شده (با معیارهای ذکرشده در 4.3)، مشاهده و تحلیل می‌کنیم و تم‌های اصلی آن‌ها را استخراج می‌کنیم. استراتژی اول را به این دلیل به‌کار می‌بریم که اولاً بفهمیم به‌طور کلی فضای انتخاباتی در صفحه‌های فیس‌بوکی چگونه و کلیت بحث‌ها عموماً حول چه موضوعاتی بوده است و ثانیاً تحول یا عدم تحول گرایش انتخاباتی افراد خاصی را دنبال کنیم. این صفحه‌ها بخش اعظم حوزۀ عمومی فیس‌بوک را تشکیل می‌دهند و اگر حیات سیاسی فیس‌بوکی تأثیری بر فرد داشته باشد، یکی از منشأهای آن بحث‌های درگرفته در این صفحه‌ها است. تم‌هایی که از تحلیل بحث‌ها به‌دست می‌آوریم، سرنخ‌هایی به ما می‌دهند تا بتوانیم مصاحبه با آن افراد را در استراتژی دوم بهتر هدایت کنیم. افرادی را که می‌خواهیم با آن‌ها مصاحبه کنیم، در این مرحله و از بین همان‌هایی انتخاب می‌کنیم که در بحث‌ها شرکت کرده‌اند (با معیارهای ذکرشده در 4.3). در مرحلۀ دوم مصاحبه‌هایی عمیق را با این افراد ترتیب می‌دهیم. در اینجا به این دلیل از تکنیک مصاحبۀ عمیق استفاده می‌کنیم که هدف رسیدن به درکی است که خود افراد از حیات فیس‌بوکی‌شان در ایام انتخابات دارند.
از لحاظ ساختار، هر مصاحبه از چند بخش کلی یا چند دسته سؤال تشکیل می‌شود. در ابتدا و پیش از شروع، برای مشارکت‌کننده روند مصاحبه و نوع سؤال‌ها را توضیح می‌دهیم و از او می‌خواهیم اگر سؤالی دارد بپرسد. سؤال‌های مصاحبه با این سؤال که «چقدر فیس‌بوکی هستید؟» شروع می‌شود و از مشارکت‌کننده می‌خواهیم بگوید که معمولاً هرچندوقت یک‌بار فیس‌بوکش را چک می‌کند، چقدر از زمانش را در فیس‌بوک می‌گذراند و چه کارهایی را در فیس‌بوک انجام می‌دهد. سؤال محوری بخش بعدی این است که «چقدر پیگیر اخبار و تحلیل‌های سیاسی هستید؟». در این بخش از مشارکت‌کننده می‌پرسیم که به‌طور کلی چقدر ذهنش درگیر سیاست است و اینکه آیا روزانه اخبار را چک می‌کند یا خیر. سپس از مشارکت‌کننده می‌خواهیم منبعی را که معمولاً اخبار را از آن دریافت می‌کند، عنوان کند و توضیح دهد که در این میان فیس‌بوک چه سهمی را به خود اختصاص می‌دهد.
پس از پرسش‌های اولیه، با این سؤال که «از حال و هوای فیس‌بوک در روزهای انتخابات بگویید» مشارکت‌کننده را به فضای انتخابات می‌بریم و از او می‌خواهیم فضای فیس‌بوک در آن روزها را توصیف کند. در اینجا سعی می‌کنیم به‌تدریج مشارکت‌کننده را به توضیح دربارۀ مسئلۀ مورد پژوهش، یعنی تأثیر فضای فیس‌بوک بر شکل‌گیری رأی انتخاباتی فرد که منجر به رفتار ویژۀ رأی‌دهی او می‌شود، سوق دهیم. با احساس اقناع از صحبت‌های مشارکت‌کننده، پایان سؤال‌ها را اعلام می‌کنیم و از می‌خواهیم اگر توضیح دیگری دارد که به پیشبرد پژوهش کمک کند، اضافه کند. درنهایت از مشارکت‌کننده سن، میزان تحصیلات و این مورد را که او داخل یا خارج از کشور زندگی می‌کند، می‌پرسیم.
این مصاحبه‌ها از لحاظ تکنیک، به‌طور کلی ذیل دو نوع مصاحبۀ نیمه‌استاندارد و مصاحبۀ روایی (فلیک، 1388) یا ترکیبی از این دو جای می‌گیرند. به این معنی که برای مشارکت‌کننده توضیح می‌دهیم که در پاسخ به سؤال‌ها محدودیت چندانی در وقت و تعداد کلمات ندارد؛ در عین حال مراقبیم اگر توضیحات او فراتر از موضوع رفت، به‌نحوی صحبت او را قطع کنیم و مصاحبه را به روند مدنظرمان هدایت کنیم. در این میان گاه لازم می‌شود منظور روش‌شناختی خود را از طرح سؤال‌ها برای مشارکت‌کننده بیان کنیم.
همچنین مصاحبه‌ها خود برحسب تفاوت در نوع توضیح‌های مشارکت‌کننده با هم متفاوت‌اند. به این معنی که در ابتدای هر بخشِ مصاحبه، از مشارکت‌کننده یک سؤال باز و کلی می‌پرسیم. برخی از مشارکت‌کنندگان توضیح مکفی می‌دهند و گاه نیازی به سؤال‌های جزئی‌تر نیست. توضیح برخی دیگر گنگ یا خارج از بحث است و لذا نیازمند سؤال‌های بیشتری است. طی مصاحبه، حسب نیاز، از سؤال‌های مواجهه‌ای و سؤال‌های مأخوذ از ادبیات پژوهش استفاده می‌کنیم. در آن بخش از مصاحبه که می‌خواهیم مشارکت‌کننده را به فضای انتخابات ببریم، سعی می‌کنیم مصاحبه بیشتر فرم روایی بگیرد. این بخش با یک سؤال مولد روایت شروع می‌شود و حسب توضیحات

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...