مقاله درباره اجتماعی، زنان، فرهنگی، هویت، ، جوانان

گرایش دختران نوجوان به رفتارهای خرده فرهنگی را بررسی می کند. این پژوهش نشان داده است که شکاف در تمایلات ذهنی و جهت گیری های رفتاری دختران نوجوان نسبت به مؤلفه های خرده فرهنگی تناقضاتی را در توجه همزمان آنها به ارزش های سنتی و مدرن به همراه دارد. این تحقیق به صورت پیمایشی انجام شده است.جمعیت آماری این پژوهش دختران دانش آموز مقطع متوسطه دبیرستانهای دولتی و غیر انتفاعی در شهر تهران می باشد. یافته های آماری تحقیق در مجموع حاکی ازآن است که گرایش به رفتارهای خرده فرهنگی چنان فراگیر شده است که به نظر می رسد تمایز رفتارهای خرده فرهنگی (غیر رسمی )از رفتارهایی که به لحاظ رسمی متعارف و مرجح دانسته می شود چندان امکان پذیر نیست و دایما مرزبندی تعامل این دو سطح نگاه و رفتار خرده فرهنگی در معرض تغییر قرار دارد. در مجموع توجه دختران به خرده فرهنگ را می بایست مبتنی بر تلاشی دانست که برای کسب هویت و خود ابزاری در میدان فرهنگی به سرعت در حال تحول جامعه جدید ایران که رسانه های نو در آن سهم به سزایی ایفا می کنند به عمل می آورند. انتخاب مصرفی ،مُد و توجه به تمایز و عاملیت قوی تری که دختران عموما در فضای تمایلات خانوادگی و نیز اجتماعی از آن بر خوردارند توضیح دهنده رفتارهای خرده فرهنگی آنها است.
محمدی(1386)پژوهشی میدانی با عنوان “رابطه بین سبک زندگی و نگرش هویتی جنسیتی در بین دو نسل مادران و دختران” ارایه نموده است.نگارنده پس از طرح مباحث نظری راجع به سبک زندگی و نگرش هویتی به ارایه یافته های پژوهشی خود پرداخته است. بر اساس این یافته ها، نظریات مادران و دختران در زمینه اهمیت قیمت پوشاک، بادوام بودن آنها ،تفاوت معناداری با یکدیگر نداشت. در مورد مُد بودن، شیک بودن، زیبا بودن و تک بودن؛ نظریات این دو گروه تفاوت معناداری داشت. در زمینه استفاده از ادکلن ،اسپری، ضد عرق، استحمام هر روزه ،آراستگی و آرایش داشتن هماهنگی رنگ و مدل لباس ها با هم و مطابق روز لباس پوشیدن ؛نظرات مادران با دختران تفاوت معناداری داشت. از نظر سبک زندگی 33 درصد از مادران سبک سنتی و 8/8 درصد سبک مدرن داشتند در حالی که در بین دختران 5/8 درصد سنتی و8/22 درصد سبک مدرن داشتند.
چاوشیان تبریزی (1381) با هدف بررسی امکان تبیین تمایزات و تشابهات سبک های زندگی بر اساس متغیرهای ساختاری، تحقیقی انجام داد ه است که فرضیه اصلی آن عبارت است از اینکه خصوصیات فرهنگی اعضای یک جامعه مدرن به کمک موقعیت یا ویژگیهای ساختاری آنها قابل تبیین نیست و بین عناصر گوناگون سبک زندگی ارتباط و سازگاری معناداری وجود دارد.محقق برای آزمون فرضیات فوق متغیرهایی نظیر پایگاه اقتصادی – اجتماعی، سرمایه اقتصادی ،سرمایه فرهنگی،ذوق و سلیقه هنری،سطح نظارت و مدیریت بدن ،دینداری ،سبک زندگی خانوادگی، روابط بین شخصی و هنجارهای مصرف را در میان 825 نفر از ساکنان بالای 18 سال شهر تهران به روش پیمایش مورد مطالعه قرار داده است.یافته های تجربی این تحقیق تا حد زیادی با فرضیات کلی آن همخوانی دارد.تفاوت فرهنگی نمونه مورد بررسی بر اساس متغیرهای پایگاه اجتماعی – اقتصادی و سرمایه اقتصادی قابل تبیین نیست؛ اما تا حد زیادی با متغیرهای سن جنس تحصیلات و سرمایه فرهنگی تبیین می شود. به عقیده محقق طی فرایند مدرن شدن صور بخصوصی از فردیت ایجاد می شودکه بر حوزه معینی از کنش اجتماعی مثل ذوق و سلیقه ، منش، مد و سبک زندگی مبتنی است و ازهمان طریق بیان می شود. این حوزه های کنش اجتماعی در ترسیم و توصیف زندگی اجتماعی اهمیت شایانی یافته اند.در حالی که سایر صورتهای تمایز ساختاری کم اهمیت تر شده اند.
رفعت جاه (1385) در پژوهش” موقعیت شغلی بر سبک زندگی زنان شاغل” پیامدهای فردی و اجتماعی اشتغال در زنان و تاثیر موقعیت اجتماعی و شغلی زنان بر سبک زندگی را مورد بررسی قرار داده است.چهارچوب نظری این تحقیق مبتنی بر نظریه بوردیو و روش آن پیمایش پرسشنامه ای بوده است.متغیر وابسته این پژوهش سبک زندگی است که خود از چهار متغیر نوع روابط اجتماعی ،میزان اوقات فراغت ،نوع سلیقه و مدیریت بدن تاثیر می پذیرد. متغیر اصلی در این پژوهش موقعیت شغلی است که از دو مولفه منزلت شغلی و وضعیت اقتصادی ایجاد شده است.افراد مورد مطالعه شامل کلیه زنان شاغل در وزارت بازرگانی که تعداد آن بر اساس آمار وزارت بازرگانی در سال 1385 ؛84 نفر بوده است؛ که به روش تمام شماری مورد مطالعه قرار گرفته است.داده های مورد نیاز با تکنیک پرسشنامه گرد آوری و مورد تحلیل واقع شده است.نتایج این تحقیق نشان می دهد که در مجموع هر چه موقعیت شغلی و سرمایه اقتصادی زنان مورد مطالعه ارتقا پیدا کند روابط اجتماعی آنها کاهش می یابد. همچنین میزان اوقات فراغت زنان رده های متوسط شغلی نسبت به شاغلان رده های پایین و بالای شغلی بیشتر بوده است.اما زنان رده های بالا تر شغلی با وجود محدود تر بودن فراغتشان در اوقات فراغت خود وقت بیشتری به فعالیتهای ورزشی و مصرف کالاهای فرهنگی اختصاص می دهند. در نهایت این مطالعه نشان می دهد زنانی که دارای موقعیت شغلی بالا بوده اند نسبت به زنان رده های شغلی پایین سبک زندگی، از مصرف گرایی به ویژه مصرف تظاهری و تجملی فاصله گرفته و توجه به جنبه های فایده ای و کاربردی کالاها بیشتر می شود ودر نتیجه تمایزهای هویتی زنان را نمی توان صرفا از روی موقعیت شغلی آنها شناخت بلکه باید تاثیر سایر عوامل فرهنگی از جمله جنسیت، تحصیلات ، ارزشها و نگرشها را در شکل گیری هویت و سبک زندگی زنان مورد مطالعه قرار داد.
ساروخانی و رفعت جاه(1383)در تحقیق “زنان و باز تعریف هویت اجتماعی” عواملی که زنان را به تأمل در هویت های سنتی، مقاومت در برابر کلیشه های جنسیتی و باز تعریف هویت اجتماعی قادر می سازد ،در دو سطح فردی و ساختاری مورد مطالعه قرار داده اند. روش کمی مورد استفاده در این تحقیق روش پیمایشی است برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شده است .جامعه آماری کلیه زنان تهرانی بین 25 تا 45 سال هستند که حداقل 5 سال گذشته در تهران سکونت داشته اند.متغیر وابسته در این تحقیق هویت اجتماعی در چهار بعد شغلی،زبانی ،تحصیلی و خانوادگی که با مقیاس لیکرت سنجیده شده است.متغیر مستقل نیز شامل هویت شخصی می باشد. نتایج این پیمایش نشان می دهد که از میان کل عوامل مورد مطالعه تحصیلات بیشترین تاثیر را در باز تعریف اجتماعی زنان داشته پس ازآن ارزشها و نگرشها، سبک زندگی و هویت ، به ترتیب تاثیر بیشتری در باز تعریف هویت اجتماعی زنان داشته است.به علاوه موقعیت ساختاری در مقایسه با هویت شخصی تاثیر بیشتری بر باز تعریف هویت اجتماعی زنان داشته است. از میان دو عامل اشتغال و تحصیلات ،تحصیلات که زنان را به منابع فرهنگی هویت سازی مجهز می کند بیشتر از اشتغال که تامین کننده استقلال و منابع مادی هویت سازی است بر باز تعریف هویت اجتماعی زنان و مقاومت آنها در برابر باورهای کلیشه ای مبتنی بر جنسیت تاثیر داشته است.
آقا بخشی و رحمت آبادی (1385)درپژوهش سبک زندگی و هویت اجتماعی جوانان نشان می دهند که در دهه اخیر فرایند سبک زندگی و هویت اجتماعی و شخصی به سمت گسستن از شالوده های ساختاری و تبدیل شدن به فرایندهای انعکاسی می روند .این مطالعه به روش دلفی بر جوانان 15 تا 29 سال طبقه متوسط شهری متمرکز بوده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که تولیدات فرهنگی کاربردی ترین مصارف جوانان مورد بررسی بودند و بسیاری از تولیدات فرهنگی در زمان فراغت مورد استفاده قرار می گیرند.اما همه مصارف آنان را تشکیل نمی دهند.یافته ها نشان می دهند در شرایط حاضر جوانان به جای اینکه صرفا دنباله روی سبکهای زندگی از پیش تعیین شده در نظام اجتماعی باشند تا حدودی انتخابها و موقعیتها را خود تعیین می کنند.البته خاستگاه اجتماعی و خانواده به عنوان بستری مهم که جوانان در آن بزرگ می شوند اهمیت خود را حفظ کرده است.اولویتهای حاصل از پژوهش نشان می دهد که اطلاعات و ارتباطات الکترونیکی در دهه اخیر سبک زندگی جوانان را به شیوه های جدید زندگی دیجیتال پیوند زده است و فرهنگ های ویژه جوانان را جهانی کرده است.
شکوری (1385) در پژوهشی با هدف مطالعه تجربی سبک های جدید هویت پذیری جوانان، به بررسی فعالیت های تفریحی و ترجیحات موسیقیایی و ماهواره ای در میان جوانان تهرانی و عوامل موثر بر آنها (متغیرهای موقعیتی) پرداخته است.اطلاعات این تحقیق پیمایشی، به وسیله پرسشنامه، با نمونه ای به حجم 500 نفر از بین جوانان 30-15 ساله ساکن شهر تهران و به روش نمونه گیری غیر احتمالی قضاوتی، جمع آوری شده است. در این پرسشنامه برای مطالعه فعالیت های تفریحی، سی نوع فعالیت در قالب ده مقیاس مشخص شده و از پاسخگویان خواسته شده تا میزان پرداختن خود به هر یک از این فعالیت ها را در یک مقیاس ترتیبی شش گزینه ای مشخص کنند.نتایج تحقیق نشان داده است که 10 نوع سبک زندگی مبتنی بر فعالیت های تفریحی جوانان می توان شناسایی کرد که متاثر از جنسیت، سن ،وضع تاهل، وضع اشتغال، سطح تحصیلات آنان و والدین آنها و نیز، درجه مذهبی بودن است.همچنین سه نوع سبک ترجیحات موسیقیایی، سه نوع سبک ترجیحات تلویزیونی و چهار نوع سبک ترجیحات سینمایی از یکدیگر تفکیک شده و رابطه آنها با متغیر های زمینه ای مورد بررسی قرار گرفته است. از سوی دیگر این فرضیه که الگوهای مربوط به فعالیت های تفریحی دارای خصلتی فردی هستند رد شده و در عوض نظریه پیر بوردیو مبتنی بر تاثیر پذیری علایق و ذایقه ها از جایگاه فرد در ساخت اجتماعی تایید شده است.
تیرگری(1387) به بررسی جامعه شناسی ارتباط اشتغال با سبک زندگی زنان و مقایسه با سبک زندگی زنان خانه دار می پردازد.در این تحقیق متغیر مستقل ،وضعیت اشتغال و متغیر وابسته سبک زندگی است که دارای ابعاد، نوع روابط اجتماعی،نحوه گذران اوقات فراغت، سلیقه، مدیریت و نظارت بدن و همکاری در کارهای خانه است.یافته های این رساله در بعد نظری ملهم از آرای بوردیو،گیدنز،پارکر،بارلو،باکاک می باشد.این تحقیق به روش اسنادی و پیمایشی انجام شده است.جامعه آماری زنان 25-تا 45 ساله شاغل و خانه دار شهر بهشهر که تعداد آنها 11200 نفر می باشد.حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 371 نفر می باشد.نتایج تحقیق نشان می دهد که بین میانگین سطح سلیقه،نحوه گذران اوقات فراغت،روابط اجتماعی ،تقسیم کار خانگی زنان شاغل و خانه دار تفاوت معنادار وجود دارد و بین چگونگی نظارت بدن زنان شاغل و خانه دار تفاوت معنادار وجود ندارد و به طور کلی بین سبک زندگی زنان شاغل و خانه دار تفاوت معنادار نیست و فرضیه وجود ارتباط اشتغال با سبک زندگی رد می شود.
فردرو و صداقت زادگان (1378) با هدف شناسایی تفاوت الگوی مصرف کالاهای فرهنگی در بین طبقات اجتماعی تحقیقی انجام داده اند که متغیر اصلی آن،« میزان استفاده از کالاهای فرهنگی» (شامل میزان استفاده از تلویزیون ،تئاتر، ورزش، رادیو، کتاب، روزنامه، کلاسهای هنری، ویدیو، سینما ،موسیقی و ماهواره) و متغیرهای مستقل آن ،جنسیت، منطقه محل سکونت ،تحصیلات پایگاه اقتصادی – اجتماعی، درآمد، قومیت و مذهب پاسخگویان است.این طرح پژوهشی به شیوه پیمایشی انجام شده است.جامعه آماری در این طرح شامل یکی از سرپرستان( زن یا مرد )خانوارهای منطقه 19 (به عنوان نماینده مناطق فقیر) و 3(به عنوان نماینده مناطق مرفه) از مناطق بیست گانه شهر تهران است.نمونه گیری از جامعه بصورت خوشه ای چند مرحله ای و تصادفی سیستماتیک و حجم نمونه 473 نفر می باشد.یافته های تحقیق حاکی از آن است که بین مصرف کالاهای فرهنگی و پایگاه اقتصادی – اجتماعی به میزان 38/0 رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد. یافته های نظری این تحقیق، نظریه مارکس مبنی بر تاثیر ساختار اقتصادی به مثابه زیر بنای جامعه بر الگوی مصرف کالاهای فرهنگی به عنوان بخشی از فرهنگ روزمره و نماینده روبنای فرهنگی جامعه را تایید نمود و نشان می دهد که پایگاه اقتصادی افراد ،بر مصرف کالاهای فرهنگی آنها موثر است. همچنین نظر وبر، مبنی بر تاثیر پایگاه اقتصادی- اجتماعی بر مصرف تایید شد. تفاوت مصرف در بین قومیت های مختلف نیز معنادار بوده و به نوعی ،نظر وبر مبنی بر ارتباط مصرف با ادیان مختلف را تایید می کند.تاثیر افزایش تحصیلات بر افزایش مصرف کالاهای فرهنگی، نظریه پارسونز در مورد رابطه سیبرنیکی و مبادله اطلاعات و انرژی بین خرده نظامها را تایید می کند. دیدگاه دیوید چنی مبنی بر اینکه چشم و هم چشمی، جنسیت و حاشیه نشینی، عوامل موثر بر تعین مصرف گرایی هستند نیز در مورد مصرف برخی از کالاهای فرهنگی تایید گردید.در این تحقیق، متغیر پایگاه اجتماعی – اقتصادی بر اساس شاخص های منزلت اقتصادی که عمده ترین معرف آن ثروت است و بر اساس میزان درآمد برای یک زندگی نسبتا خوب، بهای منزل مسکونی، خودرو و برخی هزینه های دیگر سنجیده شده و منزلت اجتماعی که با استفاده از معرف های موقعیت تحصیلی، شغل همسر، پدر و خود پاسخگو، وضعیت مالی خانواده پدری و و سیله مسافرات سنجیده می شود ساخته شده است.
شالچی در سال (1386) به” بررسی سبک زندگی جوانان کافی شاپ منطقه 3 تهران” می پردازد و تلاش می کند ویژگی های سبک زندگی این گروه از جوانان را مشخص کند.مشخص ساختن اهمیت عناصر مختلف زندگی،هنجارهای مصرف و نیز شیوه های گذران اوقات فراغت از دیگر هدف های این طرح است.نتایج این مطالعه نشان میدهد که در این فضای اجتماعی ویژگیهای سبک زندگی پسامدرن از قبیل( مد و سلیقه التقاطی ،تعامل امر محلی و جهانی ،اهمیت سرگرمی و مصرف و نقش حیاتی لذت) دیده می شود.
فاضلی در سال( 1384 )به “بررسی فعالیت موسیقیایی و مصرف موسیقی” می پردازد .هدف محقق بررسی عواملی است که نوع و میزان مصرف فرهنگی مردم را تعیین می کنند.محقق در این پژوهش از منظر تحلیل طبقاتی به مصرف موسیقی نگریسته است.وی نشان می دهد که تعیّن طبقاتی برای میزان مصرف موسیقی و ذائقه موسیقیایی دارای اهمیت می باشد.
رضوی زاده (1386) برای شناخت تاثیر مصرف رسانه ها بر تمایلات افراد ساکن شهر تهران در سبک زندگی، عوامل موثر بر مصرف رسانه ای را بررسی می کند و همچنین با بررسی عوامل موثر بر تمایلات افراد در سبک زندگی ،نقش رسانه ها را در این فرایند مورد ارزیابی قرار میدهد.در این طرح پیمایشی، سبک زندگی از چهار بعد مورد توجه قرار گرفته است :1- شامل مصرف مادی2- مصرف رسانه ای3- خود آرایی 4- مدیریت بدن.جامعه آماری تحقیق را ساکنان 15 تا 65 ساله مناطق 22 گانه شهر تهران تشکیل می دهند. بر خی از نتایج این طرح بدین شرح می باشد؛ سطح مصرف مادی افراد متاهل با افزایش سطح تحصیلات آنها ارتقا می یابد. با افزایش مصرف سه رسانه( تلویزیون های ماهواره ای، ویدئو و سینما) مصرف مادی افراد نیز بیشتر شده است. همچنین تحلیل رگرسیونی داده ها نشان داده است که تحصیلات ،در آمد، مصرف رسانه های ویدئو، سینما و تلویزیون های ماهواره ای، سن و جنس افراد، در مصرف مادی اثر گذار است. در این میان، مصرف مادی در زنان بیشتر از مردان مشاهده شده است.همچنین با افزایش تحصیلات، در آمد، مصرف رسانه ای و سن، مصرف مادی افراد نیز بیشتر می شود.
عظیمی(1386) در پایان نامه دکتری خود به بررسی تاثیر رسانه های جمعی بر سبک زندگی زنان شهر تهران می پردازد.وی به نقش رسانه ها در مسایل زندگی عمومی و تحول فرهنگ می پردازد.محقق با استفاده از روش پیمایشی و با تکنیک پرسشنامه و مصاحبه از 384 زن 20 تا 50 ساله از 22 منطقه تهران به جمع آوری اطلاعات پرداخته است.روش نمونه گیری به صورت چند مرحله ای متناسب با حجم نمونه و به طور تصادفی سیستماتیک است.یافته های تحقیق نشان داد.در مورد شرایط فردی میزان اوقات فراغت و دسترسی کمتر به اوقات فراغت غیر رسانه ای و سبک زندگی مادی رابطه معناداری وجود دارد.بین متغیر محتوای رسانه ای و انتخابگری برنامه ها و سبک زندگی مادی رابطه معناداری وجود دارد.همچنین نگرش نسبت به تلویزیون و سبک زندگی فرهنگی رابطه معناداری را نشان می دهد.
مهدوی کنی (1386)با تعریف سبک زندگی به عنوان الگو یا مجموعه کنش های مرجح یا رفتارهای ترجیحی، به بررسی رابطه دین به عنوان با ثبات ترین لایه فرهنگ، با سبک زندگی به عنوان یکی از متحول ترین لایه های آن می پردازد. پيوند وثيقي که اين هر دو (دين و سبک زندگي) با مسائل کليدي و حساس حيات بشري همچون مساله هويت(يا تمايز) فردي و اجتماعي و فعليت بخشي به قدرت تشخيص و انتخاب انساني خورده است، اهميت چنين مطالعه اي را روشن مي کند. در اين راستا تلاش مي شود به چها سوال اصلي پاسخ داده شود: ‎۱- آيا سبک زندگي مي تواند مرتبط با (يا متاثراز)دين(يا فرهنگ ديني يا مولفه هاي ديني موجود در يک فرهنگ) باشد؟ ‎۲- دين چه تاثيري بر سبک زندگي و مولفه هاي آن مي گذارد؟ يا به عبارتي چه روابطي با سبک زندگي و مولفه هاي آن دارد؟ ‎۳- دين چگونه و طي چه فرايندي با سبک زندگي مرتبط مي شود( و بر آن تاثير مي گذارد)؟ ‎۴- چگونه مي توان رابطه دين و سبک زندگي را مطالعه کرد؟ اين یک تحقيق اکتشافي است و تکيه آن در ابتدا بر تحليل فضاي مفهومي دين و سبک زندگي و در مرحله بعد بر توصيف روابط احتمالي ميان اين دو است،. بخش اول پايان نامه به مباحث نظري اختصاص دارد و بخش دوم حاوي يک مطالعه موردي است طي اين مطالعه رابطه آموزه هاي ديني يک مبلغ مذهبي – که محوريت يکي از جلسات مذهبي هفتگي پر سابقه را برعهده دارد- با سبک زندگي شرکت کنندگان مستمر و با سابقه آن، به صورت محدود بررسي مي شود،.اين مطالعه موردي منجر به پيشنهاد مدل واره‌اي مي شودکه سبک

متن کامل پایان نامه فوق در سایت sabzfile.com موجود است

You may also like...