مقاله با موضوع زن، ازدواج، اسلام، همسر، زنان، روایات

دانلود پایان نامه

فراهم نمایند و به همین منظور عده‌ای از بزرگان در مجالس و محافل نقش تسهیل‌کننده ازدواج را بر عهده داشتند. حتی در مجالس خواستگاری و نامزدی و… سعی می‌کردند اولیا را ترغیب کنند که شرایطی را برای طرف مقابل در نظر بگیرند که وی قادر به برآودن آنها باشد.
سه نوع ازدواج در زمان قاجار وجود داشته است: 1- دائمی 2- موقت 3- ملک یمین.
ملک یمین ازدواجی بود که مالک می‌توانست با کنیز خود صورت دهد و اگر کنیز از این ازدواج صاحب فرزندی می‌شد، گاه هم ردیف زنان دیگر قرار می‌گرفت و این افتخاری برای وی تلقی می‌شد (آقااحمدی، 1369: 142).
با توجه به تعداد همسر دو نوع ازدواج چند زنی و تک همسری وجود داشت. (همان:143 )
از نظر نزدیکی و قرابت زوجین به یکدیگر سه نوع ازدواج در این دوره وجود داشته است: 1- ازدواج همخون که ازدواج با خویشان نزدیک نظیر دخترعمو و پسرعمو بود (آقااحمدی، 1369: 143). که این ازدواج از اهمیت بالایی برخوردار بود. که در روستاها به دلیل حاکمیت پدرسالاری، بیشتر، بستگان پدر انتخاب می‌شدند ولی در شهرها بیشتر به سمت ازدواج با خانواده مادری گرایش داشتند (آقااحمدی، 1369: 162). 2- ازدواج درون گروهی که ازدواجی بود که درون گروه یا قبیله صورت می‌گرفت که در درجه بعدی قرار داشت و 3- ازدواج برون گروهی بود که به ندرت اتفاق می‌افتاد اما با تحولات ناشی از روابط خارجی بر میزان این مورد افزوده گشت. به خصوص در میان کسانی که با هر نحو با خارج در ارتباط بودند. البته دو نوع ازدواج دیگر یعنی لویرا و سورورا نیز وجود داشته که هر چند با کمال صراحت مورد تأکید قرار نگرفته ولی اکثریت مردم بدان پایبند بودند (آقااحمدی، 1369: 144-143).
از نظر سن ازدواج طبق دستور اسلام 15 و 16 سالگی برای پسر و 9 سالگی برای دختر، سن شرعی ازدواج بوده است. ولی حتی کسانی بودند که فرزندان آنها به معنای واقعی بالغ نشده بودند ولی ترتیب ازدواج فرزندان را می‌دادند (آقااحمدی، 1369: 144). اکثر ازدواج‌ها بخصوص در خاندان اشرفی به دلیل شناخت اشخاص از یکدیگر و به منظور استحکام بخشیدن به علائق فامیلی و اصالت خانوادگی در محدوده خویشاوندان صورت می‌گرفت. بنابراین دختران و پسران هیچ گونه اختیاری در انتخاب همسر نداشتند. در خانواده‌های اشراف، عامل اقتصادی در انتخاب همسر مهم بود؛ بدنی معنی که هدف از برخی ازدواج‌ها در میان این گروه‌ها افزایش ثروت بود. رابطه زن و شوهر با یکدیگر براساس احترام زن نسبت به شوهر پی‌ریزی شده بود و زنان می‌بایست فاصله همراه با ترس را با شوهران خود حفظ می‌کردند (بهمنی، 1378: 33-29).
حرمسرا قانون جداگانه‌ای داشت. آنجا بنای مجزا و مستقلی بود که با دیوارهای بلند محصور می‌شد و در طبقات مرفه و بالای اجتماع، زنان و کودکان در حرمسرا یا اندرون به سر می‌بردند. حرمسرای ثروتمندان به بهشت روی زمین شباهت داشت. زیرا زنان زیبایی در آن به سر می‌بردند که هر یک از آنان می‌کوشیدند طرف توجه خاص همسر خود قرار گیرند (معاونی، 1340: 42-41).
در آن دوره رسم خاصی موسوم به پی سوز زدن وجود داشته است. به این صورت که اگر ازدواج پسری به تأخیر می‌افتاد خود او زمینه ازدواج در خانواده را فراهم می‌نمود. و این چنین بود که هنگایم که مادر مثلاً به پستوی اطاق و یا صندوقخانه می‌رفت، جوان گل گیر پی‌ سوز را دو سه بار به لبه سینی چسبیده در زیر پی سوز می‌زد و به مادر می‌فهماند که زن می‌خواهد و مادر قضیه را با شوهرش در میان می‌گذاشت تا فکری برایش بکنند (آقااحمدی، 1369: 134).

2-12- خانواده در حال گذار در ایران
تغییرات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در جامعه مناسبات درونی خانواده را دستخوش تحولات ساختاری و ایدئولوژیکی کرده است. فرایند نوسازی در جامعه ایران با رشد شهرنشینی، صنعتی شدن، رشد طبقه متوسط، افزایش جمعیت جوان، تحرک اجتماعی، شکل‌گیری مناسبات جدیدی در ساخت روابط خانواده و قبل از آن همسرگزینی ایجاد کرده است. ساختار و کارکردهای خانواده و مناسبات زناشویی همپای تغییرات فرهنگی تغییر کرده و ابعاد کارکردهای خانواده سنتی گسترده دگرگون شده و مناسبات زن و مرد تعدیل شده است. تغییرات جامعه‌ای که در مراحل آغازین توسعه خود قرار دارد و در واقع یک وضعیت گذاری را تجربه می‌کند شگرف و بنیادین است.
از نظر بروس کوئن به سه دلیل، ساختار خانواده‌های گسترده در مقایسه با گذشته سست و در حال فروپاشی و تبدیل به خانواده هسته‌ای است: نخست اینکه فرد در یک جامعه شهری باید از نظر جغرافیایی تحرک داشته باشد. دوم گروه‌های رسمی، در کمک به افراد برای حل مسائلشان جایگزین گروه‌های ایران، حضور زن در خانه و خانواده به رسمیت شناخته شده و احساس می‌شود، زن شاغل و تحصیل‌کرده امروز که خود بخش مهمی از امور زندگی را رتق و فتق می‌کند دیگر حالت ترس و فرمانبری زن خانه‌‌دار نسل قبل خود را ندارد، از طرف دیگر با بالا رفتن هزینه‌های زندگی و اشتغال زن در بیرون از خانه، اقتصاد خانواده اگر چه متکی به درآمد زن نیست، اما غالباً درآمد زن در پیشبرد اهداف خانواده نقش تعیین‌کننده پیدا کرده است. اگرچه با اشتغال زن و برخورداری از تحصیلات و بالا رفتن آگاهی‌های افراد، اقتدار مرد در خانه شکسته شده است، اما زن امروز به همان اندازه همدلی و همکاری با همسر خود را به دست نیاورده است. در این مرحله انتقالی پاره‌ای از ارزش‌ها ویژگی‌های سنتی دارند و برخی دیگر مدرن‌اند که این مسئله گاهی منجر به اختلافات خانوادگی می‌شود، از جمله موارد اختلاف در نگرش‌ها و معیارهای همسرگزینی مشهود است، زیرا مردان ما در روباط اجتماعی خود بیشتر مدرن فکر می‌کنند تا در همسرگزینی، آنان در همسرگزینی معیارهای زن سنتی را در دختران امروزی جامعه ما جستجو می‌کنند. محقق برای سنجش این حدس خود از نتایج پیمایشی کار پژوهشی سود جسته که نتایج متعاقباً اعلام خواهد شد.

2-13- انتخاب همسر از دیدگاه اسلام
انتخاب همسر برای هر یک از زوجین بسیار هم و سرنوشت‌ساز است، به عبارت دیگر این انتخاب رکن رکین تشکیل خانواده است، اگر این رکن بر پایه آگاهی و با مشورت و آزادی عمل استوار گردد، خیمه تشکیل خانواده پابرجا و مستحکم خواهد ماند و اگر اهمیت بین رکن نادیده انگاشته شود و این انتخاب با اهمال و سستی انجام پذیرد و احساسات زودگذر جای منطق و آگاهی را بگیرد مسلماً آن ستون قابل اعتماد نبوده و به تبع آن خیمه تشکیل خانواده بر پایه این ستون سست، دوام و استحکام نخواهد یافت. حال معیارهای انتخاب را با توجه به آیات و روایات و نظرات فقهای عظیم‌الشأن امامین مورد مطالعه قرار می‌دهیم، زیرا قصد ما ارایه الگوی اسلامی از خانواده است تا جوانان با آگاهی و بصیرت دست به انتخاب و ازدواج بزنند و زندگی خانوادگی خویش را بر پایه ملاک‌ها و معیارهای قرآنی و فقهی استوار سازند.

2-13-1- انتخاب آگاهانه
انتخاب آنگاه آگاهانه است که فرد معیارهای اصیل الامی برای پیدا کردن همسر مورد دلخواه خویش را بداند و خود نیز به این معیارها و ملاک‌ها مؤمن و عامل باشد.

2-13-2- کفو بودن زوجین
پس از بررسی روایات به این نتیجه می‌رسیم که منظور از کفویت زوجین، ایمان آن دو به خداوند و پیامبر اسلام است و عمل به دستور اوست و دیگر اینکه مرد، مرد کار باشد و قادر به تأمین معیشت زندگی، حال برای روشن شدن به روایات و آیات توجه فرمایید.

2-13-2-1- کفویت در روایات
روایات، قال الصادق: (المومنون بعضهم اکفاء بعض) و «مؤمنین کفو یکدیگرند» و در حدیثی دیگر می‌فرمایند (الکفوان یکون عفیفا و عنده لیسار) «کفو بودن یعنی عفیف بودن و توانایی مرد در تأمین معیشت خانواده».
عن حسین بن بشار قال، کتبت الی ابی جعفر فیر رجل خطب الی فکتب: من خطب الیکم فرضیتم دینه و امانته کائنا من کان فزوجوه (الا تفعلوا تکن فتنه فی الارض و فساد کبیر) انفال/ 73
حسین بن بشار می‌گوید: نامه‌ای به امام صادق نوشتم، درباره مردی که از (دخترم) خواستگاری کرده بود، پس امام به من نوشت: اگر کسی از شما خواستگاری کرد، اگر از دینداریش راضی بودید و امانتدار بود، هر کس باشد به او دختر بدهید «زیرا اگر این کار را نکنید در زمین فتنه برپا می‌شود و فسادی بزرگ»
عن ابی عبدالله قال:
(اذا تزوج الرجل المره لمالها أو جمالها لم یزرق ذلک، فان تزوجها لدینها رزقه الله جمالها و مالها)
امام صادق فرمود: اگر مردی با زنی به خاطر مال و جمالش ازدواج کند، از مال و جمال هم بی‌نصیب خواهد ماند، لکن اگر به خاطر دینش با وی ازدواج کند خداوند جمال و مال را هم روزیش خواهد گردانید.

2-13-2-2- کفویت در آیات
دلیل اینکه اول روایات را نقل کردیم این بود که معنای کفو در روایات دقیق بیان شده است.
استجابت اختیار زوجه کریمه الاصل (دارای اصالت خانوادگی)
از امام صادق نقل شده است به نقل از آباء بزرگوارشان که پیامبر اسلام (ص) فرمودند:
«ایاکم و خضراء الدمن، قبل، یا رسول الله، و ما خضراء الدمن؟ قال: المرأه الحسناء فی مثبت السوء).
شما را برحذر می‌‌دارم از سبزه‌های دشت و دمن، عرض شد یا رسول الله منظور از…
از این حیث در امان باشد، عقلش سالم باشد و در تصمیم‌گیری و گرداندن چرخ زندگی خانوادگی دچار تزلزل، و وسواس نباشد (سفیه در رأی نباشد.) چنین فردی شایسته ازدواج است و این صفات او را کفایت می‌کند تا برای ازدواج و تشکیل زندگی زناشویی کمر همت ببندد.

2-13- 3- انتخاب آزادانه
«آزادی در انتخاب هسمر از اصولی است که در اسلام سخت مورد عنایت و توجه قرار گرفته است، زیرا زندگی زناشویی هنگامی مایه آرامش خاطر خواهد بود که میان دو همسر توافق فکری و تناسب روحی و اخلاقی وجود داشته باشد. این هماهنگی وقتی کامل و قابل اعتماد خواهد بود که انتخاب همسر با مطالعه و آزادی و اختیار کامل طرفین انجام گیرد و زن و شوهر درباره اصل تصمیم به ازدواج و در انتخاب همسر که شریک زندگی خواهد بود اجبار و اکراهی نداشته باشند، در غیر این صورت چگونه می‌توان انتظار داشت که زندگی همسری پایه‌ای استوار و متین داشته باشد و منشأ صفا و آرامش خاطر طرفین گردد.
طبق مقررات اسلامی اولین شرط صحت عقد ازدواج این است که در بستن این قرارداد، زن در «ایجاب» یعنی پیشنهاد ازدواج به همسر مورد علاقه خود، و شوهر در «قبول» یعنی پذیرفتن این پیشنهادف رضایت و اختیار کامل داشته باشد. پیشوایان اسلام به مناسبت‌های مختلف، به خصوص در مواردی که در زمینه انتخاب همسر با آنها مشورت شده، جداً روی این مطلب تکیه کرده‌اند، که «رضایت کامل طرفین ازدواج شرط اصلی صحت و استحکام عقد ازدواج است و در این مورد هیچ گونه تحمیل جایز نیست».

2-14- ساخت قدرت در خانواده در ایران بعد از اسلام
در ایران بعد از اسلام اقتصاد مبتنی بر کشاورزی، نقش مهمی را ایفا می‌کرد؛ لذا خانواده همچنان نقش مؤثری را در تولید فلاحتی و صنعتی به عهده داشت.
افراد خانواده تحت سرپرستی پدر یا رئیس خانواه- که مسئول تأمین نیازهای خانواده بود در کشتزارها و کارگاه‌های خانگی کار می‌کردند؛ در حالی که دستورات اسلام در مورد حقوق زن یک تحول جدیدی در کشتزارها و کارگاه‌های خانگی کار می‌کردند؛ در حالی که دستورات اسلام در مورد حقوق زن یک تحول جدی در پایگاه اجتماعی زنان ایجاد کرده بود.
گسترش روزافزون کشاورزی و دامپروری که مستلزم کار گروهی بود، وسعت خانواده را لازم می‌ساخت. این کار با نگهداری فرزندان حتی پس از ازدواج و به وسیله رسم تعداد زوجات- که البته اسلام آن را محدوده کرده بود- ادامه یافت.
در این دوره، افراد خانواده که به ده تا سی نفر می‌رسیدند در یک جا زندگی می‌کردند و در زمینی اجاره‌ای یا زمینی که ملک همه آنها بود، با هم زراعت و محصول را به تناسب میان خود تقسیم می‌کردند. نقش مؤثر اعضای خانواده در تولید فلاحتی سبب حمایت خانواده از زناشویی می‌شد. بنابراین جوانان از «همسرگزینی» بیمی نداشتند و به آسانی تن به قید تأهل می‌دادند. با آغاز دوران اسلامی، صورت افراطی ازدواج بین خویشاوندان به تدریج محدود شده و ازدواج پدر و دختر، مادر و پسر و یا برادر و خواهر تحریم و ازدواج با افراد خارج از دایره بسته خانواده تشویق گردید و این عامل سبب رواج نوعی احساس همبستگی انسانی و جلوگیری از رشد بی‌رویه خون‌پرستی و اریستوکراسی شد.
رسم تعدد زوجات که قبل از ظهور اسلام در میان تمام افراد شرقی از جمله یهود، عرب و ایرانی شایع بود، به شرط محدودیت، مورد قبول اسلام قرار گرفت. در صدر اسلام نظام اصیل اسلامی بر جامعه حاکم بود و زنان در امور مربوط به زندگی اجتماعی و حتی سیاسی جامعه نقش مهمی را ایفا می‌کردند.
زن در جامعه صدر اسلام شخصیت انسانی کاملی پیدا کرد و اسلام برای نخستین بار در تاریخ بشر، زن را از استقلال اقتصادی برخوردار ساخت.
اسلام زن را بر ارث، دستاورد مالی و مهریه‌اش مالک می‌داند، حتی در بسیاری از مناطق اسلامی، زن در کنار شوهر به فعالیت‌های اقتصادی مشغول بوده است. زن در عصر پیامبر (ص)- در حد نیاز و ضرورت- در ساختن جامعه اسلامی فعالانه شرکت می‌جست، بیرون می‌آمد، کار می‌کرد و در میدان‌های جنگ حاضر می‌شد (نقدی، 1377: 58).
در آن نظام، رسالت عمده زنان و پرورش نسل‌های سالم و صالح و ساختن «انسان‌ها» بود، نه فقط ساختن «ابزارها»؛ از سوی دیگر، آمیزش‌های بی‌بندوبار زنان و مردان نیز در جامعه اسلامی اصلاً روا نبود (همان: 60).
قرآن کریم سیزده قرن قبل از اروپا به زن استقلال اقتصادی داد؛ با این تفاوت که:
اولاً، انگیزه‌ای که سبب شد اسلام به زن استقلال اقتصادی بدهد جز جنبه‌های انسانی و عدالت‌دوستی و الهی اسلام نبود. در اسلام اهدافی از قبیل مطامع کارخانه‌داران دوران انقلاب صنعتی انگلستان وجود نداشت که به خاطر گسترش بازار مصرف و تحصیل نیروی کار ارزان این قانون را به رسمیت شناختند، بلکه این شعار را داد که «للرجال نصیب مما ترک الوالدان و الاقربون و للنساء نصیب مما ترک الوالدان و الاقربون مما قل منه او کثر نصیبا مفروضا» (نساء، 7)
ثانیاً، اسلام به زن استقلال اقتصادی داد، اما به قول «ویل دورانت» خانه براندازی نکرد، اساس خانواده‌ها را متزلزل نکرد، زنان را علیه شوهران و دختران را علیه پدران به تمرد و عصیان وادار نکرد. «و لکل جعلنا موالی مما ترک الوالدان و الاقربون و الذین عقدت ایمانکم فاتوهم نصیبهم ان الله کان علی کل شیء شهیدا.» (نساء، 32)
اسلام با این دو آیه، انقلابی عظیم اما آرام و بی‌ضرر به پا کرد.
ثالثاً، آنچه دنیای غرب کرد، این بود که به قول «ویل دورانت» زن را از بندگی و جان کندن در خانه رهانید و گرفتار بندگی و جان کندن در مغازه و کارخانه کرد. یعنی اروپا غل و زنجیری دیگر را که کمتر از اولی نبود، به دست و پای او بست؛ اما اسلام زن را از بندگی و بردگی در خانه، مزارع و…. رهانید و با الزام مرد به تأمین بودجه خانوادگی، هر نوع اجبار و الزامی را از دوش زن برای تأمین مخارج خود و خانواده برداشت. زن از نظر اسلام در عین اینکه حق دارد طبق غریزه انسانی به تحصیل ثروت، حفظ و افزایش آن بپردازد، طوری نیست که جبر زندگی، او را تحت فشار قرار دهد و غرور و جمال و زیبایی را که همیشه با اطمینان خاطر باید همراه او باشد، از او بگیرد (مطهری، 1368: 257).
اسلام بر برابری بین زن و مرد تأکید کرده و به هر دوی آنها حق تصمیم‌گیری درباره سرنوشت خودشان و برخورداری از تمام آزادی‌ها را داده است؛ حق انتخاب (رأی دادن و انتخاب شدن)، حق آموزش و کار و نیز حق اعمال تمام وظایف اقتصادی.
اسلام دست زنان را گرفت و در کنار مردان و همطراز آنان نگهداشت؛ در حالی که وقتی پیغمبر (ص) ظهور کرد، زن‌ها را هیچ حساب نمی‌کردند. اسلام به زن‌ها قدرت داده است. سلسله احتمام ویژه زنان دارد که با فیزیولوژی زن مناسب است و این بدان معنا نیست که اسلام بین زن و مرد، فرقی گذاشته است ****
از نظر اسلام، اصل تساوی مرد و زن در حقوق عمومی محفوظ بوده و به رسمیت شناخته شده است، ولی نقش‌ها و مسئولیت‌های زن و مرد براساس خصوصیات روحی و جسمی آنها ترسیم و تنظیم شده است؛ چنان دقیق و فراخور استعدادها و کشش‌های جسمی و روحی، که دلیل بر احاطه کامل تشریح‌کننده و دلیل بر وحی و نبوت است که تشعشع آن از مجموع آیات و سنت‌های اصیل عصر نبوت و پس از آن برای هر خودی و بیگانه صاحبنظر و بی‌غرض مشهود است *******
زن و مرد در پیشگاه خدا و در وصول به مقامات معنوی در شرایط مشابه یکسانند و هرگز اختلاف جنسیت و تفاوت ساختمان جسماین و به دنبال آن پاره‌ای از تفاوت‌ها در مسئولیت‌های اجتماعی را دلیل تفاوت میان این دو از نظر به دست آوردن تکامل انسانی نمی‌شمارد؛ بلکه هر دو را از این جهت کاملاً در یک سطح قرار می‌دهد و آنها را با هم ذکر کرده است.*******
با ورود اسلام به ایران از سلطه بی‌انتهای مرد بر زن کاسته و بر مسئولیت‌های وی در مقابل زن افزوده شد. در این دوران بسیاری از زنان نویسنده و دانشمند ظهور یافتند و با آزادی تحصیل، علم و دانش رشد حیرت‌انگیزی پیدا کرد. از جمله اینکه می‌گویند: هنگامی که امام رضا (ع) در عبور از نیشابور حدیث «سلسله الذهب» را نقل می‌فرمود، چهل هزار زن و مرد قلم به دست این حدیث را نوشتند و ضبط کردند. متأسفانه با حمله مغول به ایران، دوران شکوفایی علمی و سیاسی نیز سپری گردید؛ زیرا مغول‌ها به هیچ کس اجازه فعالیت سیاسی نمی‌دادند و تنها زمانی مدارس رونق دوباره یافت که خان‌های مغول یکی پس از دیگری اسلام آورده و در فرهنگ اسلامی ذوب شدند و این سرآغاز پیدایش تمدن اسلامی در عصر مغولی در شبه قاره هند است که آثار

متن کامل پایان نامه فوق در سایت sabzfile.com موجود است

You may also like...