مؤلفه‌های یادگیری خودتنظیمی

مؤلفههای یادگیری خودتنظیمی:

کارشناسان در اینکه یادگیری خودتنظیمی شامل سه مؤلفه اساسی (یه مؤلفه مدیریت منابع) است، با یکدیگر توافق دارن. این مؤلفه‌ها شامل شناخت، فراشناخت و انگیزه (و مدیریت منابع) می‌باشه.

شناخت، شامل مهارتهای لازم واسه رمزگشایی، به خاطرسپاری و یادآوری اطلاعاته. فراشناخت، شامل مهارتهاییه که یادگیرندگان رو قادر می‌سازه تا فرایندهای شناختی رو کنترل کنن و اونا رو بفهمن. انگیزه، شامل برنامه و نگرشهاییه که بر رشد مهارت‌های شناختی و فراشناختی تاثیر می‌گذارد. اونایی که از مهارت‌های شناختی برخوردار هستن، اما واسه به کار گیری اونا برانگیخته نمی‌شن، نمی‌تونن به سطح برابری از کارکرد برسن. هم اینکه، اونایی که برانگیخته می‌شن اما از مهارتهای شناختی و فراشناختی لازم برخوردار نیستن، بیشتر در رسیدن به سطوح بالاتر از خودتنظیمی شکست می‌خورند. راهبردهای مدیریت منابع هم مربوط به روش‌هاییه که علم‌آموزان به خاطر مدیریت و کنترل محیطشان مورد به کار گیری قرار می‌بدن.

الف) راهبردهای شناختی یادگیری:

راهبردهای شناختی رو می‌توان به‌عنوان مجموعه‌ای از فرایندها یا اعمال مربوط به اکتساب، نگهداری یا کاربرد اطلاعات در نظر گرفت. پینتریچ و دی گروت(1990) راهبردهای شناختی رو به سه بحث راهبردهای تکرار و مرور، گسترش و گسترش و سازماندهی تقسیم می‌کنه؛

-‌ راهبردهای تکرار و مرور: به وسیله این راهبردها، یادگیرندگان مواد یادگرفته شده رو با خود تمرین می‌کنن. در ساده‌ترین شکل(ویژه تکالیف ساده و پایه)، این راهبردها عبارتند از: چند بار از رو خوندن(مکررخوانی)، چند بار از رو نوشتن(تکراری نویسی)، تکرار اصطلاحات مهم و کلیدی با صدای بلند، بگویی مطالب واسه چندین بار پشت سرهم و به کار گیری تصمیمات یاد یار، مثل آهنگ، قافیه و تصویر. در مورد تکالیف سخت و پیچیده هم این راهبردها می‌تونن شامل:

خط کشیدن زیر مطالب مهم، علامت گذاری و حاشیه نویسی، برجسته‌سازی قسمتهایی از کتاب و رونویسی کردن مطالب باشه(سیف، 1384).

‌‌راهبردهای گسترش وگسترش: به کار گیری این راهبردها امکان پردازش دقیق‌تر اطلاعات رو فراهـم می‌سازند. راهبردهای بسطی و سازماندهی در اتمام تکالیفی که نیازمند درک مطلب مواد تو یه سطح عمیق‌تر و مفهومی‌تر هستن، مؤثرترند. راهبردهای گسترش و گسترش معنایی هم در مورد تکالیف ساده و پایه عبارتست از: به کار گیری واسطه‌ها، تصویرسازی ذهنی، به کار گیری کلمه کلید و به کار گیری سرواژه‌ها. این راهبردها درمورد تکالیف پیچیده‌تر شامل: یادداشت ورداری، قیاس‌گری، خلاصه کردن به زبون خود، کاربستن مطالب یاد گرفته شده، آموزش دادن مطالب یاد گرفته شده به بقیه، به کار گیری اطلاعات یاد گرفته‌شده واسه حل کردن مسایل و توضیح، تفسیر و بررسی روابط می‌باشه( به نقل از سیف، 1384).

– ‌راهبردهای سازماندهی: این راهبردها هم به‌عنوان راهبردهای پردازش عمیق‌تر در نظرگرفتـه می‌شن و در مورد تکالیف ساده، شامل رفتارهایی مثل: دسته‌بندی اطلاعات جدید به شکل حیوانات، گیاهان، مواد و رابطه مجموعه مراتبی در ریاضیاته. هم اینکه، این راهبردها در مورد تکالیف مشکل‌تر، شامل راهبردهایی مثل: تهیه فهرست عناوین و سرفصلها، تبدیل متن درسی به نمودار یا طرح و نقشه، دسته‌بندی اطلاعات جدید طبق بحث‌های آشنا، به کار گیری طرح درختی واسه خلاصه کردن اندیشه‌های اصلی مطلب و نشون‌دادن روابط میان اونا و به کار گیری نمودار گردشی واسه توضیح و تشریح یه مراحل پیچیده می‌باشه.

ب) راهبردهای فراشناختی یادگیری:

فراشناخت، به عنوان آگاهی هشیارانه و بررسی این که اهداف یادگیری به دست اومده‌ان یا نه، تعریف می‌شه. هم اینکه، فراشناخت، انتخاب راهبردهای مناسب واسه رسیدن به اهداف می‌باشه. فراشناخت شامل علم درباره استعداد و حالات شناخت و ویژگی‌های انگیزشی و عاطفی تفـکر می‌باشه. فراشناخت به تفکر درباره تفکر وقتی برروی یه تکلیف عمل می‌کنیم، اشاره داره. علاوه برراهبردهای شناختی، محققان مشخص ساخته‌ان راهبردهای فراشناختی هم ممکنه یادگیری و کارکرد یادگیرنده رو تحت اثر بذاره

بیشتر مدلهای کنترل فراشناختی سه نوع روش فراشناختی کلی مثل: راهبردهای برنامه‌ریزی، نظارت و تنظیم رو در نظر می‌گیرند؛

-‌ راهبردهای برنامه‌ریزی: این راهبردها مثل تعیین هدف مطالعه، پیش‌بینی زمان لازم واسه مطالعه و یادگیری، تعییین سرعت مطالعه، بررسی چگونگی برخورد با موضوع یادگیری و انتخاب راهبردهای یادگیری (راهبردهای شناختی)، به فرد کمک می‌کنه علم قبلی مربوط به تکالیفشان رو فعال کنن. در این راه علم‌آموز می‌تونه مواد رو ساده‌تر سازمان بده و درک کنه.

ج) راهبردهای انگیزشی یادگیری خودتنظیمی:

انگیزه در یادگیری خودتنظیمی اهمیت ویژه‌ای داره. هئو[1](2000) به نقل از پینتریچ،( 2004) میگه انگیزه می تونه یادگیرنده رو به انتخاب اهداف و راهبردهای یادگیری، نظارت و آزمایش پیشرفت خود و اجرای خود تقویتی تشویق کنه. واقعا، انگیزه نیروی محرکه‌ایه که واسه اجرای موفقیت‌آمیز، سه روش دیگه یادگیری خودتنظیمی هست. عوامل انگیزشی مؤثر بر یادگیری خودتنظیمی عبارتند از: باورهای خودکارآمدی، باورهای مربوط به ارزش تکلیف و جهت‌گیری هدف.

-‌ باورهای خودکارآمدی: خودکارآمدی، شامل قضاوت یادگیرنده درمورد تواناییهای خود در به انجام رسوندن اهداف و تکالیف مشخص می‌باشه، که به وسیله اعمال اونا در موقعیتهای مخصوص رو می شه. اگه یادگیرنده در مورد مهارتهای شناختی‌اش احساس اعتماد کنه، با احتمال بیشتری مهارتهای شناختی رو درمطالعات خود به کار می‌گیرد. پژوهشهای انجام شده در مورد تإثیر خودکارآمدی بر بقیه راهبردهای یادگیری خودتنظیمی مشخص ساخته‌ان که یادگیرندگانی که در مورد تواناییهای  به کار گیری همه مهارتهای شناختی یادگیری اعتماد بیشتری می‌کردن، با احتمال بیشتری اونا مهارتها رو در دوره تحصیلی خود به کار گرفتن.

– ‌باورهای مربوط به ارزش تکلیف: به انگیزه مشغول شدن یادگیرنده طبق باورهای اونا از ارزش شخصی تکلیف اشاره داره. بوکارتز(1996) گزارش کرد، یادگیرندگانی که علاقمند به محتوای دوره‌های آموزشی بودن، بطور قابل توجه‌ای انگیزه و آمادگی بیشتری واسه صرف تلاشها، بروز شناختا و هیجانات مثبت، به کار گیری مهارتهای شناختی و فراشناختی در مورد تکالیف در موقعیت واقعی یادگیری داشتن.

– ‌جهت‌گیری هدف: یادگیرندگانی که جهت‌گیری بر اساس هدف دارن بیشتر واسه تلاش اضافی در رسیدن به اهداف خود برانگیخته می‌شن. پینتـریچ و دی گروت(1990) سه نوع جهت‌گیری هدف رو از یکدیگر متمایزمی سازه، :جهت‌گیری هدف متبحرانه، جهت‌گیری هدف برونزاد وجهت‌گیری هدف مبتنی برتواناییهای فرد.جهت گیری هدف متبحرانه بر محوریت یادگیری و متبحر شدن بر تکالیف با به کار گیری معیارهای خودتنظیمی اشاره داره. جهت گیری هدف برونزاد بر دقیق شدن و فوکوس کردن روی کسب درجات خوب و خشنود ساختن بقیه به عنوان ملاک اصلی واسه قضاوت در موفقیت اشاره داره. و آخر سر، جهت‌گیری بر اساس تواناییهای فرد بر اهمیت مقاسیه توانایی شخص یا کارکرد با هماهنگی بقیه و تلاش واسه انجام دادن بهتر اون مربوطه.

د) راهبردهای مدیریت منابع:

یادگیرنده، علاوه بر خودتنظیمی شناخت و فرا شناخت باید قادر باشه زمان و محیط مطالعه خود رو مدیریت و تنظیم کرده،بر تلاشها نظارت کرده، از همسالان یادگرفته و از همسالان، معلمان و یا والدین طلب کمک کنه راهبردهای مدیریت منابع یادگیری خودتنظیمی شامل مدیریت و کنترل زمان،

سازماندهی محیط یادگیری،جستجوی کمک از بقیه و تنظیم تلاشها می‌باشه؛

– ‌مدیریت وکنترل جای: به کار گیری راهبردهای مدیریت زمان به یادگیرنده کمک می کنه زمان خود رو به راه مؤثرتری مدیریت و کنترل کنه.

– ‌‌سازماندهی محیط یادگیری: انتخاب یه محیط مناسب، یادگیرندگان رو توانا می‌سـازد، حواسپرتی‌ها رو حذف کرده و یا کم کنه و به مراحل یادگیری توجه بیشتری رو ارائه کنه.

– جستجوی کمک: این راهبردها،در برگیرنده دونستن ضرورت کمک، دونستن اینکه بقیه می تونن به ما کمک کنن و دونستن اینکه چیجوری سؤالات لازم رو بپرسیمه.

[1]- Heo

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...