رمان نویسی در ادبیات اردو

پژوهش ادبیات معاصر جهان، دوره 17، شماره 3، پاییز و زمستان 1391، از صفحه 157 تا 176                         

جستاری بر سر آغاز رمان نویسی در ادبیات اردو

استادیار زبان و ادبیات اردو، دانشکده زبان ها و ادبیات خارجی، دانشگاه تهران، تهران، ایران 

(تاریخ دریافت: 21/5/92، تاریخ تصویب: 20/9/92

چکیده 

در  نیمه دوم سده نوزدهم میلادی، واقع گرایی جا یگزین داستان  هـای تخ ی لـی در ادبیـ ات اردو شـد.

خردگرایی نهضت علی گر و هدفمندیش برای اصلاح، منجر به تحول ادبیات داستانی شد. نذیراحمـد وعبدالحلیم شرر، دو نویسنده پ یشتاز ا ین نهـضت، از پـشگامان  رمـانپـرداز اردو بـه شـمار مـی رونــد .

 پنداشتهای آ یینی و   کاربستپنداری آن در رمان هایشان نما یان است . آن ها  برای         نخستین بار بـه نقـشزن در خانواده و جامعه می پردازند. نذیراحمد، دلزده از غرب، عواقب غربزدگـی را هـشدار مـ یدهـد؛فریبکاری خرافات و باورهای غلط دینی را نفی م یکند. شرر با رمان های تاریخی،          اسطورههای اسـلام ی را به عنوان الگو معرفی م ی کند و از فریبکاری فرقه های ساختگ ی م ی گوید. رتـن نـات سرشـار، فـردی هندو، به خوبی با آداب و رسوم             مسلمانها آشناست و زندگی و باورهای آن ها را در قالب تلفیقی رمان و داستان با جزییات نگاری وصف م یکند. در این مقاله سعی بر آن است تا به تأثرات برگرفته از فرهنگ اروپا د ر آثار سه     رماننویس پرداخته شود؛ زیرا تنوع در آثار  آنها منجر به غنی شدن خشت بنای رمـاندر ادبیات اردو شده است.  

واژه های کلیدی: رمان، نذیراحمد، شرر، سرشار، شخصیت، فن. 

                                                           

 E-mail: v.yazdanmanesh@ut.ac.ir ،021-61119151 :تلفن: 61119151021، دورنگار

مقدمه 

در ادب یات داستان ی اردو، صرف نظر از حکایت های تمث یلی  پیش از قرن ه یجدهم مـ یلادی که         درونمایه اخلا قی و مذهب ی داشت، نخستین شکل قـصه در قالـب داسـتان  هـای        افـسانهای و تخیلی یافت م  یشوند. بسیاری از این  قصههای آغ ازین، ترجمه یا برگرفته از حکایت های شهره  فارسی می بود؛ مانند سب  رس (1635م) ملاوجهی و یـ ا نـوطرز مرصـع (1789)        محمدحـسین عطاخان تحس ین. از همان آ غاز سد ه نوزدهم میلادی، کالج فورت ویلیـ ام بـرای آمـوزش زبـان اردو  به افسران انگل یسی، برخی از نویسندگان  هندی را  به           ترجمـه آزاد  داسـتان  هـای فارسـی وگاهی هندی به  اردو واداشت. این روند ناخواسته، باعث شکل گیری نثـر ادبـی منـسجم اردو وپای هگذاری  داستاننویسی اردو شد.   

با گذشت زمان، با توجه به فضای س یاسی و اجتماعی شبه قـاره هنـد، تغییـ ر بافـت ف کـری،  آرمانها و نیازهای عموم ی  و    آشنایی اهل قلم با متون و ادبیات اروپا و نیز افزا یش توانمند ی زبـاناردو برا ی  بهکارگیری گونه های متفاوت ادبی، شاهد تحول تـدریجی رونـد ادبیـ ات داسـتانی  ایـ ن زبانیم. نمونه آش کار آن  قص ه مشهور »فسانه    عجایب« (1824) از رجب علی بیگ سرور  است که هر چند دربردارند ه عناصر فرازمینی و مبالغه در معرفی              قهرمانهاست؛ اما منتقدان، اثر وی را فـراتـر ازداستان هـای تخ یـلی       دانستهانـد. از همـ ینجاست که گرا یش به  قالـب  هـای  نـو بـا    درونما  یـه هـای متفاوت،  به و یژه م یل به واق عگرایی به چشم می خورد که    بعدها، در             روندی درازمدت، به پدیداری رمان ختم شد. اگرچه در ادبیات اردو  فضا ی  داسـتان هـای تخ ی لـی و رمـان بـه طورک        امـل بـا هـممتفاوتند،  ولی     قصههایی که در مرز زمانی داستان و رمان نوشته شدند؛ به علت نداشـتن  معی ارهـای لازم  برای اطلاق عنوان رمان، در زمره رمان های اردو قرار نگرفتند. نمونه  آن داستان هایی سـت کـه در          مدارسی با نام نظام گروه بندی در  مناطق روستایی استان غربی شبه قاره هند که تحت نظـارتانگلیسی ها  تأسیس شده بود، نوشته              شدند از جمله دهرم سنگهـ کا قصه »قصه درم سـین گ« (آگـرا،1851 سورج پورکی کهانی »داستان سورج پور« (آگرا، 1852). (پر یـا تاب یتـا 52) و نمونـه  هـای دیگر  تلفیق داستان و رمان اردو  عبارتند  از: جواهر الاصل (اله آباد 1856) از عز یزالدین؛ خط  تقدیر

(لاهور 1862) از مولوی کریم الدین؛ مراه النساء (1863) از وزیر علی کورکهپوری. 

در زبان اردو برای واژ ه رمان، »ناول« به  کار  م یرود، ا ین درحال  یست که واژه رمان نیز بـهمعنـای  دیگری در  این زبان کاربرد دارد : » واژه رمان در اردو به تنـوع حـسن و عـشق اطـلاق میشود؛ در ادب داستانی رمان بر قصه هایی اطلاق می شود که به حسن و بیانی پرتکلف آراسته شده باشد و اتفاق های آن غیرواقعی باشد. در صورتی که ناول اتفاق های روزمره زندگی را اعـماز سرور و غم دربردارد و قصه ای به شکل نثر ساده است« ( صـدیقی  74، 75، 81).البتـه گـاهی »در ادب یات اردو رمان را از ناول  نمی توان  به طور کامل جدا  دانست . زیرا بیشتر ناول  هـای اردودارای ویژگی های رمانند1« (حسینی 63،6064). 

در  نیمــه دوم قرن نوزدهم، تغ ییر نثر و ادبیات داستان ی شـتاب ب یـشتری یافـت . داسـتان هـا ازقصه گویی فاصل ه ب یشتری گرفتند، نذ یر احمد دهلوی؛ عبدالحلیم شرر و رتن نات سرشار  پیـ شگامان رمان نویسی در  اردویند. در ایـ ن جـستار بـدون مرزبنـدی واژه  هـای »رمـان « و »نـاول «  در اردو، آن نوشتارهایی را که در حیطه »ناول« اردو قرارگرفته اند به عنوان رمان معرفی و بررسی خواهند شد. 

بحث و بررسی 

پس از قیام سراسر ی      مـسلمان هـای  شـبه           قـاره هنـد درسـال 1857م بـا تـدابیر انگل یـسی هـا ، محرومیـت مـسل         ـمانهـا از اشـتغال  بـهکـ ار، اختلافـا ت مـسلمانان  و هنـدوها، مـسئله              نژادپرسـتی انگلی   سیها، عواقب امتیازهای نژاد ی در شبه قاره متداول شد. زیرکی وتوطئ ه    انگلیس یها  به بیداری مردم شبه قاره بخصوص روشنفکرها ختم شد. از ای نرو ا ین  جر یـان افـزون بـر انقـلاب سی            اسـی، ارزش های اخلاق ی  و اجتماعی را ن یز دگرگون کرد. تحت تأثیر ترویج آیین مسیحیت و سعی آن هـابرای  بد جلوه دادن  دین اسلام فاصله ب ین          مسلمانها و انگلیسی ها  بیشتر  شد. از     طرفی دارالترجمـهفـورت و یـلیام کـالج منحل شد و زبان انگلیسی در  کالج و مدارس را یــج شـد. در ا  یـن صـورتمی توان اذعان داشت که »اگرچه  واژه رمان و قالب آن توسـط ادب یـات انگل  یـسی وارد هندوستــان شـد  ولـی در حقیقت شرا یط  ویژه شبه قاره هند نویسندگان آن پهنه را به طرف رمان نویسی جلبکرد. در ادبیات اردو، شروع     ناولنویسی نشانه تحولات مهم اجتماعی است« (سرمست 26). 

نهضت  علی گر که بان ی آن سرسـید احمـدخان ( متـوفی 1898) بـود، بـه منظـور اصـلاح مسلمانهای شبه قاره، ادبیات را برای ن یل به  اهداف خود انتخاب کرده و واقـع گرا یـی را بن یـاد تفکر و قلم خود قرار داد. مولوی ن ذیراحمد  وعبدالحلیم شرر از اعضای ا ین نهضت بودنـد کـه رمان نویسی را به عنوان ابزار اصلاح برگزیدند. 

                                                           

1– ناول خوانش اردوی نوول است، با این یادآوری که م یان نوول و رمان  تفاوتهایی چند است که ازهمه مهمتـرگره داستان ی است که در رمان چندین گره وجود دارد؛ اما در نوول، یک گره وجود دارد. دیگر تفاوت زمان اسـتکه در نوول مدت زمان رخداد کوتاه است، اما در رمان نه! سه د یگر شخص یت هاست که شـمار  آنهـا و زمـان بـرنوول فزونی دارد و….. 

مولوی نذیراحمد 

مولوی نذ یر احمد، در سال1252ق/ 1831م به  دنیا آمد . تحصیلات عال یه را  در  کالج دهل ی گذراند. عربی، فارس ی و انگلیسی را فراگرفت. در سال 1897م. عنوان شمس العلمـا را دریافـتکرد. از دانشگاه ایدنبروEdinbro  مدرک       افتخـاری دک        تـرای حقـوق  را دریافـت کـرد. در سـال1912م.  در دهلی درگذ  شت. تفکر و شخصیت          علمی نذ یراحمد در دلی کالج و نهضت عل یگره شکل گرفته بود. وی با  سرسید در  یک محور فکری، یعنی اصـلاح ملـت و بـر خلـق ادبیـ ات سازنده، انقلاب فرهنگی  و بهبود کیفیت جامعه هماهنگ بوده است. برخی تالیفات اعم از ادبـی و غیر ادبی وی بدین شرح است: 

دین و اخلاق: ترجمه قرآن، ادعیه القرآن، امهات الامه1، اجتهاد، موعظه حـسنه. تعزیـ رات هنـد،دستور: رسم الخط، صرف صغیر، ما یغنیک  فی الصرف. ترجمه های نذ یر احمد در زمینه حقوق اسلامی اهمیت بسزا یی دارند . آوازه و ی  به سبب  رماننویسی  است. تأکید  زیاد  وی بر توجه به تربیت د ی نـی و  اجرای احکام آن درحالی بود که دروس دینی از برنامه کلاسی مدارس حذف شده بودند.  

معرفی رمان های نذیراحمد 

بیشتر منتقد ان نذ یراحمد را اولین رمان نویس در تاریخ ادب یات اردو شناخته اند. وی اولـین نویسنده ای بود که داستان را براساس واقع گرایی استوار  کرد و اولین گام خود را در این م یـ دان با هدف آموزش زنان با تألیف مراه العروس ( 1869) برداشت: »همـان چنـد صـفحه اول مـرا ه العروس رمان نویسی در اردو را پایه گذاری کرده است« (جالبی، ج4، 1144). 

نذیر احمد در مراه العروس  با  قیاس زندگ ی دو خواهر به نـام  هـای  اک بـری و اصـغری بـه دختران      خانهداری را آموزش م یدهد. اکبری دختری بـ ی          سـلیقه و نـادان اسـت و بـرعکس وی اصغری      باسلیقه است و با تدابیر خود خانواده اش را اداره م یکند. آن ها با دو برادر  بـه              نـام هـای عاقل و کامل ازدواج می کنند. اصغری همسر خود محمدکامل را که گرفتار فساد اخلاقی بود بـاعقل و تدب یر به زندگی سالم باز می گرداند. به نظر م یرسـد ن ذیراحمـد خـود را در قالـب پـدراکبری و اصغری قرار داده و روش موعظه را پیش م  یگیرد. مشهور اسـت کـه نذ یراحمـد ایـ ن رمان را برای آموزش       امورخانهداری به دخترانش نوشت و آن را جهیزیه آن ها کرد. 

                                                           

1– درسال 1908 نذ یراحمد آن را در جواب امهات المومنین احمد شاه، مبلـغ و کـشیش د یـن  مـسیحیت  نوشـت.

احمد شاه در کتاب خود در بیان تعدد ازدواج پیامبراسلام  حرفهایی ناروا زده است. 

بنات النعش( 1872) به  دنبال  قصه مرآه العروس نوشته شده است . اصغری به  منظور اصـلاحو آموزش زنان، مکتبی راه می اندازد. در بنات النعش  نو یسنده اطلاعـاتی را  در  زم ی نـه  هـای مختلـفمانند تاریخ، جغرافی، نجوم، مرتاضی و بهداشت جسم و روان در اختیار خواننده قرار می دهد. 

توبهالنصوح(1877) داستان مرد ی به  نام نصوح است که بدون توجه به احکام د ین اسلامفرزندان خود را تربیت کرده است ؛ ول ی در طی دور ه نقاهت بیماری، خوابزده می شود و  پس از آن سع ی بر جبران گذشته و مسئولیت در قبال تربیت فرزندانش دارد. محور اصلی این داسـتان ، تأکید بر رشد فکری فرزندان و آموزش صحیح دینی و اخلاقی توسط والدین است.  

در فسانه مبتلا (1885) به مقوله تعدد ازدواج مردها و مشکلات آن می پردازد. قهرمان رم ـان، یعنــی مبت ـلا  تـک پسرخانواده ای مرفه در دهلی است . وی در کودکی پدرش را از دست می دهـدو در محیط زنانه پرورش می یابد. به علت ترب یت نادرست ، فرد ی مغر ور و عیاش شده و با ازدواج دومش دچار معضلاتی م ی شود. ابن الوقت  (1888) رمان ماندگار در ادبیـ ات اردو، داسـتان مـردی است که از  خاندان متمول و وابسته به دربار پادشاهی است. وی در کالج دلی درس خوانده است.

در آشوب 1857 تحت نفوذ یک انگلیسی به نام نوبل، صاحب زمین و منصب های دولتی می شـود .

وی تحت تأثیر ش یوه های غرب قرار گرفته و به تدریج از فرهنگ و عقیده اسلام ی فاصله می گیرد.

در پا یان، نو یسنده ابن الوقت را رانده شده از سو ی دستگاه انگلیسی وسرخورده و بـ ی احتـرام نـزدمردم نشان می دهد. ابن الوقت توسط حجت الاسلام دوباره به راه را ست هدایت می شود.        بـسیاری از منتقدان  به  علت تشابه زندگی و طرز فکر شخصیت اول رمان، ابن الوقت را سرسـید احمـدخانگفته اند: »به ناچار با ید بپذ یریم شخص یت ابن الوقت همان سرسید احمدخان است و محتوی رمـانتصویری از اتفاق نظر و اختلاف نظر بین سرس ید و نذیراحمد در نظریه های س ی          اسـی، اجتمـاعی و دینی است (بخاری67، 69). نذیراحمد در پاسخ اعتراض سید محمـد پـسر سـید احمـد خـان در انتخاب  این شخص یت م ی گوید: من فقط مقلدان فرهنگ انگلیس را محکوم کرده ام. حالا هـر کـ س می تواند مخاطب را خود بداند (محمدیحیی، ج2 ،328).  

در واقع  هدف ابن الوقت ، آگا ه کردن  طبقه روشن فکر مسلمان بعد از 1857 است که پـ س از آم ـوزش و آشنـایی با  علوم و فرهنگ اروپایی تولد می یابد. به دنبـال هـدف اصـلی نهـضتعلی گر، یعنی اصلاح مردم، نذیراحمد              نقشآفرینی م ی کند و تجملات را مغایر با منافع ملـی ومذهبی م ی داند. نذیراحمد فضا ی مقارن با افول فرهنگـی و سی       اسـی شـبه قـاره  را  دراثـر نفـوذانگلیسی ها ترسیم مـی کند. 

ایامی (1891) عنوان رمان دیگر نذ یر احمد است کـ ه درآن اولـین بـار ضـمن ارائـه تـصویری

اسفناک از زندگی زنان بیوه، به  ازدواج آن ها تأکید شـده اسـت . نذیراحمـد در  ایـ ن رمـان احـساس وروحیه زن ی  بیوه را بیان م ی کند. چه بسا منتقدانی رو یکرد و ی را گاهی روان شناختی گفته اند. »در شـبهقاره هند، تحت تأثیر فرهنگ هندوها، بین مسلمانان ازدواج زنان بیوه ناپـسند بـوده اسـت. در  ا یـامی، نذیراحمد با استناد به قرآن مجید، سعی بر اصلاح این فرهنگ غلط دارد« (جالبی، ج4، 1157). 

در رؤیایصادقه (1892)، عواقب آموزش جدید، به  طریق غرب ی، گوشزد می شود. صادقه دختـر  بـا اس ـتدلال اسلام مسائل را تجزیه و تحلیل و باورهای خرافی را رد مـ ی کنـد . بـه  نظـرمی رسد نذیر احمد در این رمان کمبودهای آموزش وتربیت در کالج علی گر را بازگو می کند. 

موضوعهای محوری در رمان های نذیراحمد 

پیـشینه  رمانهای نذیر احمد  وقا یع مختلف جامعه قرن نوزدهم است کـه بـا ب یـان و تجز یـه  آنها سع ـــی بر اصلاح کوته ف کـری و ک مبودهـای فـضـای جــامعه اسـلامی خـود دارد. و ی دررمان هایش به  آموزش مسائل اخلاقی و مـذهبی م ی پردازد و طبق تفکر اسلام ی و منطق خـود پنـد و نصیحت را پیش م ی گیرد. »نذیراحمد تحت تـأثیر نهـضت علـی گـر عقـل گراسـت  ولـی روشعارفانه ن یز دارد و ایمان و تقوی خود را محور اصلی عمل کرد خود قـرار مـی دهـد « ( انـیس نـاگ ی 110). 

 نذیراحمد، در رمان هایش سفر دنیوی را  ختم به خیـ ر مـی کنـد . در مـر آه العـروس  بـرا ی اساس ترب یت خانو اده  تأکید بر آموزش دینی زنان دارد و در توبه النصوح تأکید او بـر  تربیـ ت از همان سرآغاز کودکی و  به جا آوردن حق الناس است؛ در فسانه مبـتلا  تأکیـ د بـر فلـسفه تعـددزوجات در اسلام؛ درایامی اصلاح طبقه تحصیل کرده مذهب ی و حقوق زنان بیوه است ، در ابـنالوقت عواقب غرب زدگی را مطرح می کند. 

نذیراحمد، قصه هایش را با تصاویر عصر  خود می آراست، به گونـه ای  کـه آمی       ختگـی افـقدید اسلام ی و مسائل زندگی درآن ها بارز است. »تبحر نذ یراحمد درا ین بـود کـ ه و ی در تمـامقصه هایش تصو یری واقع ی از جامعه شبه قاره هند را ارائه می دهد. او عناصر غیرطبیعی را ترک کرده  و زندگی افراد پیرامون خود و وضعیت آن ها را بیان م  یکنـد « ( حـسینی 204). در کـل دررمان های و ی موضوعات ی مانند جامعه دهل ی، آموزش دختران، آشنایی با امور خانـه داری، آدابو رسوم ازدواج، ارتباط با اقوام، رابطـه عـروس و مادرشـوهر، آداب زنـدگی،  تـأثیر و عواقـبسوءجهل، بر کت های علم،  اوضاع  سیاسی          اجتماعی و تاث یر دستیابی علوم جدید بـر اجتمـاع بـه قلم کشیده شده اند. برخی از          قصههای او نیز چندان بی تأثیر از ادبیات نو غرب          نبوده      اسـت، ز یـرا بنات النعش وی را تأثیر گرفته از تاریخ سندفورد و مارتنHistory of Sandford and Merton  از تومـاس د ی Thomas Day و توبـه النـصوح را برگرفتـه از رمـانThe Family Intructor  

(ساختار خانواده) از دانیال دفوDaniel Defoe  گفته اند (صادق 415؛ جالبی، همان، 1151). 

رمان های نذ یراحمد  بری از عشق به جنس مخالف و هرگونه   بیان  پیرامون مسائل عـاطفی است. وی مخالف ادبیاتی است که این گونه مسائل را توصیف می کند زیرا »وی عشق را مکروه می داند؛ همچنین خود را فراتر از رمان نویس، معلم اخلاق می داند؛ رمان نو یـسی نـزد وی تنهـا  وسیله ای برا ی اصلاح جامعه است« (عبدالسلام 1819). در برخی از رمان  هـایش بـه  ویـ ژه در   النصوح  در رسیدن به هدف خود دچار افراط می شود؛ علاقه کلیم به         مطالعـه شـعر و نثـرفارسی و اردوی کلاسیک را ضعف بزرگی قلمداد می کند و  کتابخانه وی را به آتـش مـی کـ شد زیرا کتاب های آن  را خلاف موازین اسلام ی م ی پندارد. شاید دل یل گر یزش از مسائل عاطفی  این باشد که » سرس ید و همراهانش عشق را شری م ی دانستند که باعـث نـابودی فرهنـگ مغـول وادبیات در شبه قاره هند شده بودند« (جالبی، همان، 1172).  

بـرخی من تقدان قصه های نذیراحمد را فاقد ویژگی های رمـان مـی داننـد ؛ ولـ ی هـ یچ یـک  بنیان گذاری رمان نویسی و ی را تکذیب  نکرده اند. »اگرچه قـصه  هـای نذ یراحمـد عناصـر رمـانجدید را ندارند و از لحاظ توازن در موضوع، آغاز جذاب، ارتقا، پایان منطق ی، هماهنگ ی هنر  و مقصد، یک دستی  بیان و موضوع، آمیختگی متناسـب احـساس مـصنف و محـیط  بیـ رون دارا ی ضعف است ولی  بـدون ش ک نذیراحمد رمان نویسی را در اردو پایه گذاری  کـرد« (وقـار عظـیم 62). برخی از رمان هایش به  زبان انگل یسی و دیگر زبان های شبه قاره هند ترجمه شدند. بعـدهابه تقلید از نذ یراحمد، مولاناحالی مجالس النساء، شادعظیم آبادی صورت الخیال ، هیئه المقال و حلیه الکمال و نواب افضل الدین احمد فسانه خورشید را نوشتند. 

شخصیت پردازی 

بیشتر شخصیت های رمـان  هـای نذ یراحمـد پویـ ا و جـامع ن یـستند. اصـغر ی، شخـصیت زنمطلوب ن ـذیراحمد است. نذیر احمد وی را به عنوان یک الگــو بـه زنـان جامعـه خـود معــرفی مـی کند. ابــن الـوقت  شخصـیت کلیشه ای نداشته و تحول شخـصیت اوسـت کـ ه موضـوع رمـانمی شود؛ و ی از  ابتدا ش یفته  تاریخ است و اهل مطالعه و سـیاحت؛  هـم نـشینی بـا نوبـل شخـصیت مذهبی و ی را دچار تزلزل می کند که از شیوه غرب ی پیروی می کنـد . البتـه توصـیف کامـل و  دقیـ ق شخصیت ها از سـوی نذ یراحمـد قابـل تحـسین اسـت.  شخـصیت  هـای زن برجـسته رمـان  هـای نذیراحمد و بیان رخدادها و امور مربـوط بـه آن هـا ن  یـز قابـل نقـد و      بررسـی اسـت . »وی اولـ ین داستان سرایی است که بعد اجتمـاعی زن را بـه  تـصویر کـشید و بـرای  وی مـسئولیت و وظـایف اجتماعی تع یین می کند. وی  مقام زن را از بعد اجتمـاعی موضـوع رمـان  هـایش قـرار داد « ( انـیس ناگی 8687).  

     بامسمی بودن نام قهرمان ها روشنگر خردگرایی م ؤلف است که مؤ ید اوست.  بـرای مثـال در

ابن الوقت : ابن الوقت سمبل ی از غلامی انگل یس و فرصت طلب هاست، حجـت الاسـلام: مقیـ د بـه احکام اسلام، مبلغ و عالم به زبان های عرب ی و فارسی، جان نثار: مستخدم نوبل کـ ه هم یـ شه بـرای  جاننثاری و ی آماده است؛ دوراندیش در مرآه العروس ، نصوح در توبه النصوح ، م ی    رتقـی در فـسانه

مبتلا، آزاد ی ب یگم در ایامی و صادقه در رؤیای  صادقه از              نمونههای  دیگرند.  گـاهی نــذیر احــمد بـرای    توضیح نظر یات اسلام ی  خود در قالب شخصیت هایی چون حجت الاسـلام در  ابنالوقت و میرمتقی عمو ی مبتلا  در فسانه مبتلا  ظاهر م یشود. در اینجـا هـدف اصـلاحی نذیراحمـد بـیش از پیش نمادینه م یشود. برای نمونه خطاب  حجتالاسلام به  ابنالوقت: 

»من  حقیقت را م یگویم و تو فرضیه را. این درست است که در عصر حاضر انسان صـلاح یت خود را توسعه داده و درحال پیشرفت است. اگر تمام عمر خود را هـم صـرف دانـش ک نـد؛ بـازهممعلومات وی نسبی است.  بهخاطر بسپار که در اختراع و خلق فرق زیادی است« (نذیراحمد 234). 

ویژگی های فنی 

شاخص زبان ی در رمان های نذ یراحمد، زبان روزمره و محاوره دهل ی، زبان زنانه بـه و یـژه زنان  ب یسواد است . در نظر وی نوع و م یـزان سـواد شخـصیت تع یـی ن ک ننـده زبـان اسـت. »از  سخنرانیهای بلند قهرمان ها در رمان های نذ یراحمد،  می توان به  اضطراب  نویسنده بـرای تبل  یـغ عقاید و ی پ ی برد. وی که از نگارش رمان برای اصلاح جامعه خـود و د یـن داری و  خداپرسـتی استفاده کرده        است؛ ب یشتر از    قصهگو، واعظ نمایان می شود« (سید عبداﷲ 160،161). نذیراحمـدرا موجد مکالمه نویسی  در نثر داستانی اردو م ی دانند. او واژه هـا، عبـارات و مثـل  هـای فارسـ ی، عربی  و گاهی انگل یسی را به  کثـرت استفاده کرده است؛ البته گاهی استفاده بی جا از محاوره هـا،استفاده  بیش از اندازه از واژه های انگل یسی و   بهکارگیری واژه های  رکیک را از عیوب  رمان هـای نذیراحمد برشمرده است (اعجاز حسین 377)  استعاره، تشب یه،       شوخی و مطایبه از دیگر ویژگی های  اوست. »نذیراحمد علاقه ز یـادی بـه  مطایبه دارد . باوجود خطبه های بلندش، طنز بـر داسـتان  هـای و ی احاطـه دارد« (صـادق  413). همین ویژگی، یکنواختی و خشک بودن متن را برطرف می کند؛ به طور کلی زبان نذیراحمد بـر  پنج صفت خلاصه می شود: »زبان ساده محاوره ای، زبان اسـتدلالی، توضـیحی، مطا یبـه و طنـز« (جالبی، همان، 1177). 

عبدالحلیم شرر 

عبدالحلیم شرر در سال 1276ه.ق/ 1860م در   لکنو در خانواده ای با نفوذ در دربار اود به  دنیا آمد. فارسی، عربی و علوم متداول آن زمان مانند ادبیات، حدیث و منطق را فراگرفـت و در  آن ها متبحر  شد. از اوان جوان ی گرا یش به  نثرنویسی و تاریخ  پیدا کرد و با بخـش خبـر »اودهــاخبار« هم کاری م ی کرد. پس از آن  برای نشر یههایی مثل »تهذیب الاخلاق« مقاله می نوشـت . در مدت اقامت یک ساله  خود در اروپا( سال 1895م) ، زبان انگلیسی و فرانسه را فراگرفت . شرر در طول زندگ یش هشت نشریه از جمله »محشر«، »دلگداز«، »مهذب« و  »اتحاد« را راه انـداختو حدود دویست کتاب نوشت . »شرر  برای  پیشرفت هندوستان بر اتحاد هنـدوها و مـسلمان هـاتأکید  می کرد. نشریه »اتحاد«   بیانگر هم ین اندیشه اوست. این اندیشه از سال 1904 بـه  بعـد  در رمان هایش  نیز د یده م ی شود« (یحیی ، ج2،595596). تخلصش در شـعر شـرر بـود. در سـال 1926م درگذشت. وی از اعضای نهضت علی گر  به  شمار م ی رفت و همراه نذیراحمـد جهـتاصلاح در        رماننویسی کسب مهارت کرد. شرر در سال 1886م. رمان  درگیش نندج ی1          نوشـته بنکم  چندرجی را که محتو ی تار یخی داشت  از زبان بنگالی  به زبان اردو ترجمـه کـرد. محمـدشاکر  بر این باور است که  وی ناول های  دیگر  بنکم چترج ی را هم مطالعه کرده اسـت و تحـتتأثیر  فکر و  تکنیک آنها نیز قرار گرفته است (23). او رمـان  هـای       سـروالتـر اسـکات 2Scott را مطالعه کرد و  رمان طلسم Talisman 3 اس کات عرق  مذ هبی شرر را برانگیخت و با این  انگیزه رمان ملک العز یز ورجنا  (1888) که اول ین رمان تاریخی اردوست را نوشت. بیشتر منتقد ان  ایـ ن رمان را در جواب رمان اسکات  گفتهاند. بعد ازآن شرر بیش از 30 رمان را در دوموضوع تاریخ و اجتماعی نوشت. 

                                                           

1-  موضوع ا ین رمان که مرتبط به زمان اکبرشاه است؛  تصادم دو قوم راجپوت و  پتان می باشد در ادب یـات بنگـال ی شهرت بسزایی یافت 

2-  اسکات در رومان های خود ابعاد مختلف زندگی را درتاریخ انگلستان  ترسیم کرده است 

3-  رمان اس کات در موضوع سوم ین جنگ صلیبی است که درح ین پرداختن به اتفاقات آن  ، به مسلمان هـا اهانـت و به ترویج آیین مسیحیت پرداخته است 

معرفی رمان های شرر 

ملک العزیز ورجنا : ملک العز یرنورالدین، پسرحا کم شام ، سلطان صلا حالدین، رهبر  ارتـشمسلمان هاست که با ارتش انگلیسی ها مبارزه می کند. در ط ی مبارزاتش با ورجنا خواهرزاده شاهریچارد آشنا می شود و ورجنا تحت تأثیر دلاور ی های و ی  قرار گرفته مسلمان می شود و با هم ازدواج م ی کنند. محور اصل ــی داستان دلاوری های عز یز است . »ایـ ن رمـان بـه ظـاهر داسـتانملک العزیز و ورجنا است؛ اما درحق یقت داسـتان معر کـه  هـای مجاهـدین اسـلام و سـورماهای مسیحی است « (شرر، 1964، مقدمه منگلوری 22). شهرت مل ک العز یـز و رجنـا شـرر را بـرآنداشت که رمان  هـای دیگـر از نـوع تـار یخ بنو یـسد: حـسن  و انجلینـا  hasan and Anjeleena  (1889)جریان جنگ ترک ها با روسـیه در سـال 1472م. اسـت . در جریـ ان ا یـن جنـگ حـسنقهرمان تر کی و انجلینا شهزاد ه روس ی که پدرش مسلمان و مادرش روسی  اسـت ، بـه        یکـدیگر علاقمند می شوند. شی عههای ایرانی هم در این داستان ایفای نقش می کنند. 

منصور موهنا  1890)؛ حکایت اوضاع خاندان انصاری در ایالت سـند اسـت. داسـتان ازسال 395 ق. با حمله محمود غزنوی به  هندوستان شروع می شود. محور اصل ی آن جنـگ  هـای محمود غزنو ی با راجا اجمیری است . شرر  ا یـن داسـتان را جهـت مثبـت جلـوه دادن محمـودغزنوی به  رشته  تحریر درآورده است. مـسائل عـاطفی چاشـن ی آن اسـت . منـصور موهنـا تنهـاداستان برگرفته از تاریخ شبه قاره شرر است. 

فلورا فلوریندا  Flora Florinda(1896) در شهر تولدو اسپانیا، زمان حکومت             مـسلمانهـادر قرن سوم هجری قمر ی جر یان دارد. داستان مربوط به یک خانواده درباری مشهور است کـ ه پدر مسلمان و مادر مسیحی         است.  آنها دو  فرزند به  نام های ز یاد و زهره( فلورا) دارند . فلورا با سعی مادرش و کلیسا تحت تأثیر د ین مس یحی درآمده که این باعث رنجیدگی ز یاد مــی شـود . در ط ــی تلاش بر مسیحی کردن فلورا، وی و یولاجیس به عشق هـم گرفتـار مـ ی     شـوند و بـه  فرانسه فرار می کنند. سرانجام فلورا به نیت ناپا ک یولاجیس پ ی م  یبرد و  بـا دیـ دن بـی              حرمتـی زنان، از دین  مسیحی رویگردان م ی شود. زیاد به جست و جوی خواهرش  برم  یخیـ زد و نبـرد بـایولاجیس را آغاز می کند. فلورا دوباره مسلمان می شود. »در اصل تاریخ، فلورا به اتهـام        تـوهین به مقدسات اسلام، محکوم به مرگ می شود« (محمد شاکر51). 

ایام عرب  (1898) دارا ی دو بخش مرتبط است. بخـش اول در بردارنـده طـرز زنـدگی و آداب فرهنگ ی و رزمی در دوران جاهلیت و توصیف اوضاع سیاسی و اجتماعی آن زمان است. در بخش دوم شرر به تلاش های  بی وقفهپ یامبر جهت بهبودی وضعیت اعـراب مـی پـردازد . در این بخش شرر به شرحی کوتاه درباره ایران نیز می پردازد. 

فردوس بر ین (1899) یکی از آثار ماندگار در رمان اردوسـت. داسـتان مربـوط بـه فرقـهباطنیه یا اسماعیلیه در سده های پنجم وششم قمری است که به بـاور نو  یـسنده فـردوس بـرین، سرکرده های  این فرقه قصد فریب دادن نوجوانان و خدشه دارکردن شخصیت بزرگـان د ی نـی را داشتند. راهبرد جغراف یایی  این رمان در  ایران، از شهر آمل تا شهر قزوین است . قهرمانان داستاندو دلداده به نام های  حسین (اهل آمل ) و زمرد ند که از خانه خود فرارکرده و تصمیم دارند بعداز به جـا آوردن اعمال حج با هم ازدواج کنند. در دشت طالقان درحالی که زمرد بـه دنبـال قبـربرادرش موس ــی است، بـا مشاهد ه فضایی رویایی هردو بیهوش می شـوند .    حـسین بـه هـوشمی آید، اما زمرد ناپدید شده است! حسین، در  پی  پیغامی کتبی از زمـرد، بـه دیـ دار شـ یخ علـ ی وجودی که از اعضای مهم باطنیه است ، می رود. و ی تحت تأثیر وجود ی قرارگرفته  و  مر ید و ی می شود. با خوش بین شدن به وعده د یدار با زمرد؛ به دستور وجود ی عموی خود مولانـا نجـمالدین  نیشاپوری وسپس پیشوای وقت نصربن احمد را به قتل م یرساند. بـا در یافـت نامـه ای از زمرد و  به  سفارش وی با همدستی بلغان خاتون و برادر وی هلاکوخان، به قلعه المـوت  حملـهکرده و فرقه باطن یه را نابود می کند. در واقع فردوس  برین، بهشت ساختگ ی باطن یه بوده که زمرددر آنجا زندان ی بوده است. سه هدف در این ناول وجـود دارد: برطـرف کـ ردن هرگونـه سـوءتفاهم درباره د ین اسلام که مسبب آن فرقه  هـای متعـدد بـوده انـد ؛ نـشان دادن حقیقـت وقـایع تاریخی که مردم خلاف آن را شنیده بودند و افزودن چاشنی ح کایات عشق ی کـ ه تـراوش قـوه تخیــل  شرر بوده است . »با  نـوشتـن فـردوس بر ین، شـرر بهتـرین الگـوی قالـب رمـان را بـه رمان نویس های قرن بیستم ارائه داد« (یوسف سرمست 120). 

مقدس نازن ین (1900ء)، د ر فضا ی د ین مس یحیت در اروپا جر یان دارد. رینگنیس و هانری دو مس یحی پا ک سرشت اند که همدیگر را در خفا دوست دارند. پدر لزازس  کـشیش فرانـسو ی به رینگنیس دل می بندد و پس از فریب خانواده وی او  را به  نیت تعل یم و تربیت همراه خود به سفرمی برد. هانری آنها را تعقیب م ی کند و نقشه های لزازس را برای بـه دام کـشیدن ر ی  نگنـیس نقش بر آب م ــی کـند. با آمدن شخصیت مسلمان ی شجاع  و  ز یبا به  نام عل ی، در داستان تنـوعی موج م ی زند. رینگنیس به  علی دل می بندد و سرانجام با وی ازدواج می کند. بـه  نظـر مـی رسـدشرر در طول رمان با قیاس بر شخصیت های مسلمان و مسیحی؛ سع ی بر خوب و مثبت جلـوهدادن مسلمان ی چون علی دارد . شرر در جریان سفر قافله از انگلیس تا فرانسه هرشهر را همـراهاطلاعات تاریخی توصیف می کند. برخی ها مقدس نازنین را اولین رمان جنایی اردو گفته اند. 

شوقین مل که (1904) که در شهرموصل بغداد جریان دارد ، کارزاران جنگ های صـلیبی رابیان  می کند. شرر در  این داستان نیز سعی بر خاطرنشان کـ ردن ضـعف  هـای مـس یحیان دارد. درفتح اندلس  (1906) روند فتوحات مسلمانان دراسپانیا را در قالب رمان بازگو می کنـد .  قـیس ولنبی (1908ء) داستان عشق ی مشهور قیس عرب ،  قیس بن صریح است . شرر در ارائه شخصیت قیس تبحر خود را نشان داده و آداب و رسوم، طریقه زندگ ی قبا یل عرب را به خوبی به تصویر کشیده  است. ماه و  ملک (1908) بازگوکننده تار یخ منطقـ ه فیروزکـ وه و فتوحـات غ یـ اث              الـدین (متوفی 589) و شهاب الدین غ وری (متوفی 602) در شـبه قـاره هنـد اسـت کـ ه بـا آمی    ختگـی احساسی  بیشتر از تاریخ به  مسائل  عاطفی مـی پـردازد . زوال بغـداد (1913) اوضـاع سی          اسـی واجتماعی بغداد، به ویژه درگ یر یهای  شیعه و سنی و اختلاف های بین              فرقـه هـای سـن ی را ب یـان می کند. نکته مهم دراین رمان این است که شرر، خلیفه بغـداد را کـ ه مـرد ی سـست رأی اسـتسنی، و وزیر مدبر و ی را شیعه م ی گوید. »هدف اصل ی نوشتن این رمان، آن بـود کـه  در زمـانشرر، اختلافات ش یعه و سنی در لکنو در  اوج خود بود و شـرر بـرای اصـلاح آن ا یـن قـدم رابرداشت تا مسلمان ها تعصبات مذهبی را کناربگذارند« (فاطمی346). 

 ال کبری (1913) بر اساس افول فرهنگ و تمـدن روم در قـرن پـنجم مـیلادی نگاشـتهشده است. شرر تصو یری از اوضاع سیاسی و اجتماعی، مذ هبی و فرهنگی را  با جزییـ ات بـه قلـممی کشد. به سبب پردازش خوب فضای  تاریخــی، ایـن رمـان مـورد اسـتقبال مـردم قرارگرفـت. مفتوح فاتح  (1915)؛ به  تصــرفات  مسلمانهای  عــرب بـه فرانـسه در قـرن دوم هجـری قمـری می پردازد. مینا بازار  (1925) در فضا ی هند درعصر حکومت مغول ها جر یان دارد . جویای حـق درسه قس مت (1917، 1919، 1921)؛ داستان تاریخی از زمان مبعوث شدن پیامبر  اکرم تـا فـتح شـامبه دست ابوب کر است . زید و حلاوه1896م؛ فلپانا 1910م؛ بابـ ک خرمـی 191718؛ لعبـت چـین 1919؛ عزیزه مصر  1920م؛ طاهره 1923؛ نیکی ک اپهل (م یـوه  نیکـی ) 1924م از  دیگـر رمـان  هـای شررند. 

شرر ده رمان با موضوع مسائل اجتماعی نوشته است: ازجمله؛ دلچـسپ  ( 18841886) اوج و افول یک خانواده معزز در لکنوست که ارث پدری را برباد مـی دهنـد و بعـد سـعی بـرجبران آن دارند. دلکش (18841886) سه پسر به نام های اصـغر، عبـاس و صـفدر در کـالج علی گر مشغول تحصیل اند و هرسه درگیر روابط عاطفی با محبوب خود می شوند.  

بدر النساءکی مص یبت ( مـصیبت  بدرالنـساء) (1901) و آغـا صـادقکـی  شـاد ی (ازدواج آغاصادق) (1908)؛ مخالفت با حجاب مرسوم مسلمان های آن زمان است. 

اسرار دربار حرام (1914) مبتنی بر زندگی و اوضاع نواب رام پور، حامد علی نوشته شدهاست. شرر در  اینجا در صدد افشای ناگفته  هـای مـرتبط بـا اوسـت . خوفنـا ک محبـت (1915) زندگی زن ی کاملاً  مطیع شوهرش ب یـان   مـیشـود ، یوسـف و نجمـه (1905): غیـ ب دان دلهـن (عروس  غیب گو): (1911 طاهره (1923): از دیگر رمان  هـای بـا مـضمون اجتمـاعی شـر رند، رمان های اجتماع ی شرر مانند رمان های تار یخی موفق نبودنـد و جریـان هـای آن هـا بـه دور ازحقیقت و واقعیت اند. 

موضوع های محوری در رمان های شرر 

شرر در بیشتر رمان های خود نگاهی به  تاریخ  دارد، ول ی  ایـ ن نگـاه را در ر          اسـتای هـدفاصلاحی خود می پردازد. از این رو ی گاه ی و ی رخدادهای تاریخی را بنابر سلیق ه خـود تغییـرمی دهد و همچنین در جاها ی متعدد  مغرضانه عل یه  دین مس یحیت به  مسائلی اشاره می کنـد کـ ه سقم آن بارز است.  این کاستی سبب خرده گیری هایی از سوی منتقد ان شده  است. برای نمونـه:

»وی مل ک العز یز را پسر بزرگ صلا حالدین گفتـه؛ درحـالی کـ ه پـسر بـزرگ وی ملـ ک العزیـ ز ابوالفتــح ع ـثمان بود « (شرر،1964، مقدمه منگلوری، 4951). در ماه ملـک آمـده اسـت کـ ه تاج الدین، حا کم هرات، به دست عاملان محمد غوری و علاء الدین قمـاچ حـاکم بلـخ کــ شته می شود؛ در حالی که »تاج الدین یلدز بعد از محمد غوری در قید حیات بـوده اسـت« (      حـسینی، پانویس 1، 314). فلورا در تاریخ واقعی مسیحی تندگرا و شدید مخـالف اسـلام اسـت کـ ه بـه  سبب سخن ناروایش به  پیامبر به  قتل می رسد، درحالی  که فلورای داستان شرر مسلمان می شود (06 ، 61). 

هیجان  ویژگی عام همگ ی رمان های شرر است که خواننده را تحت تـ أثیر قـرار مـی دهـد . وی از عنصر هیجان برای  ایجاد جوش و خروش، و بیداری مسلمان ها استفاده می کند و  با بیان رویدادهای گذشته ، خواننده را به ساختن  آینده فرا م ی خواند. شرر به  پدر تار یخ نـوین در اردوملقب شده است (صادق 361).  

شرر د ر رمان های اجتماع ی، تصویر زنده ای از فرهنگ و تمدن لکنو، به ویژه زندگی زنـانرا ارائه  میدهد. روابط عشق ی از ویژگی های مهم رمان های شرر ند. معمولا مرد مسلمان فری فتـه زن مسیحی یا هندو م یشود و در انتها محبوب ها به اسلام می گروند.  

شخصیت پردازی

نام  شخصیت ها در  رمان های شرر اسلامی است و طبع هندوستان ی دارند .  شخصیت  هـایمثبت در رمان های و ی سمبل زیبایی، عاشق پیشگی،  ایمان، د لاوری، مقاومت و مبارزه آن هـا درراه اسلا ماند و الگویی برا ی هم وطن های مسلمانش . آنجـا کـ ه شــرر از شخـصیت  هـای منفـ ی جهت اصلاح استفاده می کند؛ تبحر و نقش اصلاحگر مدبرانـه و ی، مـسلم مـی شـود .    بهتـرین نمونه آن  شیخ علی وجودی شخصیت منفی و پررنگ فردوس بر ین است . در اصل شرر با ایـنشخصیت پلیدی های فرقه باطنیه را نشان می دهد. شیخ            وجودی از مشهورترین و مانـدگارترین شخصیت های رمان ی اردوست . ظاهرسازی و ی  به دین داری، عالم بودن و شکوهش قابل توجهاست. شرر خاطرنشان می کند که  این اشخاص به نام د ین و با ظاهرسازی خود می توانند افـرادسست ایمــان ساده لـوح را اغفال کنند. حسین شخـصیت منفـی نیـست، ولـی حقیـر اسـت وقدرت تفکر ندارد و درهر عملی افراط ی است . عشق  به امید وصال زمـرد، شـجاعت را در وی می رویاند. به ظاهر حسین قهرمان رمان است، ولی در مجموع شرر با نوع شخصیت           پـردازی در وی، او را بی اراده نشان م یدهد. 

شرر ن یز خلاف           قصههای  پیشین، زنان را مطرح می کند و به  آنها تذ کر  می دهد کـ ه نقـشآفری ناند. در فردوس  برین، زمرد قهرمان زن داستان که قو ی ترین شخـصیت ر مـان  هـای شـررمحسوب  می شود؛ برعکس حس ین، سمبل استقلال و مدبر لایق است . شخصیت بلغـان خـاتونهم قابل توجه است. وی زن ی است که ه یبت و شجاعت مردانه دارد. زمانی که قتل عـام فرقـه باطنیه را مشاهده می کند، اسـیر هـیچ  گــونه احـساسی نمـی شـود .          گـاهی تـضاد هـم در ایـ ن شخصیت ها  دیده می شود. » قهرمان های رمان های شرر جایی که دارای بعـد مـاورائ یانـد  مثـلفرشته ظهور می کنند و جایی که بعد دلداده را دارند انسان معمولی به نظر می رسند. تنهـا رمـانفردوس برین از  ایـن ضـعف مبراسـت « (شـرر ، 1995، مقدمـه وقـار عظـیم ، 8). تـضاد درون شخصیتی را از نوع د یگر م ی توان در رمان های شرر پی گیرد؛ برا ی نمونه ، در مقدس نازنین زنی خود را مبدل به مرد می کند و به راحتی در بین مردها رفت و آمد و با آن ها گفتگـو دارد.حتـیزمانی که این زن باردار است تا وقت زایمانش کسی متوجه این حاملگی نم ی شود. این مـسائلرمان را از واقع گرایی دور می کند. همچنین حا کم مصر ، احمد بن طولون است که سلطنت خود را تا شام( سوریه فعلی)، عراق و فلسطین گسترانده بود، ولی شرر وی را مانند یک              شخـصیت معمولی در داستان مطرح می کند. »شناخت شرر ازشخصیت های تار یخی که از ایران، عربستان،اسپانیا و غیره انتخاب کرده است؛ بسیار اندک بوده است« (سرمست 138). 

ویژگی های فنی

شرر  به زیبایی وصف صحنه ها وحوادث توجهی خاص دارد. در توصیف طب یعت، م یـ دانجنگ، رفتار و سکنات شخص یت ها و دلاوری ها، بـا جزئیـ ات داسـتان را دنبـال مـی کنـد . بیـ ان صحنه ای از طبیعت میدان جنگ در »ملک العزیز ورجنا«: 

»نورآفتاب  روی            عمامههای             مسلمانها و کلاه های جنگ ی مس یحی هـا مـی  درخـشید.             نـسیم پاییز با وزش ملایم خود ، موج ی به  آن درخشش مـی داد؛ و ر یـش  هـای بلنـد و دامـن عباهـای  مسلمانها را به طرف غرب می برد. کمی دورتر همین وزش با آب خلیج  عکه برخو رد داشـتو با ت         کانهای خود در آن باعث تلاطم می شد… نیزه های براق و شمشیـر های بـراق بـه طـرفشمال و جنوب میدان جنگ را مرزبندی می کند« (شرر، 1964، 172). 

شرر در توصیف ویژگی های عرب های جاهل صدر اسلام تبحر دارد. اکثر رمان  هـای و ی نیز در فضای عرب ی جر یان دارد . از همین رو، توصیف ر یگستان و طرز زندگی  خ      یمهنشین  هـای ریگستان در آن ها به  وفور د یده می شود. اگرچه گاهی            صحنههای رمان هایش با واقعیـت تطـابقندارند که علت آن هـم عـدم مطالعـه و تحقیـ ق  دق یـق و ی در زمینـه  آداب و رسـوم و تـاریخ سرزمین های د یگر بوده است. در »شوقین    ملکه« منظره اطراف قلعه موصل را ارائه می دهـد و ازسرمای زمستان وخنکی شب ها می گوید، درحالی که در اکتبر درآنجا سرما وجود نـدارد. »شـرراین توانا یی را داشت که هدف و فن را با هـم پـیش بـرد. وی بـا دیـ دن افـول ملـت مـسلمانعصرخود، با نوشتن رمان های خود سعی داشت مسلمان ها را با رجوع  آنها به  گذشـته، تکـ رار خاطرات عظ یم گذشته، در آنها جوش وخروش پدید آورد  و آن ها را بـرای اصـلاح گذشـته وحال خود به پیشرفت سوق دهد« (فاطمی 227، 342).  

زبان و مکالمه نگاری در  رمانهای شرر قوی است . زبان هر قشر، هرنـوع شخـصیت، هـرنـوع  پیـشه و طـرز گف ـتگوی علما ی مذ هبی و واژه ها و محل اسـتفاده از آن هـا را بـه       خوبــی می شناسد. در صحنه های  پر وحشت  به کمک  واژههایی با بار ترس و در صحنه  هـایی      رمانتیـک  با استفاده از واژه های نرم و لطیف خواننده را تحت تأثیر قرار می دهد. »شـرر نیـ ز  ادب یـات نثـر اردو را با زبانی           جدیـ د آشـنا کـرد. زبـان وی هنـوز هـم بـر ادبیـ ات نثـر اردو حـاکم اسـت«.

(سکسینه،340). رمــان های  اجتماعی شرر با زبان فصیح  لکنو نوشته  شدهاند.  وی اول ین فـردی است که فن رمان نویسی را در اردو اجرا کرد (وقار عظـیم 75) و بـه  تقل یـد از وی رمـان  هـای تاریخی بس یار در زبان اردو نوشته شده اند  مانند: جعفر و عباسه  از حکیم محمدعل ی خان طبیـ ب، نیل کا سانپ (مارنیل)، از خضرخان دیول دیوی؛ پر یخانه از موهن لال فهم. 

رتن نات سرشار

پندت رتن نات متخلص به سرشار در خاندان متشخص کشمیری در سال 1846یـ ا 1847

به د نیا آمد . سرشار              زبانهای اردو عربی، فارس ی و انگلیسی را فراگرفـت و بعـدها بـه       تـدریس مشغول شد .           مقالههای و ی در »مراسله کشمیری« و »اودهـ پنج « بـه چـاپ مـی    رسـید. در سـال1879م. شمس الضح ی و ی درموضوع زمین شناسی که بهره گیری از تألیفات انگلیسی ها بود، بـه  زبان اردو چاپ شد. در سال 1887م.    سـردبیر »اودهــ اخبـار« شـد. فـسانه آزاد و ی در همـین نشریه به  شکل داستان  دنبالهدار از سال 18781879 به  چاپ مـی     رسـید. بعـدها در4 جلـد از سالهای 1880 تا 18851886به چاپ رس ید و از آن استقبال خوبی شد . در سـال 1903م. در حیدر آبـاد از  دنیـ ا رفـت (           نقـوی 5461؛    اعجازحـسین 378381). از او        چنـدین ترجمـه و  تألیفات مهم از انگلیسی به  اردو مانده است؛ از جمله: اعمال نامه  روس ( 1888/ لکنو)؛ ترجمه Resia روســیه از دونــل والــس میکنز؛ترجـــمه نامــه هــای لارد دفــرن Letter from Highlatitude (1888/ لکنــو). وی همچنــین از رمــان پردازهــای انگلیــسی، ماننــد چــارلزدیکنزCharles Dickense  و آندره تیکره Andre Thikre تأثیر گرفته است. (نقوی6166، 288).

معرفی رمان های سرشار 

افزون  بر فسانه آزاد،جام سرشار  (فسانه جد ید) (1886 سیرکهسار (1890/ نول کشور)، کامنی (1893/ لکنو) از دیگر رمانهای مشهور سرشار و کرم دهـم (کـ رم دم ) ، ڑی دلهـن (عروس نابود شده )، طوفان ے تمیزی (طوفان بی ملاحظه)، پی کهان (آواز یک نـوع پرنـده) و هشو از دیگر رمان های وی اند.  

زمـان سرشار مـصـادف بـا اوج داسـتان        گـویی و افـــ ول جامعـه و تمـدن لکنـو توسـطانگلی        سیهاست. سرشار که از پیشـروان  رمـان نویسی اردو است، ج ـامعه و       زنـدگی  لکنـو  را در  ابعاد مختلف ، از بازار و عوام تا دربار ترسیم کرده است . رمان فـسان ه آزا د بهتـرین گـواه تبحـرسرشار در قصه گویی است. آزاد شخصیت اصلی قصه است. وی جوان آراسته نظامی، ثروتمنـدو  تحصیل کرده، مسلط بر چند زبان و شاعر زیباگراست. آزاد برا ی به  جاآوردن شـرایط حـسنآرا برا ی ازدواج در لشکر اسلام ی تر کیه با روس ها م ی جنگد و در آخـر پیـ روز مـی شـود ، و ی درگیر رو یدادهایی م ی شود که           داستانهای  به هم  پیوسته و شخص یت های متفـاوت، بازتـاب گـرآننـد . صـادق  سـاختار آن را برگفتـه از دن کیـ شوت Don Quixote اثـر سـروانتسCervantes  (1605) گفته است (419). 

جام سرشار  ح کایت سه حاکم ع یاش و لاابال ی است که زندگی آن ها محدود به حـرم سـ را و شرب خمر است و نسبت به دغدغه و نیازهای روز  جامعه خود ناآگـاه . سرشـار همچنـین در این رمان تصویری از ناهنجاری های لکنو بعد از سال 1857را ترسیم می کند. 

سیرکهسار: در  دو جلد به  چاپ  رسید. پیش ازآن به نام »فسانه لط یف« در »اودهــ اخبـار« چاپ م ــی شد. نـواب عس کری در  مجلس ی شـ یفته زنـ ی بـه نــام قمـ ـرن مـ ـی شـود و بعـد ازمعاشقه هایی که با و ی دارد، توبه کرده و نزد خانواده اش ب ـــاز  مـی گـردد . سـ یر کهـسار  بیـ انگر عشق های هوس آلود و بی فرجام در فضای لکنو است.  

کامنی حکایت زن  یست به  ه مین نام که بـا ازدواج بـا زنبیـ ر زنـدگ ی سرشـار از عـشق راسپری م ی کند. زنبیر به  میدان جنگ م یرود. به دنبال شنیدن خبر فوت وی، کامنی زندگ ی خـودرا با مشکلات تنهایی و محیط پیرامونش سپری می کند ولی بعد زنبیر بازمی گردد. 

موضوع های محوری در رمان های سرشار 

سرشار بر فرهنگ وآداب و رسوم لکنو  به خوبی واقف است. او »اولین کـسی اسـت کـه تصویری صح یح و  زنده از جامعه  لکنو آن زمان را با جزئیات رقـم زده اسـت . بـاوجود هنـدوبودن اوضاع داخلی خـانواده  هـای مـسلمان و آداب ورسومـشان و  گفتگـوی زنـان مـسلمان و وضعیت حرم سراها را واضح شرح می دهد« (سکسینه 417). 

سرشار جا یی که رسوم و یا صحنه ای را مغایر با  فضای روز می داند؛ برا ی اصلاح به جای نصیحت و یا ست یزه جویی مسالمت آمیز و از طنز استفاده می کند. به همین دل یل اشت یاق خواننـدهبرای دنبال کردن داس تان در طول خواندن متن وجوددارد. در مضمون اصلاحی اش،          هدفمنـدی سنجیده ای در ک م ی شود. جایی که قصد نهی مردم از نوشـیدن شـراب را دارد، شـاه کارش بـه  اوج م ی رسد: »اگرچه سرشار دراین رمان از عیاشی حا کم ها و زنان رقاصه سخن می گوید، ول ی بدون  این که لهجه اش رنگ نصیحت داشته باشد و بدون این که سـخنی از آسـیب  هـای شـرابنوشی به  میان آورد؛ با مهارت و زیرکـی  شـراب را بـه عنـوان »ام الخبائـث « معرفـ ی مـ ی کنـد « (یوسف سرمست 41). 

شخصیت پردازی 

تنوع شخص یت و انتخاب آن ها از سطوح مختلف جامعه ، از  و یژگی های منحـصر بـ ه فـردفسانه  آزاد است . سرشار زبان شخص یت های رمان خود را بر مبنا ی فرهنگ و تحـص یلات آن هـاقرار می دهد که  این باعث غنی تر شدن  اثر  م ی شود. شخصیت خواجه بـدیع الزمـان معـروف بـه خواجه بد یعاً یا خوج ی از شخصیت های مانـدگار در  ادبیـ ات داسـتان ی اردوسـت . وی تلخکـی  عیــاش،  نــادان  و لاف زن است ، در  ضمن بـه  آزاد وفـادار. وی بـه دل خواننـده مـ ی  نـشیند و   حرفهایش به صورت ضرب المثل زبان زد مردم م یشود. 

 قهرمانهای      ساختگی سرشار به علت اغ راق در شخصیت شان،  تقریباً نزد یک به وی          ژگیهـاقهرمان های  داستانهای             افسانهای هستند . با  این تفاوت که سرشار افزون بر  بیان و یژگی ظاهری، توانمندی و روان آن ها را به خوبی      تجز یهنگاری م  یکند. شخصیت های زن در رمان های سرشاراز حسن زیاد برخوردارند و اکثرآن ها متعلق به قشر پایین جامعه هستند. 

ویژگی های فنی 

البته  اکثر منتقد ان کاستی های فنی آن را یادآوری شده و آن را مـورد انتقـاد قـرار داده انـد . برخی ها بلند بودن قصه و عدم نقطه آغاز و پایان و  تأثیر آن از قالب داستان را، از ضـعف  هـای فسانه آزاد برشمرده اند . آنچه مسلم است فسانه آزاد فاقد عنصر فراطبیعی است . محـور اصـلی آن زندگ ی است ازاین رو نقط ه عطف داستان و رمان است و به  سبب دو ویژگی گسترده قصه و واقع گرایی رمان آن را داستانی ناول (رمان داستان ی) می گویند (جالبی، همان، 1338). برخی هـامانند وقار عظیم به ناچار به آن عنوان رمان داده اند: »بزرگترین ضعف فسانه آزاد این اسـت کـ ه دیدگاه واضح مصنف از زندگی، احساس و موضـع وی از نیکـی  وخـوبی شـفاف نیـ ست؛ درنتیجه ب ین خواننده و نویسنده تطابق ذهنی و احساسی  به وجود نم ی آید. به علـت ک اسـتی  هـای موجود در فسانه آزاد ، قب ـول کـردن آن بـه عنوان رمان ، دشوار به  نظر می رسد. با وجود این بـه  آن رمان گفته می شود و در تاریخ رمان و در ارتقاء داستان جایگاه خاص خود را دارد « (68). 

صرف نظر از نثر مسجع و استفاده از واژه ها، ضرب المثل ها و اشعار عربی و گاهاً فارس ی زبان فسانه آزاد، به  دور از پیچیدگی و دارای مطا یبه است . سرشار از استفاده حرف های ر کیـک  و  نــاروا ابا یی ندارد و دلیل آن  را  اقتض ای زبان آن زمان لکنو می دانـد . وی ک وشـید بـرای هـردسته از شخصیت های رمانش لهجه و اصطلاحات خاص آن ها را به کار بـرد . سرشـار در اکثـررمان هایش به ویژه در توصیف صحنه یا منظره از عناصر شعری استفاده کرده است. 

نتیجه   در  نیمه دوم قرن نوزدهم میلادی، اد یبان با ترجمه آثار ادبی اروپا با قالـب و اسـلوب روز

رمان آشنا می شوند و با انگیزه اصلاح مردم، به  ویژه مسلمان های شبه قاره هند ، رمان نویسی درزبان اردو را پایه گذاری م ی کنند. با وجود الگوبردار ی از رمان های غرب ی، محتو ای داسـتان هـا ازبطن جامعه و دغدغه های  فکری و اجتماعی مردم سرزمین حکایت دارند . فرهنگ و جهان بی نـی اسلامی به  طرق مختلف به موازات        قصههایشان از اهمیت خاصی برخوردار اسـت. اگرچـه بـا اندکی تفاوت زمانی، مولو ی نذ یراحمد در این ح یطه  پیشروست، ول ی رمان  هـای و ی و شـرر وسرشار ا ین قالب ادبی را کامل م یکنند.  رمانهای نذیراحمد از نـوع تمث ی لـی،    رمـان هـای شـرر،تاریخی و رمان های سرشار از نوع اجتماعی و داسـتانی اسـت.     مولـوی ن ذیراحمـد اولـین بـارهدفمندی را در ادبیات اردو اجرا کرد، و ی در آموزش دین و اخلاق آن قدر سخن گفته اسـتکه رمان های و ی  از نوع ادب یات تعلیم یاند، همچنین وی اولین بار برای آموزش زن ها اقـدام بـه  تألیف  م یکند. بخش            عمده خلا قیت های  ادبی در قالب رمان تاریخی توسط شرر تبلـور یافـت .  رمانهای و ی با             موضوعهایی برگرفته از تاریخ اسلام نوشته شد، ز یرا با انگیزه اجتماعی کـ شف مجدد تار یخ گذ شته،  برای بازساز ی جامعه همخوانی داشت .      باورهای د ین گرایانه اش به         ترسـیم قهرمانانی پرداخته است که و ی با یـادآوری کارنامه درخشان مسلمان ها، آن هـا را بـه تفکـ ر دردلایل افولشان سوق می داد. در رمان های    اجتماع ی شرر ، زنان نقش به سزایی دارنـد. وی  آنهـارا همراه تمــام آداب و فرهنگشان به قلم م ی کشد. از       طرفی سرشـار وی        ژگـی  هـای رمـان را درقصه داست ــان گـونه خود می پروارند و با به کارگیری فن و بیان قوی در ریزپردازی راه را بـرا ی رمان پردازهای بعداز خود هموار می سازد و بدین سان زبان اردو از قبل هویت خود را مبنی بـرتوانایی بازگو یی نوع دیگر ادب ی به  اثبات م ی رساند. اگرچـه از دیـ د مننتقـدان رمـان  هـای  اول یـه ضعی فاند و در  آنها تمث یل و نکات اخلاقی  به چشم م ی خورد و شخص   یتها در فـضای بـستهتنفس م ی کنند، »اما نذ یراحمد و سرشار شخصیت هایی را خلق کرده اند که از محـیط کتـاب هـافراتر رفته و در ذهن ما نقش بس تهاند. دلیل آن هـم مطالعـه عم یـ ق آنهـا از زنـدگی عـصرخوداست«.(قمر رئیس 234). 

Bibibliography Abdolsalam. (1973). Urdu novel bisveen sadi (Urdu novel in 20th centure) .Kirachi: Urdu academy.

Anis Nagi. (1988). Dipti Nazir Ahmad ki navolnigari (The novels of dipti Nazir ahmad).

Lahore:Firooz sanz.

Bukhari, S. (1925), Urdu main novelnigari (The novel in Urdu).

Fatmi, A. A. (2007). Abdol halim sharer be haisiat novelnigar (Abdol halim sharer as novelist). New Delhi: Qomi council barae forugh Urdu zaban.

Hosaini, A. A. (1964). Novel ki tarikh o tanqid (History and review of novel). Lahore: Lahore academy.

Ijaz Hosain. (1965). Mokhtasar tarikhe adabe Urdu (summary from history of Urdu literatue). Lukhnow: Idare forugh Urdu.

Jalbi, J. (2012). Tarikhe adabe Urdu (History and literature of Urdu). Lahore: Majlise taraqi adab.

Muhammad Shakir. (2003). Urdu main tarikhi novelnigari, Aazadi se qabl our azadi ke baad (Urdu in historical novel,before and after freedom). Bihar: kitabistan.

Muhammad Tanha Yahya. (1928). Seyrol mosanefin (Garlic of writters). Delhi: Maktabeye jame miliyeh islamiyeh.

Naqvi, I. (2006). Pandit rattan nath sarshar be haisiyat novolnigar (Pandit Ratan Nath Sarshar as novelist). Lahore: Maqrbi Pakistan Urdu academy.

Nazir Ahmad. (1972). Ibnol vaqt. Lahore: technical Publi shars.

Priya Tabita. (2006). Urdu novel manfi kirdar aghaz ta qiyam paksitan (Nagative characters in Urdu novel, from begining till uprising of Pakistan), Lahore: Khoram box.

Qamar rais. (2004). Urdu main bisvin sadi ka afsanvi adab (Fiction of 20th century in Urdu). Delhi: kitabi dunya

Sadiqi, A. (2003). “Novel fani noqte nazar se” (Technical point about novel). in Urdu adab ki fani tarikh (Technical date of Urdu literature). edit by Farman Fatahpuri. Lahore: Alvaqar pobli kishanz.

Sadiq Muhammad. (1984). A history of Urdu Literature۔ Delhi: Oxford University.

Saksena, R. (1990). A history of Urdu literature. New Delhi: Asian educational services.

Sayed Abdollah. (1998). Sir sayed Ahmad khan our us ke namvar rofgha (Sir sayed and his famous comrades). Lahore: Sang mil pabli kishenz.

Sharar luchnowi, A. H. (1995). Firdose barin (Sublime paradise). Edit by Sayed Waqa Azim,Lahore: Majlis taraqi adab.

—.(1964). Malikol azizo varjeena . Lahore: Majlis taraqi adab.

Waqar Azim. (2007). Dastan se afane tak (From legend till short story). Lahore: Aleaqar pobli kishanz.

Yosuf Sarmast. (2000). Biswin sadi main Urdu novel (Urdu novel in 20century). New Delhi: Taraqi Urdu bevro.

 

 

  

پایان نامه ها

 

مطالب مشابه را هم ببینید

همچنین شاید مطالب زیر مورد پسندتان باشد...