تحقیق درباره زنان، ارتكاب، زن، جرايم، مغز، مردان، جنسي، قلب

ا به وجود مي آورند و ديگران جاي جنايتكاران گذشته را مي‌گيرند چنانچه مطالعه اي در زمينه درصد جرايم شود به اين نتيجه مي‌رسيم كه روز بروز بر تعداد مجرمين افزوده مي‌شود پس از قوانين جزا هم راهي براي جلوگيري از ارتكاب جرايم نيست چنانكه كسي با ارتكاب عمل تجاوز جنسي به عنف در جامعه ما كه منع قانوني دارد او را به 3 تا 7 سال زندان محكوم مي‌كنيم و طبق همين قوانين اگر كسي بيش از 6 ماه محكوميت قضائي داشته باشد از كليه حقوق اجتماعي محروم است حتي حق استخدام شدن را از او مي‌گيرند يعني كسي است كه با يك خلاف كه براي هر كس در زندگي ممكنست اتفاق افتد نمي‌تواند به استخدام دولت يا مؤسسات ديگر در آيد و يا به تحصيل خود ادامه دهد پس جامعه و قوانين حقوقي ، عملا او را از ساخت اجتماعي بازداشته و به كجروي او كمك مي‌كند.

حال بايد ديد با فرستادن جواني به زندان او را در كنار چه كساني قرار مي‌دهيم و آيا زندان برايش بصورت آموزشگاه مناسبي در جهت آموزش شيوه هاي مختلف ارتكاب جرم در نمي آيد ؟ اگر به شرح پرونده هاي جنائي دادگستري مراجعه كنيم مي‌بينيم كه چه انسانهائي قرباني قوانين كهنه جزائي شده و براي هميشه از جامعه طرد شده‌اند در حاليكه عملشان در اصل بر آورد نياز جنسي و طبيعي آنها بوده است منتها بر اثر عدم آگاهي شيوه صحيح و جامعه پذير ارضاء جنسي را نمي دانسته اند . همچنين است در مورد جرايم ديگر و چگونگي مجازات آنها .

رسانه هاي گروهي از طريق نمايش فيلم هاي جنائي تلويزيوني ، صفحات حوادث مطبوعات و رمان هاي پليسي و جنائي نيز در امر يادگيري و ازدياد جرايم تأثير نامطلوبي دارند چون بسياري از مجرمين جوان سعي كرده اند خود را بجاي هنر پيشه هاي فيلم هاي جنائي گذارند به عبارت ساده تر اعمال آنها را تقليد نموده اند. مهاجرت و شهر گرائي روستائيان يكي ديگر از عوامل ازدياد جرم است چون پس از مهاجرت به شهر به سختي مي‌توانند خود را با قوانين و شرايط زندگي شهري و از همه مهمتر فرهنگ جامعه سازگار نمايند وضع مهاجرين مكزيكي در امريكا و ازدياد جريام بين آنها و يا روستائيان جامعه ما كه به علت عدم آگاهي زودتر در دام عوامل مخرب اجتماعي گرفتار مي آيند و بنوبه خود مرتكب جرايم مختلفي مي‌شوند از اين نمونه اند .

عدم تأمين اقتصادي و اجتماعي از قبيل نداشتن مسكن مناسب و تغذيه درست و امكانات درماني به ضعف روابط انساني منجر مي‌شود و ضعف روابط انساني هم خود به خود به تجاوز و بي توجهي نسبت به ديگر افراد جامعه منجر مي‌شود . اگر احتياجات اوليه مردم تأمين شود . عصيان ، تجاوز و بدنبالش ارتكاب جرم كمتر خواهد شد چون فقر يكي از عوامل كشش به طرف ارتكاب جرك است ولي علت اصلي آن نيست . فرزندان خانواده‌هاي فقير ممكنست در معرض برخورد رفتارهاي ناپسند واقع شوند و مرتكب جرايمي گردند . ولي اغلب هم انسانهاي مفيدي براي جامعه مي‌شوند .

توجه به معيارهاي ارزش مادي و مقام پرستي بجاي توجه به حيثيت معنوي و انساني در جوامع باصطلاح متمدن امروزي ممكن است به ارتكاب جرايم خاصي منجر شود مثلاً خود فروشي برخي براي كسب مقام در برخي جوامع و يا به خاطر تهيه و خريد وسائل زينتي و زيبائي بخصوص اگر در آمد نداشته باشند بدست آوردن آنها مي‌تواند انگيزه اي براي ارتكاب جرم باشد .

عوامل شغلي نيز مي‌تواند انگيزه ارتكاب جرم شوند مثلاً صاحبان قدرت و ثروت و سوداگران هر جامعه ممكنست در معرض خطر كشته شدن واقع شوند همچنين روانپزشكان در معرض خطر حمله بيماران رواني خود هستند و يا قضات نيز در معرض حمله مجرمين جامعه خويش مي‌باشند و يا قاچاقچيان كه براي پيشرفت كار خود ممكنست به ديگران صدمه اي برسانند .

محيط پرورشي نامساعد به بيكاري و ولگردي افراد كمك مي‌كند و ولگردي به نوبه خود به ازدياد ارتكاب جرايمي منجر شود و يا چنانچه والديني كه مجرمين حرفه اي هستند اگر فرزندانشان را خود پرورش دهند امكان ارتكاب جرايم آنان از طريق روش هاي تربيتي نادرست والدينشان وجود دارد .

با توجه به عوامل فوق جرم از اين ديدگاه بايد به عنوان يك پديده ضد اجتماع مورد مطالعه و تحقيق واقع گردد و دراين گونه تحقيقات به همبستگي و ارتباط بين اعمال جرم آميز و شرايط اقتصادي و اجتماعي و پرورشي جامعه نيز بايد توجه كرد .

براي جلوگيري از ازدياد ارتكاب جرايم در هر جامعه ابتدا بايد محيط اجتماعي و نوع جرم را شناخت و به علل آن توجه كرد تا از طريق آموزش صحيح و ايجاد محيط سالم و باز آموزي روش زندگي درست را از طريق تعليم حرفه اي خاص كه مورد نياز جامعه باشد به آنها ياد داد چون بيكاري يكي از عوامل ارتكاب جرم است تأمين زندگي اقتصادي مردم و فراهم آورن وسايل و امكانات زندگي به شكل صحيح در حد نياز انساني راه حل ديگري براي از بين بردن ارتكاب جرايم است .

رعايت و اجراي قانون بصورت عادلانه و براي همه بطور يكسان به ايمان مردم نسبت به معيار حقوقي كمك مي‌كند چون احساس عدالت اجتماعي خود انگيزه مناسبي براي جلوگيري از ارتكاب جرم است . ايجاد امكانات درماني در مؤسسات درماني از طريق بحث درباره مسائل اجتماعي زنبگي مجرمين و نشان دادن زندگي صحيح له آنها با شركت و اظهار نظر مجرمين در گروه درمان كه شامل مددكار اجتماعي ، روانشناس ، روانپزشك و جامعه‌شناس است به نوبه خود روش صحيح زندگي را به آنها ياد مي‌دهد و شانس بازگشت آنها را به جامعه و زندگي عادي بيشتر مي‌كند . (فرجاد،                    1363: 186-180)

 

 

جرائم خاص زنان

جرائمي كه زنان مرتكب مي‌شوند و حتي وسايل و روشهايي كه بكار مي‌گيرند، با مردان متفاوت است. برخي از پژوهشگران درباره علل بزهكار زنان و به خصوص عواملي كه آنان را وادار به ارتكاب جرم مي‌كند يا از ارتكاب جرم باز مي‌دارد و موجب تقليل بزهكاري مي‌گردد، نظرات مختلفي ابراز داشته‌اند كه از جمله مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:

  • در زنان عوامل عاطفي، جنسي و طرز عمل غدد مخصوصا هورمونها در سنين نزديك به بلوغ، دوره يائسگي و پيري نقش مهمي ايفا مي‌كند.
  • اختلالات رواني از جمله عقب‌ماندگي‌هاي ذهني، عدم تكوين شخصيت و تلقين‌پذيري آنان را به محيط فحشاء كه جرائم زنان است مي‌كشاند.
  • زيست‌شناسان معتقدند كه ضعف جسمي زنان مانع از ارتكاب جرائمي است نياز به قدرت و چالاكي دارد. دو گريف ضمن تاييد اين نظريه عقيده دارد كه بطور دقيق مي‌توان مرز بين بزهكاري زنان و مردان را تعيين كرد، زيرا موقعيت اجتماعي و وضع زمان و مكان در جرم زنان و نوع جرائم ارتكابي آنان موثر است. بطور كلي بررسيهاي علمي ثابت كرده كه حالت عصبي در پسرها در دوره بلوغ شديدتر از دختران است و فزوني كوموزم Y در مردان، آنان را در معرض ارتكاب جرمهاي مختلف قرار مي‌دهد.
  • جرائم زنان را مي‌توان به شرح زير تقسيم كرد، هر چند اكثر اين جرائم را مردها نيز مرتكب مي‌شوند:
  • هرگاه زنان شوهر، معشوق يا رقيب عشقي خود را به قتل مي‌رسانند و در اين راه از انواع سم استفاده مي‌كنند.
  • عده‌اي از زنان كودكان خود را ترك كرده يا با آنان بدرفتاري مي‌كنند و گاه در اثر رفتار غير انساني خود منجر به قتل آنان مي‌گردند.
  • صدور چك بي محل و سرقت گروهي از مغازه‌ها از جرائمي است كه در بعضي از كشورهاي جهان در زنان بيشتر مشاهده مي‌شود.
  • شهادت دروغ، تهمت و افترا، نوشتن نامه‌هاي بدون امضاء يا با نام مستعار نيز از جرائمي است كه در نزد زنها بيشتر ديده مي‌شود.
  • تشويق ديگران به ويژه كودكان به فحشاء، عياشي و شهوتراني و ولگردي از جمله جرائمي است كه زنان بيش از مردان مرتكب مي‌شوند.
  • زنان معتاد غالبا در توزيع مواد مخدر شركت كرده، گاه از كودكان نيز در اين امر استفاده مي‌كنند. ( ستوده، 101:1373)

 

 

 

نظر پيناتل دربارة علل جرائم زنان

پيناتل عقيده دارد كه چون توانائي جسمي زنان كمتر از مردان است ،‌بنابراين جنايتكاري زنان مخصوصاً در مورد جرائمي كه قدرت و توانائي بدني را ايجاب مي‌كند كمتر از مردها است .

بعلاوه بزهكاري زنان در مراحل مختلف تغييرات فيزيلوژيك مثلاً سن بلوغ ، قاعدگي و رشد و نمو و پايان فعاليت جنسي آنها ،‌اهميت خاصي پيدا مي‌كند . اين نقطه نظر از طرف لمبروزو نيز تاييد شده است . او عقيده دارد كه جرائم زنان از سنين بلوغ شروع مي‌شود و در زمان يائسگي يعني زماني كه رفتارهاي جنسي آنان كم كم كاهش پيدا مي‌كند ، به حداكثر مي‌رسد .

بدون ترديد يكي از علل بزهكاري و اعمال جنايي زنان عكس العمل هاي عاطفي و جنسي آنان است و در اين حالت ، عامل هورموني كم و بيش ثابت جنسي كه بنابر تغييرات سني تغيير پيدا مي‌كند ، در انحرافات زنان و بي نظمي اعمال و رفتارهاي آنها اثر مي‌گذارد . از اين رو ، عده اي از متخصصان جرم شناسي در همين عوامل يعني چگونگي تركيب عناصر مربوط به علم الحيات انسان تأكيد مي‌كنند و اعتقاد دارند كه مردها بيش از زنان به جنايت و بزهكاري مرتكب مي‌شوند ، و جنايات مردها تا 25 سالگي دائماً در افزايش است ، در صورتي كه تحريكات عوامل زيستي در زنان تا 40 سالگي به نقطه اوج مي‌رسد .

بي نظمي هاي غده مترشحه داخلي و جرم زنان :

در طي سالهاي متمادي تشخيص داده شده است كه در دوران معيني از زندگي ، ممكن است به علت ترشحات غده و يا دگرگوني هاي ديگري كه در بدن زنان بوجود مي آيد ، به طور مثال ( اضطراب هاي دوران بلوغ و يا يائسگي ) مي‌توانند زنان را آسيب پذير تر سازند .

اپيز در قسمتي از يك تحقيق انجام شده درباره سارقين مشتري نما به اين موضوع اشاره مي‌كند . تحقيق او نشان مي‌دهدكه دزد مشتري نماي مؤنث « نوعا » از آن تركيب و تحريك علائم جسماني و دماغي متاثر است . از نظر وي ،‌دوره مربوط به طمث در زنان نسبت به عكس العمل هاي فشار مهم تلقي شده است . در بعضي از تحقيقات نيز اين موضوع گزارش شده كه درصد بالاي جرائم زنان در بعضي از مراحل سني حاكم از اين است كه زمان ارتكاب تخلف آنها مصادف با جريان طمث بوده است . بعلاوه ، دگرگوني فراهم شده در تعادل هورموني در بعد از تولد يك بچه ، امكان دارد كه در آسيب پذيري آنها مهم تلقي شود .

يك نظريه اساسي ديگر در اين زمينه به وسيله گي بينز و پرنس بيان شده است . يكي از جالب ترين يافته هاي اين محققان كه 533 نفر از دزدان مشتري نما را بررسي كرده اند اين بود كه 42 درصد از زنان فقط لباس زنانه و جواهرات سرقت مي‌كردند ، در صورتي كه تمايل در بين دزدان مشتري نماي مرد ، كتاب دزدي و سرقت پول نقد در مغازه ها است . به نظر اين محققان نتايج كلي زير را مي‌توان درباره دزدي زنان ارائه              داد :

  • زنان بالاتر از 40 سال مرتكب تخلفات تكراري مي‌شوند .
  • اگر زنان به تخلفات خود ادامه دهند ، تخلفات بعدي آنها احتمالاً از نوع تخلفات دزدي از فروشگاهها خواهد بود.
  • دختران 10 تا 19 ساله در اكثر موارد به جرم دزدي از فروشگاهها محكوم مي‌شوند ، ولي در سالهاي بعد در اثر ورزيدگي بيشتر ، از اين گونه دزدي دست بر مي دارند و به دزدي هاي مهم ديگر دست مي زنند.

قسمت بزرگي از دزدان مشتري نماي زن ، دچار انواع گوناگون بياريهاي رواني هستند و تقريباً 20 درد متخلفين از مجرميني هستند كه تخلف هاي گذشته را تكرار مي‌كنند . (همان منبع :143)

 

تفاوت مردان و زنان از نظر جسماني :

مردان و زنان از نظر جسماني و رواني در بعضي زمينه‌ها با هم اختلاف دارند . نيرومندي از خصايص مردان و ظرافت از خصايص زنان مي‌باشد اين اختلاف به كيفيت زير بيان شده است .

1- قلب : قلب زن و مرد متوسط در حدود ( 60) گرم با هم اختلاف دارند . قلب مرد ( 300 ) گرم و قلب زن ( 230) گرم مي‌باشد .

2- مغز : مغز زن در حدود بين ( 100 تا 200 ) گرم از مغز سبك تر است ، زيرا مغز مرد ( 1200 ) تا ( 1400) گرم و مغز زن ( 1070 ) تا ( 1300 ) گرم وزن دارد . او مينويسد : « توپينارد » پس از امتحان ( 11000 ) مغز زن و مرد اروپائي ، حد متوسط معز مرد را ( 1361) گرم و مغز زن را ( 1200) گرم دانسته است .

3- جمجمه : جمجمه زن به همين نسبت يعني ( 015/0) از جمجمه مرد كوچكتر است . او ميگويد : بنظر « سپتيزكا» فيزيولوژيست آمريكائي ، هوش و ذكاوت و فهم و ادراك و استعداد و كثرت مواد نخاعي ، با زيادي وزن مغز سر نسبت مستقيم دارد .

4- قامت : قامت زن بطور متوسط در حدود 12 تا 15 سانتيمتر از قامت مرد كوتاه تر است .

5- ضربان قلب : حد متوسط ضربان قلب ، در اروپائيان 72 ضربه در دقيقه ، بين سياهان اتازوني 74 ضربه و در هندوهاي آمريكائي 76 ضربه در دقيقه مي‌باشد . ضربان قلب زنان در همه جا كمتر از مرد است و اين اختلاف بين ( 10 تا 14 ) ضربه در دقيقه مي‌باشد .

6- حواس خمسه : زنان عموماً بالنسبه به مردان محيط خود ، از حواس پنجگانه نصيب كمتري دارند و بعلت ضعف حس لامسه است كه مي‌توانند درد فراوان و سخت زايمان را كمتر درك كنند.

7- حرارت بدن : در همه جا حرارت غريزي زن نسبت بمرد كمتر است ، بطوريكه اگر حد وسط را در مرد 37 درجه در نظر بگيريم در زن (1/36 ) درجه مي‌باشد .

8- تنفس : جهاز تنفسي زن ضعيف تر از مرد است زيرا گنجايش هوا در جهاز تنفسي مرد باندازه نيم ليتر بيشتر از زن است . همچنين مرد در هر ساعت ( 11) گرم كربن مي سوزاند ، لذا اكسيژن بيشتري وارد ريه اش مي‌شود ، در صورتيكه زن در هر ساعت ( 7 ) گرم بيشتر نمي‌سوزاند .

9- بلوغ : بطوريكه ميدانيم زن و مرد از نظر بلوغ نيز با هم فرق دارند .

10- تفاوت رواني : بلاترديد بين روح و جسم بطور كلي همبستگي دقيقي وجود دارد و فعاليتهاي رواني با فعاليت هاي فيزيولوژي نسبت و بستگي تام دارند ( اخته كردن مردان در سابق و بيرون آوردن تخمدان زنان داراي اثرات روحي فراواني است كه افسردگي بي حد و اختلال و تشويش افكار و سوء خلق و كم حوصلگي و امثال آن شمه اي از آن است . نظر « مارگريت ميد » اين است كه بين زن و مرد از لحاظ آناتومي و فيزيولوژيكي تفاوتهائي وجود دارد و ممكن است تصور نمود كه در وضع رواني و هوش آنها نيز مؤثر مي‌باشد ؛ ولي اگر وزن مغز آنان را به نسبت قدشان بسنجيم ، در آن صورت متوجه خواهيم شد كه از اين لحاظ تناسب و هماهنگي بين آنان وجود دارد و لذا نظريه عدم تساوي در اين خصوص را مردود دانسته است . ( اين نظر به كيفيت ديگري مورد تأييدمان نيز واقع شده است .)

11- غلبه عواطف در زنان : روح عاطفي و احساس در زنان نسبت بمردان غلبه دارد . ظرافت جسمي آنان با دقت روحي آنها همبستگي تام دارد .

« تحقيق ديگري كه بوسيله « ترمن و ميلس » با هفت نوع تست هاي مختلف بعمل آمده ، اين نتيجه حصل شده است كه مردان بيشتر به كارهاي جسماني يا مغزي فوق العاده از قبيل دست زدن بكارهاي خطير مانند ابداع ، ابتكار ، اختراع ، مبارزه با طبيعت ، ايجاد حوادث ، كار در كارخانه و صنايع سنگين و غيره علاقه دارند و زنها بيشتر به كارهاي خانه داري ، ارزشهاي هنري و زيبائي ، سكون و آرامش ، مراقبت از كودكان ، سرگرميها و كمك هاي اجتماعي و خيريه ، متمايل مي‌باشند . »

« پيناتل » در كتاب جرم شناسي خود باين نكته اشاره نموده مي‌گويد : « مدتها است كه درباره وضع فيزيكي زن و مرد از نظر زيست شناسي بحث مي‌شود . عقيده

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...