تحقیق با موضوع جامعه¬شناسی، اجتماعی، جامعه-شناسی، معضلات، دانشجویان، پژوهش¬های

برخوردارند یا خیر؟ پاسخ هوسرل این است که معرفتِ علمی از تجربه و «زندگی روزمرّه» ریشه می¬گیرد، اگرچه امروزه از آن جدا شده است، اما وظیفه پدیدارشناسی آن است که میان معرفتِ علمی و ریشه آن، که همان تجربیات زندگی روزمره انسان است، پیوند دوباره بر قرار کند. از این رو پدیدارشناسی هوسرل نسبت میان علم و خرد را مطرح می¬کند(احمدی، 55: 1387). برای توصیف تجربه¬ای مشخص پدیدارشناسی ناگزیر است به نسبت میان علم و خرد توجه نشان دهد. تجربه¬ی رها از هر تعین علمی، موضوع اصلی است. اگرچه منش نیت¬مند این تجربه از راه علم شناخته نخواهد شد، اما حتا نخستین قاعده¬بندی¬های شناختی و ادراکی آن، فهم علم را دگرگون خواهد کرد(همان، 55). شوتس نیز زیست¬جهان را دنیای ساده¬ی تجربه¬های پیشاعلمی می¬داند. وی معتقد است که علم تنها یک دستاورد فرهنگی خاص است که ریشه در زیست-جهان دارد(احمدی، 73: 1387).
با اتخاذ رویکرد پدیدارشناسی و راهبرد روشی گروندد تئوری پژوهش حاضر درصدد است تا با بررسی وضعیت آموزش جامعه¬¬شناسی در ایران به پرسش زیر پاسخ دهد:
«وضعیت آموزشِ جامعه¬شناسی در ایران چگونه است؟»
هم¬چنین اهدافی را به قرار زیر دنبال می¬کند:
1. هدف اصلی: ارزیابی وضعیت آموزش جامعه¬شناسی در ایران
2. اهداف فرعی:
1. توصیف تجربه زیسته دانشجویان و اساتید از آموزش جامعه¬شناسی
2. توصیف شرایط بسترمند پیدایش وضعیت کنونی جامعه¬شناسی
3. توصیف و بیان شرایط مداخله¬گر در پیدایش وضعیت کنونی جامعه¬شناسی
4. توصیف پیامدهای آموزش کنونی جامعه¬شناسی
3. اهداف جزئی:
– هدف بنیادی: بسط مباحث نظری-تجربی در اجتماع علمی جامعه¬شناسی ایران
– هدف کاربردی: کاربست یافته¬های پژوهش مذکور به منظور اصلاح ساختار آموزش جامعه¬شناسی
در ادامه، با شرح اهمیت و ضرورت تحقیقِ پیشِ¬رو، چرایی طرح مسأله بدین شکل و تمایز کار حاضر با پژوهش¬های انجام¬گرفته، روشن¬تر خواهد شد.
1-2 اهمیت و ضرورت تحقیق
وظیفه¬ی جامعه¬شناسی طبق تعریف وبر، «فهم تفسیری کنش اجتماعی و تبیین علی آن» است(ن. ک به فروند، 1383). تقویت بینش جامعه¬شناسانه(میلز،1389:22)، شناخت فارغ از هر نوع ایدئولوژی و پیش¬داوری و دریافت معنای کنش¬های اجتماعی انسان¬ها در وضعیت¬های زندگیشان در چارچوب یک نظریه¬ی علمی(نیک¬گهر،1391)، کشفِ مسائل اجتماعی پیرامون و امکانِ شناخت آنها، از دیگر اهدافی است که برای جامعه¬شناسی درنظرگرفته شده است. زمانی که احساس شود جامعه¬شناسی از اجرای این وظایف بازمانده¬است، تأمل و بازنگاهی در وضعیت جامعه¬شناسی و تلاش برای شناخت ابعاد گوناگون این رشته ضروری به¬نظر می¬رسد. با استناد به صاحبنظرانی که پیشتر اشاره¬ای به آرایشان شد، می¬توان این گمانه را زد که جامعه¬شناسیِ ایران در اجرای این وظایف به خوبی عمل نکرده است. به¬ باور پژوهشگر، اگرچه تمامی عللی که صاحبنظران، برای وضعیت کنونی جامعه¬شناسیِ ایران و بالاخص معضلات پیش¬ِ رویِ آن برشمرده اند، قابل تأمل می¬باشد، اما به نظر می¬رسد هر¬یک وجوهی از بررسی را نادیده انگاشته¬اند. به عنوان مثال، آنجا که عبداللهی از ضعف مدیریت علمی و تقسیم¬بندی علمی نامناسب رشته¬های علوم اجتماعی شکوه می¬کند(عبداللهی،82:1375)، به مسائل و موانع معرفتی جامعه¬شناسیِ ایران بی اعتنا است و وقتی سیدجواد طباطبایی از امتناع علوم اجتماعی در ایران به دلیل زوال اندیشه¬ی خردگرا در سیر تاریخ و عدم گسست معرفتی از پارادایم سنتی اندیشه سخن می¬گوید(طباطبایی،7:1390)، هیچ توجهی به معضلات عینی و سازمانی و عملی جامعه¬شناسی ندارد. معضلات معرفتی اگرچه از وجه توصیفی، آگاهی عمیقی را نسبت به ریشه¬ی ناکامی¬های علوم انسانی و اجتماعی به ما می¬دهند، اما عمدتا در همان سطح باقی مانده و عملا تمام راه¬کارهای موجود برای رفع این نگرانی¬ها را بسیار بلند و دور از دسترس قلمداد می¬کنند. پیشینه¬ی پژوهش¬های اجتماعی مرتبط با سطح عینی معضلات جامعه¬شناسی نیز نه تنها موانع سطح معرفتی را نادیده انگاشته، بلکه بیشتر در همان سطح شرحِ وضعیت کتب و مقالات و عدم طراحی سازمان مناسب برای انجام وظایف(آزادارمکی1389:241) باقی مانده است. علاوه بر آرای این صاحبنظران درباره¬ی معضلات جامعه¬شناسی در ایران، حضورِکمرنگ جامعه¬شناسان و انجمن‌های علمی در زمینه‌های ‌عمده¬ی سیاست‌گذاری آموزشی و پژوهشی(ن. ک به ساروخانی،1387)، باقي ماندن و رو به تزايد بودن مسائل اجتماعي در ايران، جایگاه نازل جامعه¬شناسی در میان علوم مختلف و شاخص پایین تولید مقالات علمی در علوم اجتماعی نسبت به کل مقالات علمی ، می¬تواند دلیل موجهی برای بازنگاه به وضعیت جامعه¬شناسی در ایران باشد تا با مداقه¬ی بیشتری در سطح یک مسأله با آن روبرو شویم.
در مورد اهمیت و ضرورت تحقیق هم¬چنین باید گفت که اولین هدف هر پژوهشی کسب آگاهی و شناخت بیشتر در گرایش مربوطه است که در نهایت منجر به شناسایی معضلات و موانع می¬شود. این ضرورت، در مورد پژوهش حاضر نیز به چشم می¬خورد. ضرورتِ کندوکاو درباره¬ی یکی از مهم¬ترین و چالش¬برانگیزترین رشته¬های علوم انسانی و پرسش از چگونگی وضعیت آن پس از هفتاد سال حضور در عرصه¬ی آکادمیک، کاملا بدیهی به نظر می¬رسد. هم¬چنین ضروری است که با توجه به پیشینه¬ی موجود-که در بالا ذکر شد- این پرسش مطرح شود که چطور ممکن است با وجود بیش از هفت دهه که از عمر جامعه¬شناسی در ایران می¬گذرد، در جامعه¬ای که در آن تحولات اجتماعی بسیار مهمی همچون انقلاب مشروطه، جنبش ملی شدن صنعت نفت، اصلاحات ارضی دهه 40، انقلاب اسلامی و جنبش اصلاحات رخ داده و مفاهیم متناظر با آن در جامعه بازتاب یافته است(مفاهیمی مثل انقلاب، آزادی، عدالت، اصلاحات)، در جامعه¬ای که نفوذ علوم اجتماعی در آن به مشروطه بازمی-گردد و در دوران رضاشاه در قالب یک طرح در مفهوم سکولار از علوم اجتماعی بروز پیدا می¬کند، جامعه¬شناسی هنوز نتوانسته آنچنان که باید، درک و تبیین بایسته¬ای از این رخدادهای مهم تاریخی و اجتماعی ارائه دهد. بی¬شک تلاش برای فهم معضلات نظام آموزش جامعه-شناسی و به تبع آن معضلات جامعه¬شناسی در ایران، گام مهمی برای درک موانع جامعه-شناسی و -در پژوهش¬های آتی-، دست¬یابی به راه¬حلی برای حل معضلات جامعه¬شناسی در ایران می¬باشد که در نهایت منجر به فهم صحیح رخدادها و امور اجتماعی می¬گردد.
1-3 پیشینه¬ی تحقیق
در غرب در زمینه¬ی آموزش جامعه¬شناسی پژوهش¬های بسیاری صورت گرفته است؛ برای مثال، کوفمن (1997به نقل از فاضلی و شارع¬پور، 1389) بر این باور است که آموزش جامعه¬شناسی از همان نخستین روز کلاس بایستی به شیوه¬ای پیش رود که دانشجو را ترغیب کند که محتوای کلاس با زندگی روزمره¬ی او ارتباط دارد. هود (2013) و کوکر (1990) نیز با تاکید بر نوشتن در امر آموزش معتقدند نوشتن یکی از راه¬هایی است که می¬تواند موجب تقویت بینش جامعه¬شناختی در میان دانشجویان شود؛ به علاوه که نوشتن سبب تقویت تفکر انتقادی(کوکر، 1990)، بروز خلاقیت، تصفیه و پالایش مهارت¬های تحلیلی و تقویت فرضیه¬سازی با درنظر گرفتن موقعیت اجتماعی می¬شود. میشل بلک (2013) نیز در پژوهشی اشاره می¬کند که پژوهش، نوشتار و آشنایی با فنون کلامی سه مهارتی است که در آموزش جامعه¬شناسی باید در اولویت قرار گیرد. تعیین اهداف مشخص و عینی برای دانشجویان جامعه¬شناسی و سپس ارزیابی میزان دستیابی به این اهداف، یکی از راه¬کارهایی است که انجمن جامعه¬شناسی امریکا در دستور کار اساتید و مدیران دانشکده¬های علوم اجتماعی به منظور سنجش میزان پیشرفت دانشجویان قرار داده است(ممیزی انجمن جامعه-شناسی امریکا، 2005). کالوگریدس و همکاران(2012) نیز بر این باورند که یکی از ویژگی¬های صحیح آموزش به خصوص در حوزه¬های علوم انسانی، استفاده از اساتید با تجربه و به روز می¬باشد. در این زمینه در ایران، پژوهش¬های کمی صورت گرفته که از آن میان می¬توان به شارع¬پور و فاضلی(1389) اشاره کرد که مشکلات جامعه¬شناسی در ایران را به سه دسته کلان، میانی و خرد تقسیم بندی کرده¬اند و از این میان با تاکید بر شیوه¬ی آموزش ناصحیح معتقدند مدرس جامعه¬شناسی بایستی قادر باشد تا به تجربه زیسته¬ی یادگیرنده وارد شود و به او کمک کند تا با شیوه¬ی جدیدی درباره خود و جهان اجتماعی بیندیشد.چنانچه ذکر شد، در ایران کار زیادی در مورد آموزش جامعه¬شناسی صورت نگرفته است. با این وجود یکی از پژوهش¬های صورت گرفته –که به پژوهش حاضر نیز بسیار کمک کرده است-، پژوهش «آموزش جامعه¬شناسی و بینش جامعه¬شناختی» است که توسط محمود شارع¬پور و محمد فاضلی(1389) انجام شده است. جدول زیر نشان¬دهنده¬ی برخی از کارهایی است که مرتبط با موضوع تحقیق انجام شده است:
جدول1 1پیشینه تحقیق
ش عنوان پژوهش نویسنده/گان قالبِ پژوهش و سال بخشی از یافته¬ها
1 آموزش جامعه-شناسی و بینش جامعه¬شناختی محمود شارع¬پور و محمد فاضلی مقاله/ 1389 تقسیم¬بندی مشکلات جامعه¬شناسی ایران به سه دسته کلان، میانی و خرد و تاکید بر شیوه¬ی آموزش
2 بررسی انتقادی فرایندهای تولید علوم اجتماعی در ایران(با تأکید بر رشته¬ی جامعه¬شناسی) بهاره آروین پایان¬نامه/ 1390 هدف: تبیین ضعف پویایی علوم اجتماعی آکادمیک در ایران
یافته: وجود اختلال در مکانیزم منازعه بر سر سرمایه¬ی نمادین در میدان اکادمیک علوم اجتماعی نسبت به سنت روشنفکری سیاسی-اجتماعی.
3 تأملی معرفت-شناختی بر جامعه-شناسی آکادمیک در ایران علیرضا جوادی و ابراهیم توفیق مقاله/ 1390 هدف: بررسی وضعیت تکوین یا عدم تکوین سنت فکری حاکم بر جامعه¬شناسی آکادمیک ایران
یافته: عدم وجود سنخ در جامعه¬شناسی ایران
4 موانع رشد جامعه-شناسی در خاورمیانه-ی سده¬ی اخیر کامران ربیعی مقاله/ 1391 بررسي موانع رشد جامعه شناسي در خاورميانه تحت تأثير شرايط سه حوزة ساخت سياسي و حكومت، اقتصاد و حوزة اجتماعي فرهنگي سدة اخير
یافته: درباب حكومت و ساخت سياسي: ظهور حكومت¬هاي اقتدارگرا و ايدئولوژيك شدن قدرت سياسي از دهة 1960 به بعد و خيزش اسلام سياسي در دهة 1970/ در حوزة اقتصاد، برون زابودن توسعة اقتصادي و مسائل ناشي از آن و تمايل سياست گذاران به پيشبرد مدرنيزاسيونِ فارغ از مدرنيسم اجتماعي/ درباب حوزة اجتماعي-فرهنگي: ضعف جامعة مدني، فقدان حوزة عمومي قدرتمند و حل نشدن مشكل تعارض ميان سنت و مدرنيته در حوزة انديشه و جامعه.
5 آموزش جامعه-شناسی در ایران؛ مشکلات و فرصت¬ها تقی آزادارمکی مقاله/ – هدف: بیان روندها و افت و خیزها، ضعف¬ها، قوت-ها و مناقشات در ارائه و آموزش جامعه¬شناسی، بیان سنت¬های اصلی و آینده آن در ایران
یافته: وجود دو سنت کلاسیک و جدید در جامعه-شناسی ایران و شرح اختلاف نظرهای این دو سنت در آموزش مفاهیم اصلی و تهیه متون مناسب برای انتقال مفاهیم به دانشجویان
6 فقر نظریه¬پردازی: پیشنهاد مدلی تحلیلی برای تبیین وضعیت رشد جامعه¬شناسی در ایران یعقوب موسوی، مریم رحیمی سجاسی مقاله/ 1389 هدف: ارائه¬ی مدلی برای تبیین وضعیت رشد جامعه¬شناسی در ایران
یافته¬ها: استخراج دو ویژگی ساختاری و معرفتی تمایزپذیری و یکپارچگی در تبیین رشد جامعه¬شناسی ایران
7 آموزش جامعه-شناسی و بینش تاریخی: کاربست نظریه¬ی سی¬رایت میلز محمدعلی زکی مقاله/ 1392 هدف: نشان دادن کاربرد بینش تاریخی میلز در آموزش جامعه¬شناسی در ایران
یافته¬ها: هرچه بینش تاریخی دانشجویان از طریق فرآیند آموزش جامعه¬شناسی در ایران افزایش يابد، به همان نسبت زمینه¬ي تحقق عملی شناخت و تحلیل جامعه¬ي ایران از سوی دانشجسویان بیشتر تحقق خواهد یافت.
8 بحران علوم اجتماعی و گفتمان پسااستعماری ابراهیم توفیق مقاله/ 1390 هدف: تبيين و تحليل بحران علوم اجتماعي در ايران
یافته: چيرگي آمپريسم و پوزيتيويسم خام، توليد دانش سنجشگرانه را، که پيش‌شرط فهم و دستيابي به واقعيت اجتماعي متکثر و ترکيبي است، ناممکن ساخته است.
9 جوانان و بیگانگی تحصیلی دانشگاهی محمدسعید ذکایی، محمدجواد اسماعیلی مقاله/ 1390 هدف: کشف و شناسایی دلایل و چگونگی از خودبیگانگی دانشجویی، بیگانگی در فرایند تحصیل، اساتید و دانشجویان و انسان دانشگاهی و در کل فرهنگ و اجتماع دانشگاهیو پیامدهای بیگانگی
یافته¬ها: مؤلفه¬های اصلی تجربه بیگانگی تحصیلی و دانشگاهی ضمن ارتباط و تأثیرپذیری مستقیم از سیاست فرهنگ، آثار و پیامدهای اجتماعی، روانی و اقتصادی مهمی در زندگی دانشجویان دارد.
10 جامعه¬شناسی علم مناقشه¬برانگیز در ایران تقی آزادارمکی کتاب/ 1389 هدف: بررسی وضعیت جامعه¬شناسی در ایران
11 دانشگاه و آموزش عالی؛ منظرهای جهانی و مسأله¬های ایرانی مقصود فراستخواه کتاب/ 1389 هدف: کاوش در مسائل دانشگاه و آموزش عالی به عنوان یک نهاد اجتماعی مهم و اثرگذاری آن در جامعه و هم¬چنین شرح مسائل هویتی، فرهنگی و اقتصادی مرتبط با دانشگاه و طرح مسائلی چون جهانی شدن دانش، بومی سازی و چالش فرهنگ بومی با فرهنگ جهانی.
12 بررسی پایان¬نامه-های جامعه¬شناسی انقلاب از دیدگاه جامعه¬شناسی علم محمد فاضلی پایان¬نامه/ 1380 هدف: بررسی پایان¬نامه¬های جامعه¬شناسی انقلاب از دیدگاه جامعه¬شناسی علم با تأکید بر وضعیت جامعه-شناسی و ناکارآمدی آن در ایران
یافته¬: نگارش پایان¬نامه¬ها در جامعه¬شناسی ایران سهمی در ایجاد اجتماع علمی ندارد. گذراندن برنامه-های درسی فعلی، موجب شکل¬گیری هویت فردی دانشجو به عنوان یک جامعه¬شناس و تمایز او با بقیه نمی¬شود.
13 ارزیابی وضعیت کنونی مردم¬شناسی در ایران منیژه مقصودی مقاله/ 1377 هدف: بررسی وضعیت کنونی مردم¬شناسی در ایران
یافته: نیاز به ایجاد رابطه¬ای زنده و ارگانیک میان تجربه¬های عملی و نظریه¬های مردم¬شناسی

یکی از وجوه متمایز این پژوهش از پژوهش¬های صورت¬گرفته، در راهبرد روشی است که اتخاذ کرده است. گروندد تئوری مانند پدیدارشناسی، نگاه بی¬واسطه و عاری از هرگونه پیش-فرض به موضوع مورد مطالعه را در رأس کار خود قرار می¬دهد. درواقع از آنجاکه رویکرد لحاظ شده در گرونددتئوری، رویکرد پدیدارشدن یا ظهور است، پژوهشگر مجاز نیست تا طرح پژوهشی خود را با مفاهیم از پیش پرداخته یا براساس طرحی ساخت¬یافته آغاز کند. بلکه باید اجازه دهد تا طرح تحقیق و مفاهیم آن، خود در جریان پژوهش و به تدریج از درون داده¬ها و از طریق تحلیل کیفی پدیدار شود(استراوس و کوربین، 1391: 55). دنزین(1989) خاطر نشان می¬کند که مفهوم¬سازی روشی جدید برای نگریستن به دنیا فراهم می¬کند. پاتون(1981) نیز معتقد است این مفاهیم هستند که محتوای نظریات و نظم¬های مفهومی را تعریف کرده و آن را شکل می¬دهند تا روشی جدید برای نگریستن به دنیا ایجاد کنند.
یکی دیگر از وجوه متمایز پژوهش حاضر از کارهای صورت گرفته، نگاه مستقیم و بی-واسطه به آموزش جامعه¬شناسی از دریچه¬ی تجربه¬ی شهودی و تجاربِ زیسته¬ی کنشگرانِ درگیر در فرایند آموزش است. غالب کارهای صورت گرفته نظریه¬مند و فرضیه¬محور بوده و هیچ کدام بدون پیش¬فرض نظری و به شکلی خام به سراغ مسأله¬ی آموزش نرفته¬اند. هم¬چنین اتخاذ رویکرد پدیدارشناسی و برقراری پیوند با مسأله تحقیق و راهبردِ روشی گروندد تئوری از جمله وجوه متمایز کننده¬ی پژوهش حاضر است. همانطور که پیشتر رفت، یکی از مقاله-هایی که نگارنده بسیار از آن وام گرفته است، مقاله¬ی «آموزش جامعه¬شناسی و بینش جامعه-شناختی» است که بر آموزش جامعه¬شناسی تأکید کرده و مشکلات جامعه¬شناسی ایران را به سه دسته¬ی کلان، میانی و خرد تقسیم کرده است.
یکی دیگر از نوآوری¬های این پژوهش توجه ویژه¬ی آن به مسئله¬ی آموزش جامعه¬شناسی است. تمامی کارهای صورت¬گرفته، به جزء مقاله¬ی فوق، به بررسی وضعیت جامعه¬شناسی به¬طور کلی و یا از منظرگاه¬های نظری گوناگون مثل کاربرد بینش تاریخی در آموزش و یا طراحی مدلی برای تبیین وضعیت رشد جامعه¬شناسی پرداخته¬اند. توصیف دقیق از وضعیت آموزش جامعه¬شناسی در ایران از منظرکنش¬گران بی¬واسطه نخستین¬بار در این پژوهش حاصل شده¬است.
از آنجا که مباحث مرتبط با روش¬شناسی و راهبرد روشی در این پژوهش، ازجمله نقاط متمایز این پژوهش است، امتیازات این راهبرد روشی را اجمالا بیان خواهیم کرد.
1-4 امتیازات راهبرد روشی گروندد تئوری
دلایل بسیاری برای انجام پژوهش کیفی و بالاخص راهبرد روشی گروندد تئوری وجود دارد. هرچند باید خاطرنشان کرد که هر تکنیکی، کمی یا کیفی، تنها یک وسیله است برای رسیدن به هدف پژوهش و هیچکدام بر دیگری ارجحیت ندارد(ن.ک به پاور:1996، پورتر: 1989 و زورک: 1993). مساله، برتری یک شیوه بر دیگری نیست، مسأله تنها این است که در هر جایی کدام¬یک می¬تواند برای دستیابی به نتایج دقیق¬تر، مفیدتر و راه¬گشاتر باشد(ن. ک به مک¬کگانی، 1995). لذا در پژوهش حاضر نیز، روش کیفی بر اساس ماهیت موضوع و پرسش¬های تحقیق انتخاب شده است که مهم¬ترین دلیل انتخاب آن می¬باشد. هم¬چنین یکی از دلایل اولیه، ترجیح و تجربه¬¬ی پژوهشگر است. اما معتبرترین دلیل، همچنانچه گفته شد، ماهیت سوال پژوهش است. برای مثال استراوس و کوربین(1391) در کتاب خود معتقدند اگر پژوهشگری بخواهد معنا یا ماهیت تجربه¬ی افراد درگیر با مسائلی نظیر اعتیاد، طلاق و اینها را دریابد، بایستی به صحنه¬ی زندگی واقعی مردم و تجربه¬ی زیسته¬ی آنها وارد شود.
پژوهش کیفی هم¬چنین به محقق اجازه می¬دهد تا به درک وسیع و جامعی از معانی¬ای که افراد به طور روزمره تجربه می¬کنند، دست یابد. استرن(1981)، معتقد است روش¬های کیفی را می¬توان برای کشف عرصه¬هایی از زندگی که از آنها چیزی نمی¬دانیم یا عرصه¬هایی که از آنها بسیار می¬دانیم، ام

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...