تحقیق با موضوع ، احساسات، ترجمهی، وجود،، اعتماد، قاطعیت، زنان، اضطراب

اطلاق شود، بخشی از رفتار انسانها بوده است (نیشینا و تانیگاکی54، 2013). سالتر (1949) به افراد غیر جرأتمند که دارای ابراز وجود پایین بودند، آموزش ابراز عقیدهی مخالف، پذیرش تحسین نسبت به خود و استفاده از ضمیر من را ارائه میداد. این روش به عنوان یک تکنیک تغییر رفتار در اواسط دههی70 به اوج رسید و در دههی 80 در برنامههای پژوهشی جایگزین حساسیت زدایی تدریجی گردید.
هدف سالتر افزایش رفتار تهییج آمیز (شامل فعالیت شدید مانند توانایی یادگیری پاسخهای جدید) انسان بود که او را قادر میسازد به طور مؤثرتری با محیط خود تعامل کند. همچنان که فرد ابراز وجود بیشتری از خود نشان میدهد، افزایش رفتارهای تهییج آمیز منجر به فزونی احساسات تهییج آمیز در او میشود. اما سالتر در نظریهاش از اصطلاح ابراز وجود استفاده نکرد. ولپی (1985) اولین کسی بود که اصطلاح ابراز وجود را در این رشته به کار برد. او دریافت که فرد نمیتواند دو حالت هیجانی متناقض را در یک زمان تجربه کند. از این رو نمیتواند همزمان هم آرمیده و هم مضطرب باشد. ولپی مراجعان خود را به تن آرامی تشویق مینمود و به آنها راههای مواجهه با محرکهای اضطراب انگیز را نشان میداد. او کشف کرد، اثر این کار خیلی بیشتر از روشی است که فرد فقط سعی میکند مضطرب نباشد. در واقع او به این نتیجه رسید، که در شرایط اضطرابزا، جسورانه رفتار کردن باعث بازداری اضطراب میشود (آلبرتی و ایمونز، 2002؛ ترجمهی مهدی قراچهداغی، 1389: 18).
.

2-2-2-5-3- دیدگاه انسانگرایی
آلبرتی و ایمونز (1974) تحت تأثیر رویکرد انسان گرایانهی کارل راجرز 55و فنون رفتاری ولپی قرار گرفتند. آنها مدعی بودند جزء اولین کسانی هستند که ابراز وجود را به عنوان یک مفهوم رفتاری – انسان گرایانه برای کمک به افراد، در بهدست آوردن حقوق خود ارائه نمودند. آنها اهمیت رشد عزت نفس را به عنوان قسمتی از آموزش ابراز وجود مورد تأکید قرار دادند، لازاروس (1971) رفتار درمانی گستردهی خود را که شامل رویکردهای انسان گرایانه و رفتاری بود، ارائه نمود. او علاوه بر این که ابراز وجود را، پافشاری برای احقاق حق میداند، ابراز محبت، احساسات، رضایت و سایر احساسات مثبت را نیز به عنوان بخشی از آزادی هیجانی در ابراز احساسات که میتوانند آموخته شوند، میپذیرد (رس و گراهام، 1991؛ ترجمهی منیجه شهنی ییلاق و علیرضا رضایی، 1380: 11). از دیدگاه انسانگرایان، رفتارهای غیر جرأتورزانه بازدارنده و اجتنابی هستند و همبستگی مثبت و بالایی با ترس، هراس و انواع ناراحتیها و پرخاشگریهای درونی دارند، در حالیکه رفتارهای توأم با قاطعیت همبستگی مثبت و بالایی با اعتماد به نفس، عزت نفس و خودپندارهی مثبت دارند (توماس56، 2008). ابراز وجود کردن، افراد را قادر میسازد تا یک رفتار واقعی و صادقانه در برخورد با پدیدههای اطراف خود داشته باشند. این گونه رفتار، نشاندهندهی احترام به خود و دیگران است و به خودشکوفایی فرد کمک میکند. به همین دلیل افرادی که در برخورد با احساسات و عقاید خود و دیگران صریح و قاطع عمل نمیکنند در برابر بیماریهای روانی، مانند افسردگی، اضطراب آسیبپذیر شده و اعتماد به نفس و سازگاری اجتماعی در آنها کاهش پیدا میکند (سالتر، 2002: 34).

2-2-2-6- ابراز وجود یا جرأتورزی
آلبرتی و ایمونز (1982) بیان میکنند، یکی از عناوینی که جایگزین مفهوم ابراز وجود است مفهوم جرأتورزی میباشد. این مفهوم در واقع یکی از مهارتهای بین فردی مورد نیاز در تعاملات اجتماعی کارآمد، میباشد که شامل بیان مناسب و بدون اضطراب هیجانات به دیگران است. آنها معتقدند که جرأتورزی، رفتاری است که شخص را قادر میسازد به راحتی و بدون ترس و نگرانی عقاید، باورها، احساسات و عواطف خود را ابراز کند. آموزش ابراز وجود یا جرأت ورزی در اصل یک فن رفتار درمانی بوده و هنوز برخی از روانشناسان به همین صورت آن را به کار میگیرند. امروزه قسمت اعظم آموزش ابراز وجود مستلزم به کار بردن فنونی از روانشناسی انسانگرایانه است. آموزش ابراز وجود، روشی آموزشی است نه درمانی. در این نوع آموزش بر فنون یادگیری تأکید میشود نه بر تبیین چگونگی یا چرایی رفتار فرد. هدف از برنامههای خود ابرازی کمک به افراد برای درک مفاهیم نظری قاطعیت و به کارگیری مهارتهای مربوط به آن است. افراد با کسب آگاهی از انواع مختلف رفتار، یاد میگیرند که در انتخاب رفتار خود احساس مسئولیت کنند (تاوانآ57، بدون سال، ترجمهی پرویز نظیری و آرش مولا، 1378: 38).
پژوهشهای مختلف نشان داده است که ابراز وجود کردن، پرخاشگری، زورگویی و حق دیگران را ضایع کردن نیست، ابراز وجود بهجا و متناسب با موقعیت به ما کمک میکند تا بتوانیم مهارتهای اجتماعی خود را گسترش دهیم، جلوی پایمال شدن حقوقمان را بگیریم، به آسانی تقاضاهای نامعقول دیگران را رد کنیم، از دیگران درخواستهای معقولی داشته باشیم، حقوق دیگران را به رسمیت بشناسیم، رفتار دیگران را با خودمان تغییر بدهیم، از رفتارهای پرخاشگرانهی غیر ضروری خودداری کنیم و در هر موردی آزادانه موضع خود را با اعتماد به نفس مشخص کنیم. البته نباید چنین تصور کرد که صرفا آموختن مهارت ابراز وجود کافی است تا تمام رفتارهای مذکور را بیاموزیم. آنچه مسلم است توجه به این نکته میباشد که درونی و نهادینه شدن رفتارهای مؤثر در هر فرد به بافت شخصیتی و تواناییهای روحی او بستگی دارد (آدام ریتا58، 2010).

2-2-2-7-کارکردهای ابراز وجود
شناخت فواید و اثرات روانی و اجتماعی ابراز وجود جهت رسیدن به قدرت سازگاری و کاهش پرخاشگری نقش بهسزایی دارد. مهارت ابراز وجود به تناسب موقعیت، چندین هدف را برآورده میسازد و شامل کارکردهایی بدین شرح میباشد:
1) جلوگیری از تقاضاهای پرخاشگرانهی غیر ضروری
2) توجه و شناسایی حقوق دیگران
3) برخورد مناسب و مؤثر با مخالفتهای غیر منطقی دیگران
4) بیان دیدگاهها و نظرات شخصی پیرامون مسائل مختلف
5) رد تقاضای غیر منطقی دیگران
6) بیان تقاضای منطقی خود به دیگران
7) تغییر رفتارهای نامناسب دیگران به خود
8) جلوگیری از پایمال شدن حقوق افراد
در واقع ابراز وجود، به رفتارهای مناسب اجتماعی گفته میشود که باعث حذف موانع موجود در رسیدن به اهداف فرد میگردد. این مفهوم به این معنی است که فرد، با جرأت بتواند احساسات مثبت یا منفی خود را ابراز کند. لازاروس (1971) این توانایی را رهایی هیجانی 59نامیده است، او ابراز وجود را دارای کارکردهای زیر میداند:
الف: رد تقاضاهایی که فرد قادر یا مایل به انجام آن نیست.
ب: جلب محبت دیگران و بیان احساسات خود و مطرح کردن تقاضاهایی که دارد.
ج: شروع گفتگو، ادامه دادن به صحبتها، خاتمه دادن به کلام (هارجی، ساندرز و دیکسون، 2000؛ ترجمهی خشایار بیگی و مهرداد فیروزبخت، 1384: 31-30).
2-2-2-8- گسترهی ابراز وجود
توجه زیاد به ابراز وجود در عمل آموزشی، نه تنها به حوزهی مدارس متوسطه بلکه به مقاطع بالاتر یعنی دانشگاه هم راه پیدا کرده است. همانطور که اشاره شد، مطالعهی ابراز وجود به عنوان یک پدیده در اواسط قرن 20 آغاز شد. شکلگیری مطالعهی تجربی از این ساختار روانی به عملکرد بالینی گره خورده است. بدین معنی که تعدادی از روانشناسان و رواندرمانگران طی مطالعاتشان به این نتیجه رسیدند که اکثر بیماران عصبی و افسرده و افرادیکه از احساس ناامنی، تنهایی و نقص در ارتباطات اجتماعی رنج میبرند، دچار عدم قاطعیت و ناتوانی در ابراز وجود هستند. در واقع رابطه بین بیماریهای روانی و فقدان مهارتهای قاطعانه در بیماران، درمانگران را به سوی این ایده هدایت کرد که ناتوانی در بروز احساسات خود، از جمله احساس خشم، تنفر و محبت، باعث اختلالات عصبی – روانی در فرد میشود (آلبرتی و ایمونز، 2002؛ ترجمهی مهدی قراچهداغی، 1389: 12)
از دیدگاه ماخیجا و سینگ 60(2010) ابراز وجود یک جزء اساسی از اعتماد به نفس است. اگر ابراز وجود، اعتماد به نفس را افزایش دهد، اعتماد به نفس نیز ابراز خود را افزایش میدهد. آنها همچنین اظهار کردند، آموزش ابراز وجود علاوه بر تمرکز به رفتارهای آشکار مانند (تماس چشمی، وضعیت ایستادن و نوسانات صدا) بر روی تعاملات اجتماعی و نحوهی تفکر افراد نیز تأکید میکند.
پاییزی و همکاران (1386) اظهار کردند، ابراز وجود میتواند، برشادی و بهزیستی افراد اثر داشته باشد. دانشآموزان پس از آموزش مهارتهای ابراز وجود، نگرش و ارزیابی مثبتی نسبت به خود و در خصوص زندگی گذشتهی خود پیدا میکنند. آنان با به کارگیری مهارتهای ابراز وجود، توانایی و ظرفیت اداره و کنترل تقاضاهای پیچیدهی زندگی روزمره را دارا میشوند و بر این اساس میتوان حدس زد که پیوندهای بین فردی آنها کیفیت بالایی پیدا کرده است. آلبرتی و ایمونز (1982) بیان کردند، افراد دارای توانایی ابراز وجود و قاطعیت به آینده خوشبین میشوند، زیرا رفتار ابرازمند به آنها کمک میکند تا از زندگی و روابط با دیگران لذت ببرند و در مقابل هیجانات منفی از قبیل غم، خشم، نگرانی و فشارهای روانی به طور سازنده مقابله کنند. آنان برای زندگی خود، هدفهایی را در نظر میگیرند و برنامههای زندگیشان را بر پایهی آن اهداف تهیه و تدوین میکنند و در راستای رسیدن به آن، چالشها را میپذیرند و به کار و فعالیت علاقهمند میشوند. به اعتقاد پژوهشگران آموزش ابراز وجود نه ساده است نه ساده انگارانه، لیکن هر تغییر جزئی در رفتار ممکن است اثری کلی در رابطهی افراد با یکدیگر و تصویر ذهنیای که از خود دارند داشته باشد. البته این امکان وجود دارد که در اوایل آموزش شخص مورد آزمون، بی تناسب قاطعیت به خرج دهد اما به مرور زمان یاد خواهد گرفت که رفتار خود را متناسب با موقعیت تنظیم نماید. در واقع این حق وجود دارد تا نیازها، خواستهها و احساسات فرد به دیگران ابراز شود ولی به رغم موفقیتهای فراوان هنوز جامعه به ابراز وجود کردن پاداش چندانی نمیدهد (لیندنفیلد61، 2001؛ زهرا بهفر و اعظم نوفرستی، 1388: 44).

2-2-2-9- اجزاء رفتار مبتنی بر ابراز وجود
روانشناسان رفتاری، با بررسیهای منظم به این نتیجه رسیدند که رفتارهای مبتنی بر ابراز وجود از ویژگیهای متعددی برخوردارند. که در زیر به شرح برخی از این عوامل میپردازیم:
1) تماس چشمی: یکی از بارزترین جنبههای رفتاری، هنگام گفت و گو با اشخاص این است که ما به کجا نگاه میکنیم. اگر مستقیما در چشمان کسی که با او حرف میزنیم، نگاه کنیم میتوانیم صمیمی بودن خود را به او انتقال دهیم. اما اگر هنگام گفت و گو با اشخاص، به جای دیگری خیره شویم، نامطمئن بودن خود را القاء کردیم و اگر بیش از اندازه در چشمان فرد نگاه کنیم، احساس بدی پیدا میکند و به این نتیجه میرسد که او را زیر حمله قرار دادیم. اهمیت تماس چشمی در برقراری روابط اجتماعی و ابراز وجود، به رسمیت شناخته شده است. نگاه آرام و پیوسته و گاه برگرفتن این نگاه، به گفت و گو حالت مشخصتر و دوستانهتری میدهد و بر صمیمیت، احترام و صراحت سخن میافزاید.
رس و گراهام سه نوع نگاه را مطرح میکنند که عبارت است از:
الف. نگاه کاری: این نوع نگاه، محدود است به ناحیهی چشمها و به طرف بالا تا پیشانی امتداد مییابد.
ب‌. نگاه اجتماعی: محدود است به ناحیهی چشمها و به طرف دهان و چانه.
ج‌. نگاه صمیمی: از چشمها شروع و تا پایین پاها ادامه مییابد (رس و گراهام، 1991؛ ترجمهی منیجه شهنی ییلاق و علیرضا رضایی، 1380: 137).
2) حالت صورت: ابراز وجود مؤثر، باید با پیامی که مخابره میشود سازش و همخوانی داشته باشد. پیام صریح، زمانی بیشترین اثر را میگذارد که با چهرهای جدی مطرح شود.
3) لحن و بلندی و کوتاهی صدا: طرز استفاده از صدا عنصری حیاتی در ارتباطات ماست. کلامی که با دندانهای به هم فشرده و در حال عصبانیت به زبان رانده میشود، با پیامی که در حالت خوش از دهان بیرون میآید، یا در حالت ترس نجوا میکنیم، تفاوت کلی دارد. لحن صدا به سادهترین شکل ممکن ذهنیت گوینده را مشخص میسازد. در واقع ما میتوانیم با لحن صدای خود، خشم، مهر و علاقه خود را به دیگران ابراز کنیم. اگر بتوانیم از لحن صدای خود استفادهی مؤثر کنیم، به ابزاری قدرتمند در ابراز وجود کردن دست مییابیم.
4) روانی: برای انتقال پیام، باید بتوانیم به روانی صحبت کنیم. لازم نیست که مدتی طولانی و به سرعت درباره موضوعی حرف بزنیم و یا ضمن صحبت، مکثهای طولانی کنیم. اظهارات کوتاه، صریح و روشن به سادگی بیشتری درک میشوند و به مراتب از سخن توأم با مکثهای طولانی و لکنت بهتر هستند.
5) گوش دادن: گرچه برقراری تماس چشمی و برخی از حالات بدن، مانند سر تکان دادن به علامت تأیید، اغلب مهم و بهجا هستند. اما گوش دادن، نشانهی احترام به شخصی است که با ما صحبت میکند و مانع از آن میشود که برای لحظهای از ابراز وجود کردن و بیان احساسات خویش خودداری نمائیم.
سالتر بر اساس تجربیات بالینی خود تعدادی از ویژگیهای افراد دارای شخصیت قاطعانه را شناسایی کرد که این ویژگیها عبارتند است از:

1) بیان عاطفی، که عبارت است از ابراز آشکار احساسات خود.
2) توانایی مخالفت و مقابله باعقاید دیگران از طریق بیان مستقیم و روشن دیدگاههای خود.
3) پذیرفتن تعریف و تمجید دیگران به عنوان نشانهای از احترام به خود (آلبرتی و آمونز، 2002؛ ترجمهی مهدی قراچهداغی، 1389: 77).
سیکلهای رفتاری تکرار میشوند و تا وقتی دخالت قاطعانهای صورت نگیرد، این وضع به همین شکل باقی میماند. اشخاصی که مدت زیادی ابراز وجود نکردند، اغلب به خود توجه ندارند. رفتار آنها در قبال دیگران نیز ممکن است با دشواری همراه باشد. این دسته از اشخاص، ارزیابی ضعیفی از خود دارند، رفتار آنها خودویرانگر است و باعث بازخورد منفی از سوی دیگران و مجددا انتقاد از خویشتن میشود. اما با قاطعیت میتوان این سیکل را معکوس کرد. رفتار حقطلبانه واکنش مثبت بیشتر افراد را به همراه دارد و این بازخورد مثبت، به ارزیابی بهتری از خود منجر میگردد (بذله، ترخان و شیخمحمودی62، 2012).

2-2-2-10- تفاوتهای جنسیتی در ابراز وجود
کرن63 و همکاران (1985) معتقدند”پس از بررسی چهارده تحقیق در زمینهی واکنشهای افراد به ابراز وجود مردان و زنان، متوجه شدند که در ده مورد آنها تفاوتی بین زنان و مردان به دست نیامده بود. پنج مورد از تحقیقات نشان دادند که مردم ارزیابی مطلوبتری از ابراز وجود مردان داشتند و در یک بررسی ابراز وجود زنان مطلوبتر تلقی میشد. آنها در بررسیهای بعدی خود دریافتند، که ارزیابی مردم از از ابراز وجود زنان تابع نگرش آنهاست. افرادیکه زنها را محافظه کار میدیدند ابراز وجود آنها را بیارزش میدانستند. اما کسانی که در مورد زنان نگرش بلندنظرانه داشتند، تحت تأثیر جنسیت آنان قرار نمیگرفتند. آنها در پژوهشهای خود به این نتیجه رسیدند که ابراز وجود یکی از مشخصههای نقش مردانه است و زنانی که در پرسشنامهی نقش جنسیتی نمرات بالاتری آوردند، در آزمون ابراز وجود هم نمرات بالاتری داشتند ” (به نقل از مهربند1380: 16).
استیک و پرلمن64 (1980) اظهار کردند، از آنجا که پسران، تعاملات اجتماعی بیشتری نسبت به دختران دارند و جامعه نیز

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...