بحث :پایان نامه رایگان روانشناسی-رابطه هوش هيجاني و رضايت زناشويي

بحث :

از آغاز دهه 1990بحث در زمينه اثرات روان شناختي هيجان و كاركردهاي انطباقي آن و نيز ماهيت رابطه هيجان و شناخت با معرفي مفهوم تازه اي با نام هوش هيجاني ابعاد تازه اي به خود گرفت  و در واقع مفهوم هوش هيجاني آخرين پيشرفت در زمينه فهم رابطه بين هيجان وتفكر بوده و محققان بر اين باورند كه كاربرد مفهوم هوش يك استعاره مناسب براي سازه اي است كه از آن با نام هوش هيجاني ياد مي شود. پژوهش ها نشان داده اند كه آموزش مهارت هاي هيجاني و اجتماعي به عنوان مدلي از مداخله كه به تعبيري تقويت هوش هيجاني ناميده مي شود ، نقش مهمي در بهبود كيفيت روابط بين فردي و اجتماعي ايفا مي كند. به ويژه اين اثر در زمينه طرح واجراي برنامه هاي پيش‌گيرانه مربوط به ناسازگاري و تعارض هاي زناشويي، و نيز مواجهه با بحران طلاق به شكل چشمگير تر بوده است .

اساساً وجود يك ازدواج رضامندانه محل تلاقي و تبادل احساسات و عواطف مثبت بين زوج ها است و تشكيل خانواده بهنجار نقش مهمي در سلامت و بهزيستي كل جامعه دارد . ازاينروست كه محققان براين باورند كه هوش هيجاني يا حداقل برخي از جنبه هاي آن ظرفيت غني سازي يك ازدواج سازگارانه و توأم با رضايت مطلوب و با ثبات را دارد ، و زوج ها به مثابه نيروي تعيين كننده جهت و شيوه حركت خانواده در چرخه زندگي نقش بنيادي ايفا مي كنند. در نتيجه بايستي هوش هيجاني مشترك بين دو همسر را پروراندتا از اين طريق احتمال تشريك مساعي آنان براي كسب رضامندي زناشويي بيش‌تر و حل مسائل ، افزايش يابد .

يافته هاي پژوهش نشان داد كه در كل گروه نمونه در مؤلفه هاي هوش هيجاني: مسئوليت پذيري، همدلي و روابط بين فردي بالاترين ميانگين و در سه شاخص انعطاف پذيري ، خود ابرازي و واقع گرايي پائين ترين  ميانگين را داشته اند، همچنين پژوهش نشان داد كه در كل گروه نمونه در مؤلفه هاي رضامندي زناشويي « نقشهاي مساوات طلبي ، فعاليت هاي اوقات فراغت بالاترين ميانگين و در سه شاخص تحريف آرماني ، مسائل شخصيتي و خانواده و دوستان پائين ترين ميانگين را داشته اند . اين يافته ها تا حدودي پژوهش برجعلي و همكاران (1385) را تائيد مي كند.

پژوهش حاضر ، نشان داد كه بين هوش هيجاني،‌همبستگي معني داري (01/0P< و 05/0P<) با رضايت مندي زناشويي وجود دارد . اسكات و مالوف (1998)، 37 زوج داوطلب را در پژوهشي مورد بررسي قرار دادند . شركت كنندگاني كه نمرات برتري در هوش هيجاني بدست آوردند به نحو معني داري از رضايت زناشويي بالاتري برخوردار بودند .علاوه براين افرادي كه نمرات برتري در هوش هيجاني، به همسرانشان داده بودند نيز به نحو معني داري از رضايت زناشويي بيشتري بهره مند بودند. در مجموع، نتايج اين پژوهش نيز تائيد مي كند كه هوش هيجاني با ارتباطات بين فردي و رضايت زناشويي همبستگي دارد . نتايج اين پژوهش با يافته هاي محرابيان (2000) ، اسكات و مالوف (1998) ، فيرز (2001) ، برجعلي وهمكاران (1385) ، گلمن (1995) همسويي دارد.

نتايج پژوهش نشان داد بين زوج هاي فرهنگي و غير فرهنگي تفاوت معني داري (05/0P<) وجود دارد . بين مؤلفه هاي خوشبختي ، خودشكوفايي ، روابط بين فردي ، عزت نفس ، انعطاف پذيري ، مسئوليت پذيري و همدلي تفاوت معني داري وجود دارد و در ساير مؤلفه ها تفاوت هاي معني داري ديده نشد . اين بدان معناست كه زنان و مردان كه توانايي شناخت و فهم هيجانات خود را دارند از تأثير آنها بر يكديگر آگاهند و به اين لحاظ احساس رضايت زناشويي بيشتري دارند. چنين افرادي در مهار و مديريت هيجانات خود وهمسرانشان توانا ترند وبه اين لحاظ احساس رضايت بيشتري دارند. زوج هايي كه مهارت هاي اجتماعي بالايي دارند مي توانند با استفاده از روش‌هاي مؤثر و مناسب ، روابط بين فردي و خصوصاً روابط زناشويي را مديريت نمايند و همسراني قابل اعتماد و آرامش بخش باشند. البته درپژوهش حاضر تفاوت بين دو متغير، از پژوهش اسكات و مالوف (1998) كمتر است كه مي تواند علل مختلفي داشته باشد.

همچنين دراين پژوهش بين ابعاد هوش هيجاني و طول مدت ازدواج تفاوت معني‌داري (05/0P<) در مؤلفه هاي خوشبختي ، روابط بين فردي ، مسئوليت پذيري ، همدلي و خود ابرازي وجود دارد و در ساير مولفه هاي هوش هيجاني تفاوت معناداري ديده نشد . لذا اين امكان وجود دارد كه زوج هاي شركت كننده به دلايل فرهنگي و تحت تأثير سوءگيريهاي محافظه كارانه كمتر از توانايي واقعي خويش ،‌خود را ارزيابي نموده باشند. از سوي ديگر ممكن است سئوالات مربوط به مؤلفه هاي هوش هيجاني با فرهنگ جامعه ما همگون و هماهنگ نباشد و رفتارها و نمادهاي ديگري نشان دهنده مؤلفه هاي هيجاني باشد .

همچنين دراين پژوهش بين ابعاد رضايت مندي زناشويي ( تحريف آرماني، رضايت زناشويي ، رابطه جنسي، جهت گيري مذهبي ) با مدت ازدواج تفاوت معني‌داري (05/0P<) وجود دارد و در ساير مؤلفه هاي رضايت مندي زناشويي و طبقه هاي طول مدت ازدواج تفاوت معني داري ديده نشد. تجزيه و تحليل نشان مي دهد علت هاي مختلفي مي تواند در رضايت مندي زناشويي مطرح باشد ، به نظر مي رسد كه دراين زمينه بايد مطالعات گسترده اي انجام شود زيرا مؤلفه ها مي تواند بسيار متأثر از فرهنگ غالب و رايج جامعه باشد .

 

 

 

پيشنهادات :

با توجه به يافته هاي اين پژوهش و ساير مطالعات دراين زمينه اين نكته قابل تائيد است كه با فراهم ساختن زمينه مناسب مسئولان فرهنگي ، رسانه هاي ارتباطي و مسئولان بهداشت رواني جامعه مي توانند آموزش روش هاي اكتسابي هوش هيجاني را در برنامه خود قرار دهند وبا برگزاري برنامه هاي آموزش هوش هيجاني امكان كسب و ارتقاء توانايي هاي آن را در زوج هاي جوان و جواناني كه در آستانه ازدواج قرار دارند فراهم نمايند و بديهي است كه انجام يك پژوهش در اين زمينه كافي نيست و انجام پژوهش هايي در زمينه هنجاريابي مقياس هاي فرا فرهنگي هوش هيجاني و رضايت‌مندي زناشويي ضروري است . همچنين بررسي هوش هيجاني در اقشار مختلف در كنار بررسي روش هاي افزايش هوش هيجاني و رضايت مندي زناشويي ،‌مي تواند راهبردهاي مناسبي جهت بهبود كيفيت روابط اعضاي خانواده و جامعه و پيش گيري از اختلافات خانوادگي را ارايه دهد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Abstract:

Introduction: Considering the theoretical and practical concepts of studies related to affection and cognition, in addition to research findings in field of emotional intelligence, marital satisfaction and the structural relationship between these two concepts, is the basis for drawing out strategies and programs aimed at preventing marital problems.

Aim: this study has focused on the relation between emotional intelligence and satisfaction in marital life among teachers and lays. A correlation study format was used. 326 participants were included via randomized cluster sampling, and were tested based on the theories and aims of the study. Instruments used in this study were the Bar-on emotional questionnaire and the ENRICH marital satisfaction scale. The findings of this study were analyzed by descriptive statistics and the F and Pearson correlation coefficients were used.

Findings: A significant correlation (P<0.01 and P<0.5) was observed between emotional intelligence and marital satisfaction. In addition, a significant difference was found between the elements of emotional intelligence (Happiness, self-actualization, interpersonal relationship, self-regard, flexibility, and empathy) and marital satisfaction (P<0.5).

Conclusion: This study shows that emotional intelligence is a basic and influential structure in improvement and reinforcement of satisfactory marital relation.

 

Keywords: Emotional Intelligence, Marital satisfaction, Teachers, lays.

 

 

 

 

 

References:

  • Golman D:Emotinal Intelligence. Bantam Books, New York, 1995. P: 277-390.
  • Bar-On R, Parker J.D.A: Emotional intelligence. Sanfrancisco: Jossy-Bass, 2000, P: 24-185.
  • سياروچي. ژوزف ، فورگاس . ژوزف ، ماير.جان. هوش عاطفي در زندگي روزمره . ترجمه اصغر نوري امام زاده اي و حبيب ا… نصيري. انتشارات نوشته (1383) صفحات 74-60 و 184-165.
  • B, Sadock V: Kaplan & Sadock’s Comprehensive text book of Psychiatry. Philadelphia. 2000, P: 446-462. 2004, P:535-537.
  • Ciarrochi, J, Forgas, J.P & Mayer, J.D: Emotional Intelligence in everyday life. Philadelphia: Taylor & Francis (2001), P: 18-35.
  • گلمن . دانيل ، هوش عاطفي ، ترجمة حميدرضا بلوچ . انتشارات جيحون (1379) ، صفحات 281-279.
  • Bar-On, R: Bar-on emotional outient inventory. Toronto: Multi Health System Inc. 2000 P:3-85.
  • Salorey P, Mayer J.D:Emotional Intelligence, imagination, cognition and personality. 1999. P:18-180.
  • Qinza. J. Attachment Styles and emotional intelligence in marital satisfaction among Pakistani men and women. Tennessee State University .BAI A 67 / 01 P 105 July 2006.
  • Bricker Dale. The link between marital satisfaction and emotional intelligence , University of Johannesburg Department Psychology. Dec 2005.
  • Brackett Marc .A, Warner Rebecca.M , Bosco. Jennifer S. Emotional intelligence and relationship quality among couples. Personal Relationships. 12(2), 197-212. June 2005.
  • Cordova . James. V, Christina . Gee. B, Warren . Lisa. Z. EQ and Marital Satisfaction. IRISH MANAGEMENT INSTITUTE. March 2005.
  • دكتر ثنائي . باقر. مقياس هاي سنجش خانواده و ازدواج . انتشارات بعثت . (1379) . صفحات  28-19

 

این تکه ای از پایان نامه رایگان کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی با عنوان بررسي رابطه هوش هيجاني و رضايت زناشويي 110صفحه  می باشد برای دیدن بقیه قسمت ها می توانید از قسمت بالای سایت کلمه کلیدی مورد نظر را سرچ کنید

دانلود رایگان پایان نامه های رشته علوم تربیتی روانشناسی و مشاوره

سایت ما حاوی تعداد زیادی پایان نامه رایگان در رشته روانشناسی و علوم تربیتی و مشاوره می باشد می توانید از قسمت دسته بندی که در بالای سایت قرار دارد بقیه پایان نامه ها را هم ببینید و از متن کامل آنها استفاده نمایید

برای دانلود متن کامل پایان نامه های جدید کارشناسی ارشد روانشناسی و علوم تربیتی  می توانید لینک زیر را هم ببینید :

قسمت اول لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  176 پایان نامه

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...

Add a Comment