اُمید، رضایت، دانشجویان، تحقیقی، اُمیدواری، زنان

حمایت اطرافیان و دوستان خود نیاز دارند تا احساس امنیت کنند. لذا هر چه احساس حمایت و انسجام از سوی دیگران در افراد بیشتر باشد میزان اُمیدواری آنان نیز افزایش می یابد و احساس انسجام و حمایت اجتماعی به دو روش، رضایت از زندگی و اُمیدواری را متأثر می سازد؛ به شکل مستقیم و به صورت غیر مستقیم (وان لیون و همکاران، 2010). تأثیر مستقیم یا تأثیر عمومی حمایت اجتماعی بر رضایت زندگی است که در این روش بدون در نظر گرفتن میزان پریشانی تجربه شده از جانب فرد، بر رضایت از زندگی تأثیر می گذارد و روش دوم شامل تأثیر غیر مستقیم یا تأثیر میانجی است که از افراد در مقابل تأثیرات منفی در شرایط استرس زا محافظت می کند ( عسکری و شرف الدین، 1387).
در واقع، احساس حمایت و انسجام یک کمک دو جانبه است که موجب خلق تصور مثبت از خود، پذیرش خود و اُمیدواری، احساس عشق و رضایت مندی می گردد و اضطراب را کاهش می دهد و تمام اینها به فرد فرصت خودشکوفایی و رشد را می دهد (قنواتیان و همکاران، 1381).
بررسی ها نشان داده است که اُمیدواری واریانس بی بدیلی برای خوش بین به وجود می آورد و می تواند کمک خوبی به پیش بینی متغیر های مختلف داشته باشد (قریشی، 1388).
اسلامی نسب (1373)، معتقد است که اُمیدواری بر کیفیت روابط با دیگران تأثیر می گذارد؛ به طوریکه افراد نااُمید به ندرت می توانند با دیگران ارتباط رضایت بخشی برقرار کنند؛ پس همواره احساس تنهایی کردهو در انتظار شکست به سر می برند و وقایع کوچک را بسیار بد تعبیر می کنند.
اُمید به عنوان یک استراتژی کنار آمدن در حوزه های مختلف تحصیلی، ورزشی، سلامت روان، شغل و کار ایجاد شده است و از بین سازه های مثبت (مثل خوش بینی)، که در سلامت جسمانی و روانی موثر می باشند، سازه اُمید توجه فزاینده ای را به خود اختصاص داده است (پترسون، گرهارد و رود ،2005).
اُمید با سلامت روانی و جسمی که با انواع مقیاس ها مانند پاسخ مثبت به مداخلۀ پزشکی سلامت ذهنی، خُلق مثبت، پرهیز ازرویدادهای پُر فشار زندگی، نشاط و شادکامی در امور زندگی و مسأله گشایی همبستگی مثبت داردو آنها را پبش بینی می کند (کار ، 1384؛ترجمه مهرداد کلانتری). یکی از ویژگی های آدمی این است که با اتکا به اُمید و آینده زندگی می کند و فردی که به آینده اُمید ندارد محکوم به فنا است (فرانکل، 1958؛ ترجمه میلانی و صالحیان، 1377).
افراد اُمیدوار، معناهای مورد نظر خود را به شکل موفقیت آمیزی دنبال می کنند و در نتیجه هیجان های مثبت بیشتری را تجربه می کنند. افراد دارای سطح اُمید پایین در رویارویی با مشکلات برای رسیدن به معناهای مورد نظر خود مشکل دارند. و در نتیجه هیجان های منفی بیشتری را تجربه می کنند. اُمید عامل مؤثری در دستیابی به موفقیت های اجتماعی است. نداشتن اُمید به زندگی یا پائین بودن آن، موجب می شود که فرد احساس کارآیی و خود کارآمدی پائینی داشته باشد، عزت نفسش کاهش یابد وبه این ترتیب تلاش برای پیشرفت در زندگی را بیهوده بداند و در نتیجه موفقیت های کمتری بدست آورد (اشنایدر، 2002).
رآب (2007)، می نویسد که آموزش اُمید تا اندازه معینی خاصیت پیشگیری دارد. اُمید با اضطراب همبستگی منفی دارد و مانع تصورات آسیب پذیری و اختلالات اضطرابی و عدم پیش بینی می شود (اشنایدر و همکاران، 1999). به علاوه کسانی که اُمید بالایی دارند، در توانایی بیشتری برای حل مسائل اجتماعی خود هستند تا کسانی که دچار اُمید پائین هستند (چانگ ، 1998؛ به نقل از بهاری).
اُمید علائم و آثار متعددی به جای می گذارد. از نظر جسمی؛ فرد اُمیدوار پُر انرژی بوده و زندگی را توأم با خوشی، رفاه و سلامت سپری می کند و فردی است مُدعی، سرزنده و آماده رویارویی با خطرات، از نظر احساس؛ خوش بین، شاداب، آرام، هماهنگ، باوقار عاری از اضطراب و احساس گناه و عصبانیت است، از نظر هوشی او فردی است هُشیار و دارای قضاوت مُدلل و واقع بین و همچنین دارای تفکر، آزادی انتخاب و کنترل زندگی است. در بُعد اجتماعی متمایل به برقراری ارتباط و فعالیت با دیگران است و در بُعد روانی دارای فلسفه معنی دار و هدفمند در زندگی است (بک و همکاران؛ به نقل از باقرپور، 1386).
از دیدگاه اریک فروم اُمید پدیده ای متناقص است نه انتظاری است انفعالی یا کُنش پذیر، و نه نیرویی غیر واقع بینانه که بتواند شرایط ناممکن را به وجود آورد. اُمید آمادگی برای لحظات واقع نشده است و اُمید نسبت به چیزی که وجود ندارد و نمی تواند وجود داشته باشد، بی معنی است. کسانی که اُمیدشان ضعیف است یا به تن پروری می اندیشند یا به اغتشاش. اما کسانی که اُمیدشان نیرومند است، نشانه های زندگی تازه را می بیینند و هر لحظه آماده هستند تا بتوانند چیزی که آماده زاده شدن است یاری می دهند. اُمیدوار بودن حالت و کیفیفتی از بودن است. آمادگی متراکم و هنوز مصرف نشده ای برای فعالیت است.
2-2٥ ابعاد اُمید:
هرت (1991)، ابعاد تکراری اُمید از جمله بُعد عاطفی، شناختی، رفتاری، ارتباطی، زمانی و زمینه ای را به 3 بُعد جدید تقسیم بندی نمود:
1- بُعد شناختی و زمانی: این بُعد در اصل ثبت یک موقعیت فعلی یا آتی است که در آن فرد با این سوال مواجه می شود که آیا تقاضای او در یک دوره زمانی کوتاه مدت یا طولانی به تحقق خواهد پیوست.
2- آمادگی و انتظار مثبت درونی: بُعد هیجانی و رفتاری همراه با احساس و انتظار قابل اطمینان نسبت به رخدادهای آتی که منجر به احساس آمادگی برای دنبال کردن طرحی برای دستیابی به اهداف و نیازها می گردد.
3-ارتباط درونی با خود و دیگران: بُعد ارتباطی و زمینه ای که در آن فرد به اهمیت وابستگی به دیگران یل خود (Self)، یک تفکر و روح مقدس توجه می کنند و این خود به توانایی برای رویارویی با موقعیت های دشوار می انجامد.

2-٢٦ پیشینه تحقیق:
فلاح زاده و هادیان (1384)، در پژوهشی به بررسی “مقایسه اُمید به زندگی در مردان و زنان استان یزد در سال های 1382-1375” پرداختند. نتایج نشان دهنده این بود که اُمید به زندگی در مردان و زنان در سال 1382 نسبت به سال 1375 افزایش داشته و این افزایش در زنان بیشتر از مردان بوده است.
امجدیان (1384)، در پژوهشی به بررسی “تأثیر پتانسیل آنومی و زمینه های بروز آن در شهرستان کرمانشاه” پرداخت که نتایج بیانگر این بود که کسانی که اُمید به آینده ندارند بیشتر تحت تأثیر قرار می گیرند و این امر بر اعتماد اجتماعی آنها تأثیر منفی بر جای می گذارد.
خوشحالی، محجوب (1385)، در پژوهشی تحت عنوان “محاسبه اُمید به زندگی زنان و مردان در شهرستان های مختلف استان همدان و برازش مدل به آن” پرداختند. که مقایسه نتایج حاصل از این پژوهش با آخرین برآوردهای کشوری در سال مربوطه حاکی از مناسب بودن وضعیت بهداشتی، اجتماعی و اقتصادی در استان همدان بود.
سهراب زاده (1386)، تحقیقی با عنوان “اثربخشی معنادرمانی به شیوه گروهی بر افزایش اُمید به زندگی بیماران سرطانی بیمارستان شفای اهواز” انجام داد. و یافته های بیانگر این بود بین میانگین های پس آزمون گروه آزمایش و گروه گواه تفاوت معناداری وجود دارد.
حسینیان، سودانی و مهدی زاده هنرمند (1387)، به بررسی “اثر بخشی معنا درمانی گروهی بر اُمید به زندگی بیماران سرطانی بیمارستان شفای شهر اهواز” پرداختند. نتایج این پژوهش نشان دهنده آن بود که معنا درمانی به شیوه گروهی باعث افزایش اُمید به زندگی در مبتلایان شد.
حمیدی (1387)، به بررسی “تأثیر آموزش گروهی اُمید به زوجینی که به مراکز مشاوره مراجعه می کنند” پرداخت و نتایج بیانگر این بود که بین آموزش گروهی اُمید و کاهش تعارضات زناشویی رابطه معناداری وجود دارد.
علاءالدینی (1387)، در تحقیقی با عنوان “تأثیر اُمید درمانی بر میزان افسردگی دانشجویان دختر دانشگاه اصفهان با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون” پرداخت و در یافت که هر چه مؤلفه اُمید در دانشجویان بیشتر باشد افسردگی کاهش می یابد و هر چه اُمید و اُمیدواری کمتر باشد افسردگی در دانشجویان افزایش می یابد.
محمدی و بهروزی (1387)، در تحقیقی با عنوان”بررسی رابطه معنای زندگی و اُمیدواری در دانشجویان دانشگاه شیراز” پرداخت. نتایج نشان داد که بین دختران و پسران از لحاظ اُمیدواری تفاوت معناداری وجود دارد. به عبارتی دختران از لحاظ میزان اُمیدواری نسبت به پسران نمره بیشتری بدست آورده اند.
بیجاری (1388)، در پژوهشی به منظور “بررسی اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر رویکرد اُمید بر افزایش میزان اُمید به زندگی زنان مبتلا به سرطان پستان” انجام داده و یافته ها بیانگر این بود که گروه درمانی مبتنی بر رویکرد اُمید درمانی در مقایسه با گروه گواه به طور معناداری موجب افزایش اُمید به زندگی و کاهش افسردگی می شود.
بهاری (1388)، در تحقیق خود به بررسی “تأثیر مؤلفه اُمید و بخشش در زوجین در آستانه طلاق” پرداخت که نتیجه تحقیق بیانگر این بود که کاربُرد مداخلات اُمید و بخشش و ترکیب آنها در مقایسه با گروه کنترل در کاهش کلی تعارض زناشویی زوج های متقاضی طلاق تأثیر معنادار نداشته اند (072/0=P). اما واکنش های هیجانی زوج های گروه اُمید و بخشش را به طور معناداری (260/0 و470/0=P) کاهش داده است.
چراتی، خاکسار، خسروی و زلیکانی (1389)، در تحقیقی تحت عنوان “تعیین و روند تغییرات اُمید به زندگی مردم شهر ساری طی سال های 1389-1384 پرداختند که با توجه به یافته ها تغییرات اُمید به زندگی در طول 6 سال روند افزایشی داشته است و بنابراین توجه به شاخص های سلامت در بدو تولد، سلامت روان و بهداشت در زنان، کاهش سوانح و غیره از معیارهای افزایش اُمید به زندگی بود.
رحیمیان (1388)، با انجام پژوهشی به این نتیجه رسید که افراد افراد نااُمید، افسرده و بی قرار و آنهایی که احساس تنهایی می کنند، غالباً از بی معنایی و پوچی زندگی شکایت دارند. در زندگی هیچ چیز آنها را به خود پایبند نمی سازد و برایشان ارزشی ندارد.
روحی زاده (1388)، در پژوهشی با هدف بررسی “رابطه اُمید به زندگی و رضایت زناشویی زنان شاغل در آموزش و پرورش رامهرمز” انجام داد. و نتایج نشان داد که بین اُمید به زندگی و زندگی زناشویی کارکنان زن رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. و با افزایش اُمید به زندگی، رضایت از مؤلفه های زناشویی افزایش می یابد ولی بین مؤلفه های زناشویی و اُمید به زندگی کارکنان زن رابطه معنی داری مشاهده نگردید.
شعاع کاظمی و مومنی جاوید (1388)، در پژوهشی تحت عنوان “بررسی رابطۀ بین کیفیت زندگی و اُمید به زندگی در بیماران مبتلا به سرطان بعد از عمل جراحی در نمونه 100 نفری زنان” پرداختند. داده های پژوهش حاکی از رابطۀ مثبت و معنادار بین اُمید به زندگی و کیفیت زندگی بود. بدین صورت که هر چه اُمید به زندگی بالاتر، کیفیت زندگی مطلوب تر خواهد بود و توان پیش بینی کیفیت زندگی بهتر از روی اُمید به زندگی وجود دارد.
عبادی و صالحی (1389)، در پژوهشی با عنوان “اثر نابرابری سرمایه انسانی در زنان و مردان بر اُمید به زندگی” پرداختند. نتایج بدست آمده با استفاده از ضریب جینی از یکسو، نشان دهنده کاهش نابرابری سرمایه ی انسانی در زنان و مردان در مناطق مختلف جهان و از جمله کشور ایران طی چهار دهۀ اخیر بوده و از سوی دیگر، مؤکد این مطلب است که در کشورهای در حال توسعه هر چه از نابرابری سرمایه انسانی در زنان و مردان کاسته شود اُمید به زندگی به طور معناداری افزایش می یابد. نکته قابل توجه و دستاورد مهم این پژوهش کاهش نابرابری سرمایه انسانی در زنان به طور معنا داری بیشتر از کاهش آن در مردان بر اُمید به زندگی تأثیر می گذارد.
غلامی، پاشا و سودانی (1388)، در تحقیقی به بررسی “اثر بخشی آموزش معنا درمانی گروهی بر اُمید به زندگی و سلامت عمومی بیماران دختر تالاسمی شهر اهواز پرداختند. نتایج نشان داد که آموزش معنا درمانی می تواند باعث افزایش اُمید به زندگی و سلامت عمومی بیماران گردد.
قاسمی، عابدی و باغبان (1388)، در تحقیقی به بررسی “اثربخشی آموزش گروهی مبتنی بر نظریۀ اُمید اشنایدر بر میزان شادکامی سالمندان شهر اصفهان” پرداختند. که نتایج نشان داد با در نظر گرفتن نمرات پیش آزمون به عنوان متغیر کمکی، مداخلات آموزش گروهی مبتنی بر نظریه اُمید اشنایدر منجر به افزایش شادکامی سالمندان شد.
قریشی (1388)، در تحقیقی به بررسی “سطح اُمیدواری دانشجویان ورودی های جدید و سال آخر رشته روانشناسی پرداخت که نتایج بیانگر این بود که میزان اُمیدواری در دانشجویان ورودی های جدید بر حسب جنسیت تفاوتی مشاهده نشد، ولی بین میزان اُمیدواری دانشجویان دختر و پسر سال آخر تفاوت معناداری وجود داشت.
مومنی (1388)، در پژوهشی به بررسی “رابطه کیفیت زندگی و اُمید به زندگی در بیماران مبتلا به سرطان بعد از عمل جراحی” پرداخت. داده های پژوهش حاکی از معناداری بین اُمید به زندگی و کیفیت زندگی بود. بدین صورت که هر چه اُمید به زندگی بالاتر، کیفیت زندگی مطلوب تر خواهد بود و بالعکس.درنتیجه توان پیش بینی کیفیت زندگی بهتر از روی اُمید به زندگی نیز وجود دارد.
هزار جیبی و صفری شالی ( 1388)، در تحقیقی با عنوان “بررسی رضایت از زندگی و جایگاه و احساس امنیت در آن؛ مطالعه در بین شهروندان تهرانی” پرداختند که نتایج حاکی از این بود که متغیر اُمید به ]ینده اجتماعی به واسطه اعتماد اجتماعی تأثیر فزاینده ای بر میزان رضایت افراد دارد که این نشان می دهد هر چه میزان اُمید به آینده اجتماعی بیشتر باشد، احساس اعتماد و در نهایت رضایت از زندگی بیشتر شده، در مقابل افرادی که اُمید زیادی به آینده و جامعه ندارند رضایت کمتری از زندگی دارند. در عین حال، اُمید به آینده فردی بر اُمید به آینده و جامعه تأثیر گذار بوده و از آن نیز تأثیر می پذیرد.
فرهادی ، رمضانی و قره خانی (1389)، در پژوهشی به بررسی “سلامت روان سالمندان، نقش بهزیستی معنوی و اُمیدواری” پرداختند که نتایج نشان داد که باورهای مذهبی و معنوی قوی همراه با اُمیدواری با افزایش آرامش، احساسات مثبت؛ تجارب خوشایند را افزایش و علایم ناخوشایند را کاهش می دهند.
محمدپور، خانعلی، یزدانی، محمودی و خسروی (1389)، در تحقیقی با عنوان “برآورد افزایش بالقوه اُمید به زندگی با حذف علل مرگ و میر در ایران در سال 1389” پرداختند. که نتایج تحقیق بیانگر این بود که میزان افزایش اُمید به زندگی بر حسب حذف نوع علل و گروه های سنی متفاوت می باشد و با حذف بیماریهای قلبی و عروقی و حوادث افزایش بیشتری در اُمید به زندگی ایجاد خواهد شد.
محمدی و همکاران (1389)، در تحقیقی با عنوان “مقایسه ی سلامت روان و اُمید به زندگی زنان شاغل و غیرشاغل استان آذربایجان غربی” پرداخت و یافته ها نشان داد بین اُمید به زندگی، اضطراب و نشانه های بدنی زنان شاغل و غیرشاغل تفاوت معناداری وجود ندارد. ولی این تفاوت در عملکرد اجتماعی معنادار است.
نادری و حسینی (1389)، در پژوهشی به بررسی “رابطه ی اُمید به زندگی و سرسختی روانشناختی در دانشجویان دختر و پسر دانشگاه آزاد اسلامی واحد گچساران” پرداختند. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون چند متغیری برای ترکیب خطی متغیرهای اُمید به زندگی، جنسیت، وضعیت تأهل وسن با سر سختی روانشناختی دانشجویان معنادار بود.
بالجانی، خشابی، امانپور و عظیمی (1390)، در تحقیقی تحت عنوان “بررسی ارتباط بین سلامت معنوی، مذهب و اُمید در بیماران مبتلا به سرطان” پرداختند. نتایج نشان داد که بین اُمید و اعمال مذهبی سازمان یافته، اعمال مذهبی غیر سازمان یافته (مناسکی فردی) و مذهب درونی رابطه معناداری وجود دارد.
عاشوری (1390)، در مقاله ای به بررسی “رابطه بین هویت کسب شده، شیوه فرزند پروری ادراک شده و میزان اُمید به زندگی با استرس ادراک شده در دانش آموزان دختر دوره متوسطۀ دبیرستان های سماء استان گیلان پرداخت. نتایج حاکی از آن بود که بین اُمید به زندگی و استرس ادراک شده رابطه منفی معنی داری وجود دارد، و بین هویت کسب شده، شیوه فرزند پروری ادراک شده و میزان اُمید به زندگی با استرس ادراک شده در دانش آموزان دختر دورۀ متوسطۀ دبیرستان های سماء گیلان رابطه وجود دارد.
علی پور و اعراب شیبانی (1390)، در تحقیقی به بررسی “رابطه اُمید و شادکامی با رضایت شغلی معلمان” پرداختند. که نتایج نشان داد که بین اُمید و شادکامی با رضایت شغلی رابطه معناداری وجود دارد.
سنقرآبادی، فتح آباد (1391)، به بررسی “نقش جهت گیری مذهبی و اُمید به زندگی در میزان رضایت از زندگی دانشجویان” پرداختند. که نتایج پژوهش بیانگر این بود که جهت گیری مذهبی درونی و اُمید به زندگی می تواند میزان رضایت از زندگی افراد را تبیین کند.
علیزاده اقدم (1391)، در پژوهشی به “بررسی میزان اُمید به آینده در بین دانشجویان و عوامل موثر بر آن” پرداخت. که نتایج تحقیق نشان داد اُمید به آینده در بین دانشجویان مقاطع تحصیلی مختلف با هم متفاوت بوده و همچنین نتایج تحقیق نشان داد که با اینکه اُمید به آینده بر عملکرد تحصیلی دانشجویان موثر بوده ولی از بین ویژگی های عمومی و فردی آنان فقط سن به صورت ضعیفی با اُمید به آینده ارتباط داشته است. در کل نتایج بیانگر این بود که اُمید به آینده در بین دانشجویان بیشتر از اینکه از ویژگی های فردی تأثیرمی پذیرفت از عوامل ساختاری متأثر بود.
علیزاده، رجایی و حسینی قصر (1391)، در پژوهشی با عنوان “اثربخشی اُمید درمانی گروهی بر افزایش اُمید به زندگی در مبتلایان به ویروس HIV” پرداختند. نتاج نشان داد که اُمید درمانی به شیوه گروهی به طور معناداری موجب افزایش اُمید به زندگی در مبتلایان به ویروس HIV

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...