ارضی، اصلاحات، اجتماعی، دهقانان، مشارکت، كشاورزی

ه می‌شود و لذا باید در رشته‌های غیرصنعتی، به‌ویژه کشاورزی، تحولات انقلابی صورت گیرد. روستو معتقد است که این تحولات عمیق باید به دست یک دولت مرکزی نیرومند صورت گیرد و مهم‌ترین این دگرگونی‌ها «اصلاحات ارضی» است. در این مرحله‌ی «ماقبل طیران» یک گروه اجتماعی جدید (نخبگان) پدید می‌آید که دربرگیرنده‌ی بازرگانان، روشنفکران و نظامیان است. این گروه اجتماعی جدید نیروی محرکه جامعه از «مرحله سنتی» به «مرحله صنعتی» است و میان آن با نیروهای «محافظه‌کار» و مدافعان «جامعه سنتی» تصادم رخ می‌دهد. به اعتقاد روستو این تعارض اگر کانالیزه نشود ممکن است به انقطاع‌ «وراثت اجتماعی» بینجامد.
روستو نقش استعمار و نواستعمار غرب را در کشورهای تحت سلطه می‌ستاید و معتقد است که «مدرنیزاسیون» دولت‌های غربی جوامع عقب‌مانده را به مسیر گذار (مرحله ماقبل طَیران) وارد ساخت. پس از این اصلاحات، جامعه وارد «مرحله طَیران» (Take- off) می‌شود. در «مرحله طیران» حکومت در دست «نخبگان» است.
حکومت‌گران «سنتی» که عاجز از تطبیق خود با وضعیت «طیران» هستند، از قدرت کنار زده می‌شوند و به‌علاوه بر اثر «اصلاحات ارضی» یک قشر جدید دهقانی پدید می‌آید که به توسعه بازار یاری می‌رساند و «طیران» را سرعت می‌بخشد. عالی‌ترین مرحله تکامل و در واقع «کمونیسم» روستو، که جامعه پس از «طیران» به آن خواهد رسید، «مرحله مصرف پایدار کالاها و خدمات» است که الگوی کامل آن جامعه ایالات متحده آمریکا می‌باشد!

2ـ1ـ1ـ7ـ نظريه ماكس وبر
الگوي طبقاتي وبر به مجموعه‌ای محدود مي‌شود كه متشكل از چهار طبقه است: نخست بورژوازي به دو طبقه تقسيم مي‌شود كه يكي دارايي بسيار زيادي را كنترل مي‌كند، يعني سرمايه‌داران بزرگ و ديگري دارايي توليدي تقريباً كمي را در اختيار دارد يعني خرده بورژوازي. وبر تهيدستان را نيز به دو طبقه تقسيم كرد: يكي آنان كه به جز نيروي كار ساده هيچ چيزي در اختيار ندارند و ديگر آن‌ها كه مهارت‌هاي باارزشي در مقام متخصص‌ها و تكنسين‌ها و كارمندان اداري يا يقه سفيدها براي فروش در بازار دارند. بنابراين بين بورژوازي بزرگ و توده پرولتارها دو طبقه متوسط نيز وجود دارد: مالكان كوچك و مستقل كارگاه‌ها و مزارع و شركت‌ها و طبقه حقوق‌بگيري كه معمولاً كارهاي يدي انجام نمي‌دهد و از آموزش‌ها و مهارت‌هايي برخوردار است. بحث از طبقه متوسط شايد مهم‌ترين مسأله در مناقشه بر سر ماهيت طبقات در جوامع جديد باشد. اگر فقط يك تفاوت بنيادي بين ماركس وبر در مورد موضوع ساختار طبقاتي وجود داشته باشد، تفاوت آراي آن‌ها درباره طبقه متوسط است خاصه بخش حقوق‌بگير غيريدي. البته هردو متفكر به‌طوركلي نسبت به سرنوشت قسمت خرده بورژوازي طبقه متوسط توافق نظر داشتند. از نظر ماركس خرده بورژوازي گروهي است كه به‌تدريج در فرآيند تجمع فزاينده دارايي مولد در دست سرمايه‌داران بزرگ از بين نمي‌رود. وبر نيز تأكيد مي‌كند احتمال اينكه افراد بتوانند مالك كسب و كار كوچكي شوند به‌طور فزاينده‌اي امكان‌ناپذير شده است. اما ماركس وبر در مورد طبقه حقوق‌بگير صاحب مهارت عقايدي كاملاً متمايز داشتند. ماركس اگرچه از وجود چنين طبقه‌اي آگاه بود اما در دوران او اين طبقه چندان گسترش پيدا نكرده بود. او ضمن آنكه به نقش منفي اين طبقه در مبارزات طبقه كارگر اشاره كرده بود اما ظاهراً معتقد نبود كه اينان طبقه مهمي باشند و در تحول نهايي جامعه به سمت سوسياليسم تأثيرگذار شوند.

2ـ1ـ1ـ8ـ نظریات مشارکت و توسعه
کلمه مشارکت معادل لاتین آن participation است و در همه ادیان بر اهمیت مشارکت تأکید فراوان شده است اصل مشارکت در برنامه‌ریزی توسعه همزمان با تکامل و اصلاح نگرش به مفهوم توسعه جایگاه بیشتری یافته است. به‌عبارت دیگر، تأکید بر اصل مشارکت در برنامه‌ریزی از این جهت است که توسعه بیش از همه به انگیزش و یادگیری نیازمند است و در بهبود و کفایت مستمر توانائی‌های درونی تجلی می‌یابد (رضوانی، 1383: 214) و با وجود قدمت آن در میان جوامع مختلف این واژه از اواخر دهه 1950 به وجود آمده و مدت‌ها طول کشید تا وارد عرصه روستایی شود.
مسأله مشارکت روستائیان در برنامه‌های توسعه روستایی موضوعی است که نقطه آغاز آن به دهه‌های 1970 و 1980 برمی‌گردد. رشد و گسترش راهبرد‌های توسعه مبتنی بر رشد اقتصادی و صنعتی شدن کشور‌های مغرب زمین و اتخاذ چنین استراتژی در بسیاری از کشورهای جهان سوم، موجب شد تا پیامد‌های منفی مانند مهاجرت و جابه‌جایی شدید جمعیتی، افزایش شکاف بین مناطق شهری و روستایی و غیره حادث شود. در نتیجه بسیاری از کشور‌ها و تئوریسین‌های توسعه، در صدد برآمدند تا نسبت به رهیافت‌های اتخاذ شده تجدیدنظر نمایند و تلاش‌هایی صورت گرفت تا کسانی که درنتیجه این فرایند توسعه و برنامه‌ریزی (از بالا به پائین) ضروری شده بودند در جهت اراده ملی متشکل شدند. از این‌رو موضوع مشارکت روستائیان و مکانیزم‌های جلب و به‌کارگیری آن‌ها در برنامه‌های توسعه روستایی مورد توجه واقع گردید. و مفهوم جدیدی از توسعه با عنوان توسعه مشارکتی وارد ادبیات شد (عفتی، 1372: 62).
مشارکت در واقع وسیله‌ای است تا مردم به کمک آن و بدون اتکای جدی بر نهادهای رسمی بتوانند بر مشکلات خود فایق آیند، یعنی خود اتکا شوند و نیاز‌های اساسی خود را رفع کنند. و در سال‌های اخیر نظریه‌پردازان با آزمون نظریه‌های موجود، نظریه مشارکت را متحول کردند تا به نظریه شراکت رسیدند. و بر طبق آن دولت و مردم باید مانند دو شریک با منافع مشترک و حقوق و اختیارات مساوی در کنار یکدیگر در تمامی امور توسعه و اداره امور ملی و محلی فعالیت کنند. در نظریه شراکت به‌جای اینکه دولت و مردم فراهم کننده یا تصمیم گیرنده باشند، هم دولت و هم مردم هردو کار را با هم انجام می‌دهند. دولت آنچه را که مردم نمی‌توانند فراهم کنند یا در مورد آن تصمیم بگیرند، فراهم می‌کند یا تصمیم می‌گیرد، و همزمان مردم محلی در چارچوب تشکیلات اجتماعات محلی خود، هر آنچه را که می‌توانند فراهم می‌کنند و در مورد هر آنچه می‌توانند تصمیم می‌گیرند (رضوانی، 1383: 215).

2ـ1ـ1ـ9ـ نظریات مربوط به توسعه پایدار
انسان برای برآورده ساختن نیازهای خود همواره با محیط طبیعی پیرامون خود در ارتباط بوده و از آن استفاده کرده است. با رشد دانش و فن‌آوری‌های بشری، با شروع كشاورزي و اهلي كردن حيوانات انسان اثرگذاري متمايزي را نسبت به ساير جانداران در اكوسيستم كره زمين آغاز كرد. با رشد صنعت و شكوفايي آن كه نهايتاً با عنوان انقلاب صنعتي از آن نام برده شده، انسان به دخل و تصرف در محيط طبيعي خود سرعت زيادي داد و در خيلي از مناطق دنيا محيط زيست را به‌شدت تخريب كرد. رشد اقتصاد و تجمع سرمايه در دست گروه‌هايي از انسان‌ها و يا در دست مردمي در برخي از مناطق جغرافيايي دنيا نيز به اختلافات اقتصادي و اجتماعي بين مردم دامن زد. انسان‌ها گاه از روي فقر و ناچاري و گاه از روي ثروت و امكانات زياد و طلب سرمايه و ثروت و امكانات فزون‌تر به تخريب محيط دست زده‌اند و هنوز دست مي‌زنند. اگرچه رشد دانش و فن‌آوري و گسترش ارتباطات و روابط بين جوامع بشري خود از يك‌سو در تخريب محيط زيست اثر داشت، اما از ديگر سو اطلاعات و امكاناتي را براي بشر فراهم كرد تا بتواند جهت برخورد با تحولات جديد در زندگي و محيط خود اقداماتي را ساماندهي كند. ديدگاها و نظرات و اقداماتي كه براي اصلاح روابط بين انسان و محيط به راه افتاد و ديدگاه‌ها و جنبش‌هايي كه براي اصلاح روابط اقتصادي و اجتماعي براي انسان‌ها راه افتاد نيز خود در سايه همين پيشرفت‌ها امكان‌پذير گردید.
توسعه پایدار یا Sustainable Development در حقیقت ایجاد تعادل میان توسعه و محیط زیست است. در سال 1980 برای نخستین بار نام توسعه پایدار در گزارش سازمان جهانی حفاظت از منابع طبیعی (IUCN) آمد. این سازمان در گزارش خود با نام استراتژی حفظ منابع طبیعی این واژه را برای توصیف وضعیتی به‌کار برد که توسعه نه‌تنها برای طبیعت مضر نیست، بلکه به یاری آن هم می‌آید. پایداری می‌تواند چهار جنبه داشته باشد: پایداری در منابع طبیعی، پایداری سیاسی، پایداری اجتماعی و پایداری اقتصادی.
ویژگی‌های اصلی مدل درونی از توسعه روستایی به شرح زیر است:
ـ اصل کلیدی ـ منابع خاص منطقه (طبیعی، انسانی و فرهنگی) نگه داشتن کلید به توسعه پایدار آن؛ ـ نیروی پویا ـ ابتکار محلی و سرمایه‌گذاری؛ ـ عملکرد مناطق روستایی ـ اقتصاد خدمات متنوع؛ ـ مشکلات عمده توسعه روستایی ـ ظرفیت محدودی از مناطق و گروه‌های اجتماعی برای مشارکت در فعالیت‌های اقتصادی و توسعه است.
يكي از مهم‌ترين و مؤثرترين تعاريف در اين زمينه از «استراتژي براي حيات پايدار» گرفته شده است (UNEPIWWF/IUCN). تعريف ديگري كه از تلفيق نظريات و مكتوبات UNEP، اتحاديه بين‌المللي براي حفظ طبيعت (IUCN) و WWF كه براي توسعه پايدار آمده عبارت است از: «بهبود كيفيت زندگي در كنار حفظ ظرفيت حاصل اكوسيستم‌هاي حمايت كننده».
و در تعریفی دیگر پایداری مربوط به جائی‌که بتواند استاندارد‌ها و کیفیت زندگی را بهبود دهد و از منابع موجود در محل زندگی به طوری استفاده شود که کودکان و نسل‌های بعدی نیز بتوانند استفاده نمایند و سلامت و تعلیم و تربیت فرزندان و آیندگان نیز تأمین شود (www.ifad.org).
«توسعه پایدار، مدیریت و حفاظت از منابع طبیعی پایه و جهت تغییر تکنولوژیکی و نهادی در چنین شیوه‌ای است که برای اطمینان از دستیابی و رضایت مستمر از نیازهای بشر برای نسل‌های حال و آینده چنین توسعه پایدار در بخش کشاورزی، جنگلداری و شیلات بخش حفظ منابع ژنتیکی زمین، آب، گیاه و حیوانات، محیط زیست غیر اهانت‌آمیز، از نظر فنی مناسب، از لحاظ اقتصادی قابل دوام و اجتماعی قابل قبول است» (FAO, 2008).
توسعه پایدار روستایی فرآیندی است كه ارتقاء همه‌جانبه حیات روستایی را از طریق زمینه‌سازی و ترغیب فعالیت‌های همساز با قابلیت‌ها و تنگناهای محیطی (به مفهوم عام آن) مورد تأكید قرار می‌دهد. در همین رابطه، مهم‌ترین هدف توسعه پایدار روستایی عبارت خواهد بود از قابل زیست كردن عرصه‌های زندگی برای نسل‌های فعلی و آینده با تأكید خاص بر بهبود و توسعه مداوم روابط انسانی ـ محیطی. اگر چنین برداشتی را بپذیریم، آنگاه نه باید و نه می‌توان توسعه روستایی را در افزایش‌های كمی درآمد، تولید و یا برخورداری از واحدهای خدماتی خلاصه نمود. توسعه پایدار روستایی جنبه‌های گوناگونی چون ساختار و روابط محیطی ـ اكولوژیك، ساختار و روابط كالبدی ـ فضایی، ساختار و روابط اجتماعی فرهنگی و ساختار و روابط اقتصادی را شامل می‌شود ولی زمینه‌سازی‌های ساختاری نظیر سیاست‌گذاری‌ها، برنامه‌ریزی‌ها، تخصیص اعتبارات و مانند آن می‌تواند به كاركرد صحیح این فرآیند بیانجامد (جزوه کلاسی عزیزپور، 1390).
توسعه‌ای که در مناطق روستایی بیشتر موردنظر بوده و لازم است تا برنامه‌ریزان روستایی مدنظر داشته باشند به‌شرح زیر است:
1ـ توسعه باید تغییری در جهت بهبود شرایط زندگی برای اکثریت مردم باشد.
2ـ مردمی که از توسعه سود می‌برند باید بیشتر از مردمی باشند که از آن متضرر می‌شوند.
3ـ توسعه باید دست‌کم مردم را نسبت به تأمین حداقل نیاز‌های زندگیشان یا نیاز‌های ضروری زندگیشان مطمئن سازد.
4ـ توسعه باید باعث تشویق خوداتکایی شود.
5ـ توسعه باید بهبود طولانی و مستمر را به ارمغان آورد.
6ـ توسعه باید با نیاز‌های مردم هماهنگی و مطابقت داشته باشد.
7ـ توسعه نباید باعث تخریب محیط زیست طبیعی باشد.

2ـ1ـ1ـ10ـ نظریه حزب توده در مورد اصلاحات ارضی
1ـ برنامه‌ای که تئوری چپ ارائه داد این بود: که حل مسأله کشاورزی تنها به امور کشاورزی مانند عدم تقویت خاک و مرغوبیت بذر و کمبود کود، و کم‌آبی مربوط نیست؛ بلکه به مسأله‌ی مالکیت، زمینداری بزرگ و حفظ اراضی مزورعی در دست بزرگ مالکان نیز ارتباط دارد.
2ـ ایجاد تعاونی‌های تولید در روستاها به‌ویژه در بین دهقانان کم‌زمین، پاره‌ای از دشواری‌های جامعه‌ی دهقانی را پایان می‌دهد و کمک بزرگی به سازمان‌های دولتی خواهد کرد تا برنامه‌ریزی‌های روستایی توسعه‌ی مناطق روستایی را سریع‌تر انجام دهند.
3ـ حذف بزرگ مالکان از جامعه‌ی روستایی تازه آغاز کار است و تقسیم زمین‌های مزروعی آنان بین دهقانان بی‌زمین یا کم‌زمین اگر با تدابیر جدی انجام نگیرد جامعه‌ی دهقانی را با دشواری‌های بزرگ روبه‌رو می‌کند. نخست باید دهقانان را در تعاونی‌های تولید جمع‌آوری کرد و برای افزودن بازده در هکتار تلاش فراوان به‌عمل آورد. 42 درصد کل دهات استان تهران مشمول اصلاحات ارضی شدند (خسروي، 1369: 15).
4ـ کلیه اراضی فئودال‌ها باید تقسیم و به دهقانان بخشیده شود و همچنین کلیه اراضی خالصه و املاک غصبی و زمین‌های سلطنتی و باید ضبط و مجانی و بلاعوض تقسیم شود (نيك آيين، 1359: 58).
5ـ اصلاحات ارضی باید در مناطقی انجام گیرد که در آن نظام سهم‌بری رایج است؛ چون گاهی سهم بردن از محصول در این مناطق به یک ششم می‌رسد. در پاره‌ای از مناطق در زمین‌های بزرگ زراعی که شیوه‌ی روزمزدی رایج است با درنظر گرفتن نوع کشت و مسائل اجتماعی و ملی کردن زمین‌ها و تبدیل نوری آن به تعاونی‌های تولید باید موردنظر قرار گیرد.
6ـ یکپارچه کردن قطعات مختلف زمین‌های زراعی دهقانان می‌تواند اساس اصلاحات ارضی باشد، و نیز بازستاندن زمین‌های زراعی دهقانان که مورد غصب شرکت‌های سهامی زراعی قرار گرفته است ضرورت دارد. لازم است تقسیم زمین و تعیین حداقل زمین برای دهقانان در مناطق مختلف کشور، با درنظر گرفتن نوع کشت و مسأله‌ی آب صورت گیرد، و نیز باید در تقسیم زمین، نوع خاک و زراعت‌های دیمی و آبی درنظر گرفته شود (خسروي، 1358: 60).
7ـ برای حل مسأله‌ی ارضی اقدام به اصلاحات زمینداری نیز ناگزیر به نظر می‌رسد؛ حل نظام آبیاری و استفاده از آب‌های زیرزمینی برای دایر کردن اراضی بایر ضرورت دارد و نیز شیرین کردن اراضی شور به‌خصوص در مناطقی که دهقانان با دشواری خاک روبه‌رو هستند اساس کار می‌باشد این امر و مناطق مختلفی مانند کرمان که دهقانان هم با مشکل خاک و هم با کمبود آب رو‌به‌رو هستند باید درنظر گرفته شود.

2ـ2ـ مباني نظري
2ـ2ـ1ـ پيشينه اصلاحات ارضي در جهان
اصلاحات ارضی مجموعه عملیاتی است كه هدفش تغییر ساختار یك كشور و یا چند ناحیه از طریق اصلاح روابط اجتماعی به‌منظور تأمین شرایط لازم جهت استفاده از فنون زراعی و افزایش تولیدات كشاورزی است. به‌عبارت دیگر اصلاحات ارضی یا الغای رژیم ارباب و رعیتی عبارت است از تغییرات اساسی در میزان و نحوه مالكیت ارضی به‌ویژه ارضی كشاورزی و مراتع به‌منظور افزایش بهره‌وری عمومی جامعه. اصلاحات ارضی در جهان، پس از جنگ جهانی دوم آغاز گردید.
اصلاحات ارضی به‌عنوان یك موضوع استراتژیك عمرانی و انسانی در چند دهه اخیر اهمیت زیادی كسب نموده به‌خصوص بعد از جنگ جهانی دوم در سال‌های 1950 تا 1970 وارد مرحله جدیدی گردیده است. اصلاحات ارضی با توجه به ساختار اقتصادی و اجتماعی كه دارد با فرایند توسعه اقتصادی از یك طرف، تعالی و توسعه فرهنگی و اجتماعی اعم از مردمی یا دولتی از طرف دیگر همبستگی عمیقی دارد، بنابراین در بررسی اصلاحات ارضی هر جامعه ضروری است كه مباحث توسعه اقتصادی و حتی توسعه و تعالی فرهنگی و مناسبات اجتماعی مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.
اندیشمندان در اجرای اصلاحات ارضی در ممالك مختلف جهان بر یك تفكر واحد نیستند. گروهی اجرای اصلاحات ارضی را نفی نموده و عقیده دارند واگذاری زمین به دهقان بی‌سواد و كم سرمایه جوامع را به فلاكت می‌كشاند. زیرا استدلال می‌نمایند كه دهقانان فقط برای رفع حوایج و نیازهای خود به تولید می‌پردازند و قدرت تفكر و برنامه‌ریزی برای تولید بیشتر و با كیفیت بالاتر در این گروه وجود ندارد. درحالی‌كه مالكان سرمایه‌دار و تحصیل‌كرده در بهره‌برداری بهتر از زمین مقبول‌تر عمل می‌نمایند. خوشبختانه تجارب تاریخی نشان داده است كه این دیدگاه از اعتبار چندانی برخوردار نیست. مشروط بر اینكه استعداهای ناشناخته روستاییان پرورش یابد و راه‌های جدید بهره‌برداری بهینه به روستاییان و دهقانان آموزش داده شود. این مسأله نیز باید فراموش نشود كه واگذاری ارضی كشاورزی به مالكان سرمایه‌دار باعث فقر و تنگدستی روستاییان و وابستگی آنان به بزرگ مالكان می‌گردد. هرچند كه تولید و بهره‌برداری كشاورزی مالكان بزرگ باعث رشد محصولات كشاورزی و افزایش تولید در سطح وسیع می‌شود ولی مسأله سودآوری و قیمت محصولات كشاورزی یك كشور عملاً به دست این سرمایه‌داران سپرده می‌شود.
از اصلاحات ارضی دهه‌های اخیر می‌توان به اصلاحات ارضی هند كه در یك فضای دموكراتیك شكل گرفت، اصلاحات ارضی مصر كه تحت رژیم نظامی به اجرا درآمد. اشغال نظامی ژاپن، انقلاب دهقانان بولیوی، اشتراكی كردن مزارع اروپای شرقی، دگرگونی‌های سیاسی و اقتصادی در جمهوری خلق چین كه متأثر از فعالیت‌های جنبش‌های نیرومند انقلابی بود و همچنین سایر برنامه‌های اصلاحی در دهه 1950 تا 1960 در آسیا، آمریكای لاتین، آفریقا و بخصوص اصلاحات ارضی ایران اشاره كرد كه در فضای خاص رژیم پهلوی (در شروع دهه 1960 میلادی برابر با سال 1340 شمسی) به اجرا درآمد.
كشورها از اجرای اصلاحات ارضی سه هدف عمده داشته‌اند: اهداف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی. ازنظر اقتصادی اصلاحات ارضی با افزایش بهره‌وری و تولید كشاورزی، باعث سودآوری و جذب سرمایه‌ها به بخش كشاورزی می‌گردد. از نیروی اضافی روستاییان در صنایع شهری استفاده شده و برای

تکه های دیگری از این پایان نامه را می توانید

در شماره بندی فوق بخوانید

متن کامل پایان نامه ها در سایت homatez.com موجود است

You may also like...